کد خبر: 3326825
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۹۴ - ۰۸:۱۵

خضوع در پیشگاه الهی نشانه محبوبیت بنده نزد خداوند است

گروه اجتماعی: در صحیفه سجادیّه می‌خوانیم که محبوب‌ترین بندگان خدا کسانی‌ هستند که استکبار نورزند، از این رو خضوع در پیشگاه ذات أقدس إله نشانه محبوب بودن بنده نزد خداوند است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، به گفته آیت‌الله العظمی جوادی آملی در شرح دعای ابوحمزه ثمالی، یکی از آداب و سنن نیایش و دعا اِلحاح و اصرار است. اِلحاح و اصرار گاهی به تکرار یک جمله است، گاهی به تکرار مضمون یک جمله در عبارت‌های گوناگون. دعای ابوحمزه ثمالی از مصادیق بارز اِلحاح در دعاست.

وجود مبارک امام سجاد(ع) در سحرهای ماه مبارک رمضان یک مطلب را با عبارت‌های گوناگون، با تعابیر مختلف بازگو می‌کنند و آن بخشش گناهان است. زیرا تا  تبهکاری انسان بخشوده نشود، قُرب الهی نصیبش نخواهد شد و تا قُرب الهی نصیب او نشود، از آن فُوز خاصّ طرفی نمی‌بندد. لذا به ذات أقدس إله عرض می‌کند:

«فَإنْ عَفُوتَ یا رَبِّ فَطالَ مَا عَفُوتَ عَنِ المُذنِبینَ قَبلِی»

پروردگارا! اگر از گناهان من صرف نظر کردی، این کار سنّت دیرینه توست که از تباهی تبهکاران صرف نظر کردی. من اولین گنهکاری نیستم که تو بخشودی، چنین که‌ آخرین گنهکاری هم نخواهم بود که تو بخشیدی.

در صحیفه سجادیّه آمده است که محبوب‌ترین بندگان خدا کسانی‌اند که استکبار نورزند. در پیشگاه ذات أقدس إله خضوع کنند. این نشانه محبوب بودن بنده نزد خداوند است. وجود مبارک امام سجاد(ع) هم در همین جا تخضّع دارد. در صحیفه سجادیّه دارد که:

من فقیرترین فقراء هستم. همه نیازمندند، ولی من از همه نیازمندترم! زیرا هر کسی درکش بیشتر است، می‌داند کمالات فراوانی به امتثال خلیفةُ‌ الله است. وقتی درکش بیشتر بود، احساس خلاء بیشتری می‌کند، قهراً فقر را بیشتر از دیگران احساس می‌کند.

در اینجا عرض می‌کند:

«وَ یا رَبِّ لِأنَّ کَرَمَکَ أیّ رَبِّ یَجِلُّ عَنْ مُجازاهِ المُذنبینْ وَ حِلمِکَ عَنْ مُکافاهِ المُقَصِّرینْ»

شما اگر بخواهی در کُرسی داوری بنشینی و عدّه‌ای را کیفر بدهی، کریمانه اگر بر کُرسی داوری بنشینی، آن کُرسی کرم با جلال‌تر از آن است که تبهکاران را کیفر کند، و کُرسی حلم و داوریِ بردباری، بزرگتر از آن است که دیگران را مکافات کند.

«مکافات» همان جزای وِفاق است. «کُفو» یعنی همتا. ذات أقدس إله در قرآن کریم هیچ جا وعده نداد که جزای محسنین و وارستگان، جزای وفاق است. ولی درباره تبهکاران چنین فرمود: «جَزآءً وِفاقا» (نبأ، 26) یعنی جزاء و کیفر تبهکاران وفق گناه آنهاست، هرگز بیشتر نیست. امّا پاداش محسنان و پرهیزگاران به اندازه آنها، موافق و مطابق آنها نیست؛ بلکه بالاتر از آنهاست: «مَنْ جَآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها؛ هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت»(انعام، 160).

بر اساس آیات قرآن کیفر تبهکاران مطابق عمل آنهاست، بیش از عمل نیست. معادل عمل اینهاست. خداوند هرگز بیش از عمل یک تبهکار او را کیفر نمی‌دهد. امّا خدا هرگز وعده نداد که جزای پرهیزکاران را معادل عمل آنها بدهد؛ بلکه همواره وعده داد: جزاء بهتر از عمل است: «مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ خِیرٌ مِنها» (قصص، 84)؛ از خیرٌ مِنها شروع می‌شود تا «عَشرُ اَمثالِها» یا «وَاللهُ یُضاعِفُ مَنْ یَشآء وَاللهُ واسِعٌ عَلیمْ»(بقره، 261). و امّا درباره کیفر فرمود: معادل آنهاست.

در اینجا وجود مبارک امام سجاد(ع) عرض می‌کند: تو اگر بر کُرسی کَرم و حِلم بنشینی و در ساهره قیامت افراد را احضار کنی، حلم و کرم تو هرگز کُفو ندارد، همتا ندارد؛ تا ما بگوییم برابر با کرم عدّه‌ای را کیفر دادی، چون چیزی برابر کَرم تو نیست! لذا عرض می‌کند: خدایا ! آن کَرم تو اَجلّ از مجازات مجرمین است و حلم تو بزرگتر از آن است که همتا و کُفو تقصیر مقصّران باشد. و من هم به فضل تو پناهنده شدم: «هارِبٌ مِنکِ إلیکَ».

