کد خبر: 3325913
تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۹۴ - ۰۴:۳۸

نگاهی به عوامل سلب توفیق نماز و مناجات

گروه اجتماعی: وجود مبارک امام سجاد(ع) در تحلیل عوامل عدم حضور قلب در نماز و مناجات، ما را به عملکرد و حالاتمان در بیرون نماز توجه می‌دهند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، به گفته آیت‌الله جوادی آملی در شرح دعای ابوحمزه ثمالی، تا انسان از تبهکاری‌ها توبه نکند، شرایط قُرب خدا را پیدا نمی‌کند. وقتی به خدا نزدیک نشد، صدای او هم به سمع فرشتگان نمی‌رسد. افرادی که دوراند، مورد عنایت خود قرار نمی‌دهند. لذا امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی عرض می‌کند:

«اَللّهُمَّ تُبْ عَلَیَّ حَتّی لا اَعصِیَکَ وَ ألْهِمْنِی الخِیرَ وَالعَمَلِ بِهِ وَ خَشیَتَکَ بِاللّیلِ وَالنَّهارِ مَا اَبقَیتَنِی یا رَبَّ العالَمِین»

اگر لطف الهی شامل حال انسان شود و اگر خدا خیر را معرفتاً و عملاً‌ به انسان الهام کند و خشیّت الهی نصیب انسان شود در شبانه روز، دیگر بیگانه‌ای نمی‌هراسد و دست به تباهی دراز نمی‌کند.

و در صحیفه سجادیّه آمده است که: «لا تَنقَطِعُ عَنهُ حَوائِجَ المُحتاجِینْ» در تمام لحظات، تمام اشیاء به خدا محتاج‌اند. هیچ لحظه‌ای نیاز نیازمند قطع نمی‌شود. از طرفی هم «یا مَنْ لا تُفْنِی خَزائِنُهُ المَسائِلْ». پروردگارا! ای کسی که هر چه سئوال کنند و تو ببخشی، این مسئلت‌های سائلان و نیازمندان خزینه‌ات را تهی نمی‌کند. پس از این سوی دائماً سئوال، از آن سوی دائماً پاسخ مثبت! نه سئوال از این طرف قطع می‌شود، نه پاسخ از آن طرف قطع می‌شود، نه خزینه تُهی می‌شود.

محصول این حرف‌ها را آیه نورانی سوره الرَّحمن در بردارد که: «یَسْأَلُهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ؛ هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست مى‏‌کند هر زمان او در کارى است»(رحمن، 29). چون هر لحظه سئوال است، هر لحظه او پاسخ مثبت می‌دهد. پروردگارا! هیچ کسی از تو بی‌نیاز نیست. پس این توبه‌ای و انابه‌ای که فیض و فوز توست نصیب ما بفرما! تا ما در تمام شبانه روز در کنار سفره نعمت تو باشیم، چنین که هستیم. بیگانه‌ای را نبینیم، چنین که نباید ببینیم.

در حالی که ما در تمام عبادت‌ها؛ چه نماز، چه غیر نماز آن حضور قلب را نداریم. این دعای نورانی ابوحمزه ثمالی این مسئله را هم به صورت باز و عقلی تحلیل می‌کند. همه ما به این مشکل روبرو هستیم، شاید اُوحدی از انسان‌ها مستثنی باشند. وقتی وارد نماز شدیم، در طلیعه نماز ممکن است با حضور و نیّت وارد شویم، ولی باز حواس‌مان جمع نیست، پراکنده است. این نماز که ستون دین است، پراکنده انجام می‌شود. آن وقت دینی که ستونش پراکنده باشد، محصولش هم پراکندگی خواهد بود. اگر چنانچه ستون پراکنده باشد، مستقیم و استوار نباشد، آن خیمه هم مستقیم و استوار نیست.

