
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، رجب را که آغاز کردی دیگر دل دل میکنی برای رمضان و شبهای قدرش، آنجا که دعای هر روزت «و بلغنا من شهرالصیام» میشود و ترس از اینکه نکند رمضان المبارک بیاید و تو نباشی، اما به شعبان که میرسی کمی دلت قرص میشود، خود را از میهمانان این ماه حس میکنی اما باز هم تردید داری نکند به رمضان برسی اما شب قدرش را درک نکنی.

خدا را شکر؛ اولین شب قدر نصیبمان شد، نصیب من، نصیب تو و نصیب همه آنهایی که دیشب را با زمزمه العفو العفو به صبح رساندند، و چه زیبا بود طنین این ندا در صحن و سرای او که رئوفش میخوانند. با من همراه شو و لحظاتی را در کنار ضامن دلهای خسته سپری کن...
اذن دخول میخوانم و وارد میشوم، در صحن و سرایش گام برمیدارم، کمی آهسته و کمی تند... میآیم نزدیکتر، نزدیک و نزدیکتر، حال من میمانم و پنجره فولادش، من میمانم و آن گنبد پر از نور، من میمانم و یک دل پر از درد و یک دل پر از آه.

با گامهایی آرام به ضریحش نزدیک میشوم، با زمزمه «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» عرض ادب میکنم و با اشکهایم این ادب را نشان مولایم میدهم، زمزمه میکنم، آن قدر که در همهمه اطرافم غرق میشوم، دیگر نمیبینم آن همه هیاهو را، من هستم و یک امام رئوف، من هستم و یک دل تنها، من هستم و زمزمه «اللَّهُمَّ فَاسْتَجِبْ دُعَائِی وَ اقْبَلْ ثَنَائِی وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَ أَوْلِیَائِی بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ...»
و دیگر اشکها تنهایم نمیگذارند، این منم زائری خسته در شبی پر برکت، شبی از جنس آشتی با خدا، شبی از جنس وصال محبوب در حرم یار... اینجا تنها من نیستم، زائران و مجاورانی هستند که همچون من در نوزدهمین شب ماه رمضان خود را به صحن و سرای دوست رساندهاند و در این مکان پناه گرفتهاند؛ آری این حریم میزبان زائران و مجاورانی شده که میخواهند در اولین شب قدر در کنار میهمان خراسان باشند، میهمانی که خود میزبان هزاران زائر و مجاور است.

دیشب همه آمده بودند تا لحظات ملکوتی اولین شب قدر را در قطعهای از بهشت به صبح برسانند، آنها آمده بودند تا هشتمین نور ولایت را واسطه درگاه احدیت کنند و شبی به یادماندنی را در کنار آستان دوست برای خود رقم بزنند، شبی که سراسر تقدیر است و قضا.
لحظههای بندگی این شب، پس از اقامه نماز و قرائت قرآن در حریم قدس رضوی، با نوای العفو العفو آغاز شده و با زمزمه «سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا رَبِّ» ادامه مییابد. گویی با این زمزمهها فاصله فرشیان با عرشیان کم میشود و آسمان را در همین حوالی میبینی، تنها تو میمانی و معبودت، معبودی که امشب را بهانهای کرده برای خلوت با تو...

اما عاشقان و دلدادگان حریم دوست لحظات ناب بندگی را معنایی دوباره بخشیدند و اینگونه آستان ملک پاسبان رضوی شبی ملکوتی را در کنار اشکها و آرزوهای زائران و مجاوران حریمش گذراند.
عطر معنویت را در جای جای حرم رضوی استشمام میکنی، زائران و مجاوران با دلهایی پر از نیاز و حاجت به درگاه دوست رفته، امام رئوف را ضامن دلهای خسته شان کردند و چونان عاشقانی دلخسته اشک را بهانهای برای وصال محبوب قرار دادند.

اینجا در این صحن و سرا عشق را به گونهای دیگر میبینی، گویی تو هستی و یک دنیا ارادت، تو هستی و یک دنیا اجابت، تو هستی و یک دنیا دلدادگی، اصلا در این آستان تو هستی و مولایی که تو را تنها نمیگذارد... آری تو هستی و او که رسمش ضمانت است، ضمانت دلهای خسته.
قرائت دعا، مداحی و قرآن به سر گرفتن از دیگر برنامههایی بود که با حضور زائران و مجاوران حرم رضوی اجرا شد، زائرانی که واژه واژه دعای جوشن کبیر را با اشک و سوز زمزمه کرده و رهایی از آتش دوزخ را از پروردگار خویش طلب کردند.

و چه زیبا بود آسمان قطعهای از بهشت در نوزدهمین شب رمضان، در جوار پاره تن رسول خدا(ص)... .