چند جمله در این دعای ابوحمزه ثمالی هست که کم نظیر یا بی‌نظیر است؛ همان «بِکَ عَرَفتُکَ وَ أنتَ دَلَلْتَنِی» از این قبیل است، «إنَّ الرّاحِلَ إلِیکْ قَریبُ المُسافَه» از این قبیل است، «وَ أنَّکَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِکَ إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالَ دُونَکْ» از این قبیل است، «هارِبٌ مِنکَ إلِیکْ» از این قبیل است که اینها توحید ناب است.

در صحیفه سجادیّه هم ما را دعوت به توسّل کرده است. ذات أقدس إله فرمود به این که: «وَابْتَغُوا إلیهِ الوَسیلِه»(مائده، 35) . وسیله را ائمه علیهم السَّلام بازگو کردند؛ هر عملی که انسان با آن عمل به خدا نزدیک می‌شود وسیله اوست. ولایت اهل‌بیت وسیله است، نماز و روزه وسیله است، حج و زیارت وسیله است، صدقات وسیله‌اند. هر عمل قُربی که انسان را به خدا نزدیک می‌کند، توسّل به خداست.

گاهی انسان با نماز به خدا متوسّل می‌شود، گاهی با روزه متوسّل می‌شود. ولی وجود مبارک امام سجاد(ع) در همین بخش‌هایی که خواهد آمد عرض می‌کند: خدایا! من اقرار به گناه را وسیله قرار دادم، چنین که در بخش‌های مناجات و مانند آن هم هست.

ولی بالاتر از همه اینها مطلب اوج گرفته‌ای است که در صحیفه سجادیّه آمده است که عرض می‌کند: خدایا! «وَ وَسیلَتِی إلِیکَ اَلتُّوحید وَ أنّی لَمْ اُشرِکْ بِکِ شِیئاً». اگر دیگران وسیله می‌آورند و اگر تو همگان را دستور دادی به اِبتغاءِ الوَسیله، فرمودی: وَابَتغُوا إلِیهِ الوَسیلِه، من توحید ناب را وسیله آوردم.

من از این که هیچ چیزی را در هیچ لحظه‌ای شریک تو قرار ندادم، این پرهیز از شرک را وسیله قرار دادم . «وَ وَسِیلَتِی إلِیکَ اَلتُّوحید وَ أنّی لَمْ اُشرِکْ بِکَ شِیئاً». این نکره در سیاق نفی نشان می‌دهد که به هیچ وجه مشرک نبود. این همان است که ذات أقدس إله درباره انبیای ابراهیمی و مانند آن تعبیر کرده است که: «یَعبُدُونَنی لا یُشرِکُونَ بِی شِیئا»‌(نور، 55). هیچ چیزی را شریک من قرار نمی‌دهند. نه شرک جَلی دارند، نه شرک خَفی دارند. نه برابر صَنم و وَثن کُرنش می‌کنند، نه برابر هوی و هوس خضوع دارند و نه ریائی دارند و مانند آن.

خدایا! من از تو به تو فرار می‌کنم. کار موحّد ناب هم همین است. انسان هیچ چیز را منشاء اثر نمی‌داند تا از آنها بگریزد، مگر قهر خدا را. و هیچ چیزی را مبداء لطف نمی‌داند تا به سوی بگریزد، مگر مهر خدا را. چنین کسی در خوف و رجاء موحّد است. نمی‌ترسد، مگر از خدا. امید ندارد، مگر به خدا.

در سوره احزاب خشیت را منحصراً درباره ذات أقدس إله خلاصه کرد، «اَلَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ وَ لا یَخشَونَ اَحَداً إلا الله؛ همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ مى‏کنند و از او مى‏ترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند»(احزاب، 39). آنگاه عرض می‌کند:

«اِلهی أنْتَ اُوسَعُ فَضلاً وَ أعظَمُ حِلمَاً مِنْ تُقایِسَنِی بِعَمَلِی».

تو منزه تر از آنی که بخواهی برابر با کار ما پاداش بدهی. یا ما را به خطیئه ما بلغزانی، من کی‌ام؛ «مَا أنَا یا سِیِّدِی وَ مَا خَطَرِی». اصلاً ما به حساب نمی‌آئیم . قدرت بی‌کران بخواهد یک پَر کاهی را، سبک‌تر از پَر کاهی را جابجا بکند، این برای او زیبنده نیست.

«هَبنِی بِفَضلِکَ یا سَیِّدِی وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفوِکْ وَ جلِّلْنِی بِسِتْرِکَ».

«جَلَّل» اگر گفته شده است: فلان شخص را جَلَّلَهُ، یعنی تجلیل کرد، تعظیم کرد. قبلاً هم داشتیم: وَ جَلِّلْنِی بِسَترِکَ. یعنی خدایا! جامه ستّاری را بر پیکر من بپوشان تا به جلال‌ات برسم. وَاعْفُ عَنْ تُوبیخِی بِکَرَمِ وَجهِکْ.

آیت​الله العظمی جوادی آملی

captcha