ما چه کنیم که در نماز مشکل غفلت نداشته باشیم، تمرکزی داشته باشیم؛ وجود مبارک امام سجاد(ع) بر اساس این تحلیل می‌فرماید که انسان بیرون نماز را باید مواظب باشد، نه درون نماز. درون نماز یک چهار پنج دقیقه بیش نیست. اگر کسی درون نماز بخواهد در تمام این چهار پنج دقیقه خودش را کنترل کند، شاید خیلی سخت نباشد، ولی عمده بیرون نماز است. به بیرون نماز اگر حالاتی، احوالی، گفته‌هایی، رفته‌هایی، نوشته‌هایی و مانند آن داشت و انجام داد، همه این خاطرات می‌ریزد در صحنه نفس انسان. آنگاه همه اینها در حالت نماز ظهور پیدا می‌کند.

مثلاً اگر کسی کتابخانه‌ای داشته باشد و دَرِ کتابخانه به کوی و بَرزن باز باشد، بچّه‌ها و خردسالان گذر از این دَرِ باز استفاده کنند، وارد کتابخانه بشوند، شخصی محقّق بیاید و درِ کتابخانه را ببندد و بخواهد مطالعه کند، بگوید: من یک ساعتی که در این کتابخانه نشسته‌ام، باید آرام باشم، این کار را صحیح انجام نداده است. برای این که در غیر وقت مطالعه در را باز گذاشت، همه بچّه‌ها در سالن مطالعه وارد شده‌اند. آنگاه در آن یک ساعتی که محقّق می‌آید و می‌نشیند، می‌خواهد مطالعه کند، سالن کتابخانه پر از بچّه‌ها و سر و صدا است. قبل از این که این محقّق بیاید در کنار میز مطالعه‌اش بنشیند، باید در را ببندد که بیگانه‌ها و بچّه‌های خردسال نیایند.

این مجاری ادراکی ما نباید به روی بیگانگان باز باشد که‌ آنها هر چه خواستند از راه درک و حرکت ما وارد نفس و ذهن و قلب ما بکنند، آنگاه ما در حال نماز بخواهیم مطمئن باشیم و حضور قلب داشته باشیم . این چنین نیست! عمده بیرون نماز است. اگر در غذا خوردن‌ها، رفتن‌ها، نگاه کردن‌ها، گفتن‌ها، شنیدن‌ها، پوشیدنی‌ها، همه و همه اینها «اَدخِلْنِی مُدْخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ؛ و بگو پروردگارا مرا [در هر کارى] به طرز درست داخل کن و به طرز درست‏ خارج ساز»(اسراء، 80). در آغاز و انجامش حضور و ظهور داشت، انسان خاطرات خوبی دارد. در نماز نه تنها مزاحمی ندارد، بلکه معین و معاونی هم خواهد داشت. ولی اگر در خارج نماز مواظب خود نبود، هر خاطره‌ای را به ذهن راه داد، هر غذایی را خورد، هر حرفی را زد، هر جایی را نگاه کرد، هر کسی را نگاه کرد، هر چیزی را هم دید، چنین اَنبانی هرگز به انسان اجازه حضور و ظهور قلب نمی‌دهد.

ملاحظه فرمودید که امام سجاد(ع) چگونه این مسئله عمیق را تحلیل می‌کند؛ عرض می‌کند:

«الهی! إنّی کُلَّمَا قُلتُ قَدْ تَهَیَّأتُ وَ تَعَبَّأتُ وَ قُمْتُ لِلْصَّلوهِ بِینَ یَدَیکَ وَ ناجَیتُکَ ألقَیتُ عَلَیَّ نُعاساً اِذا اَنَاصَلَّیْتُ وَسَلَبْتَنى مُناجاتَکَ اِذا اَنَا ناجَیْتُ مالى کُلَّما قُلْتُ قَدْ صَلَُحَتْ سَریرَتى وَقَرُبَ مِنْ مَجالِسِ التَّوّابینَ مَجْلِسى عَرَضَتْ لى بَلِیَّهٌ اَزالَتْ قَدَمى وَحالَتْ بَیْنى وَبَیْنَ خِدْمَتِکَ»

خدایا! چه طور شد که هر وقت می‌خواستم مناجات کنم، دعا کنم، دعای کمیل بخوانم، مناجات شعبانیّه داشته باشم، ذکر داشته باشم، نمازی داشته باشم، زیارت عاشورائی داشته باشم، حواسم جمع نیست؟! یا خوابم می‌آید، یا اگر خوابم نمی‌آید، حالت پیلگی و چُرت است، یا اگر اینها نیست، شادابم، وقتم و نیرویم درباره خاطرات تلخ دیگر صرف می‌شود. آن لذّت مناجات را از من می‌گیری، یا مناجات نمی‌کنم، یا مناجات بی‌محتوا دارم. چه طور شد خدایا، هر وقتی ما گفتیم سریره من صالح است و به محفل توّابین نزدیکم، یک ابتهالی، یک بَلیه‌ای، یک آفت و آسیب و گزندی می‌رسد که پای مرا می‌لغزاند و نمی‌گذارد که من به محفل نورانی آنها راه پیدا کنم.

«سَیِّدى لَعَلَّکَ عَنْ بابِکَ طَرَدْتَنى وَعَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى مُسْتَخِفّاًحَقِّکَ فَاَقْصَیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى مُعْرِضاً عَنْکَ فَقَلَیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنى فى مَقامِ الْکاذِبینَ فَرَفَضْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى غَیْرَ شاکِرٍ لِنَعْمآئِکَ فَحَرَمْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنى مِنْ مَجالِسِ الْعُلَمآءِ فَخَذَلْتَنىوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى فِى الْغافِلینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیْتَنى آلِفَ مَجالِسِ الْبَطّالینَ فَبَیْنى وَبَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ اَنْ تَسْمَعَ دُعآئى فَباعَدْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمى وَجَریرَتى کافَیْتَنى اَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّهِ حَیآئى مِنْکَ جازَیْتَنى»

پروردگارا! شاید تو مرا از دَرِ خانه‌ات راندی؛ شاید دیدی که من حقّ تو را سبک شمردم، تو مرا مطرود کردی؛ یا دیدی که من چون از تو اِعراض کردم، با من عداوت داری؛ یا چون دیدی که من در مقام دروغ گویان هستم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی و ترک کردی؛ یا دیدی که نعمت‌های تو را شکر نمی‌کنم، مرا محروم کردی؛ یا دیدی که در مجالس علماء و اندیشوران حاضر نیستم، مرا طرد کردی؛ یعنی به جای این که در محافل علماء شرکت کنم، چیزی یاد بگیرم، در مجالس دیگران شرکت می‌کنم . یا دیدی در بین غافلین به سر بردم، از رحمت خاصّه من ناامید کردی؛ یا دیدی با مجلس‌های طنزگویان و بذله گویان و بَطّالین که عمری را به بطالت می‌گذارند، آنجا صرف کردم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی؛ بِینِی وَ بِینِکَ خَلَّیتَنِی؛ یا نه، اصلاً دوست نداری صدای مرا بشنوی؛ برای این که این حرف، این حنجره در غیر راه تو صرف شده است. دوست نداری چهره‌ام را در مجلس توّابین ببینی، برای این که در مجلس بَطّالین دیدی. دوست نداری که مرا در مجلس پرهیزکاران ببینی، چون دیدی که من در مجلس علماء حضور ندارم، مرا دور کردی. شاید به جرم و جریرت مرا مکافات کردی، یا در اثر کم حیائی من مرا مجازات کردی.

ببینید تمام این علل و عوامل؛ ترک واجب، فعل حرام، فکر فعل مکروه و مانند آن باعث می‌شود که انسان یا توفیق مناجات و نماز ندارد، یا اگر توفیقی پیدا کرد و یک مناجات و نمازی داشته باشد، نماز بی‌حال و بدون حضور انجام می‌دهد. امیدواریم توفیق حضور نصیب همه ما بشود.

captcha