
ایرانیان همواره ملتی با فرهنگ و با علم و دانش بودهاند. مردمی که همیشه یکی از راههای اثرگذاری بر جامعه و دستیابی به جایگاه والاتر را در گرو علم آموزی و کسب دانش میدانستند؛ نظام آموزش عالی در ایران پیشینهای کهن دارد و در طی تاریخ طولانی خود مسیر پر فراز و نشیبی را پیموده است و در هر دوره منشأ تحولات متعددی بوده است.
آموزش عالی یکی از نهادهای اجتماعی است که نقشی بینظیر در تغییرات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی دارد. از جمله کارکردهای نظام آموزش عالی میتوان به مواردی چون جامعه پذیری، افزایش احساس تعلق اجتماعی، همبستگی اجتماعی، پیشرفت و توسعه، اشاعه و توسعة دانش، تربیت نیروهای متخصص و کارامد در حوزههای متنوع علمی و پژوهشی، توسعة دانایی و توانایی، اعتلای فرهنگی جامعه، غنابخشی فرهنگ عمومی، حفظ و انتقال و بازاندیشی سنتها، تجدید حیات فرهنگی و ...جامعه اشاره کرد.
آموزش و اهمیت آن در قرآن
قرآن کتاب هدایت و راهنمای سعادت و کمال است و هدایت جز از راه عقل و علم میسر نیست، از این رو علم و دانش اهمیت والایی در قرآن کریم دارد؛ آیات بسیاری از قرآن کریم به ارزش و اهمیت علم و معرفت و ابزار و وسایل تحصیل آن همچون تدبر، تأمل، تعقل و ... میپردازد تا آنجا که آیاتی که به نحوی در باب علم بحث می کند، بخش زیادی از قرآن را به خود اختصاص داده است.
اولین آیهای که بر رسول خدا(ص) نازل شد: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ / بخوان به نام پروردگارت که آفرید (علق/ 1)» در باب خواندن، علم و دانش، معرفت و شناخت بوده است.
آیاتی که در کنار سایر تعالیم و آموزههای قرآن فراگیری دانش و کسب علم را به جد مورد نظر و توجه قرار داده است.
آموزش عالی در ایران
آموزش در ایران سبقهای به درازای تاریخ دارد؛ دانش و خرد همواره از جایگاهی ارزشمند نزد ایرانیان برخوردار بوده است؛ آموزش تخصصی و افزایش مهارت در زمینههای گوناگون در مدارس هخامنشیان رواج داشت. توسعه علوم و فنون و ارتباط با سایر تمدنهای آن روزگار موجب شد که به تدریج مدارس عالی در ایران به وجود آید؛ تاسیس دانشگاه جندی شاپور در سده سوم میلادی نقطه اوج آموزشهای عالی و مطالعه و پژوهش در طب، داروسازی، دامپزشکی، فلسفه و ... بود؛ در زمان ساسانیان نیز آموزش عالی از جایگاهی والا برخوردار بود و دانشمندانی از نقاط مختلف دنیا در کنار همتایان ایرانی خویش، ایران را به عنوان مامنی برای فعالیت علمی و آموزشی خویش بر میگزیدند.
در دوران خلافت مسلمانان نیز ایران میزبان نهادهای آموزش عالی همچون بیتالحکمه، دارالعلم ، دارالشفاء، رصدخانه و ... بوده است؛ سایه سنگین حمله مغول ها بر ایران و آموزش عالی آن مدتها ادامه داشت تا پس از قرنها به همت بزرگمردی چون امیر کبیر، ایران شاهد تاسیس دارالفنون باشد.
با تاسیس دارالفنون در 1227 دیگر بار کشور در مسیر رشد علمی قرار گرفت و شتاب چرخ علم و دانش دانش فزونی یافت؛ 10 سال بعد وزارت علوم شکل گرفت و گرچه بعدها به وزارت معارف تغییر نام داد، اما این نهاد نوپا از بدو شکلگیری در مقام سامان دادن به آموزشعالی برآمد.
رشد و شتاب علمی در کشور و نگاه ویژه به آموزش عالی پس از انقلاب اسلامی رو به فزونی گذاشت به گونهای که با گذر بیش از 3 دهه از عمر انقلاب اسلامی 400 دانشگاه و موسسه آموش عالی متولی آموزش بیش از 4 و نیم میلیون دانشجو در کشورند.
به گواهی موسسات و پایگاههای معتبر علمی، آموزشی و پژوهشی دنیا در سالهای اخیر نرخ تولید علم و شتاب علمی کشور از سرعت خوب و قابل قبولی برخوردار بوده است که بخش عمده آن به همت دانشگاه و دانشگاهیان صورت پذیرفته است.
چالشهای پیش روی نظام آموزش عالی
حرکت در مسیر توسعه و دستیابی به دانشهای نوین، ارتقای کیفیت آموزشی، کاربردی کردن پژوهش در دانشگاهها، حرکت در مرزهای دانش، توجه به نیازهای پژوهشی و آموزشی روز کشور بر اساس پایشهای مستمر و دقیق و بسیاری موارد دیگر نیازمند برنامهریزی دقیق و انسجام در انجام این برنامهریزی است؛ ترکیب هرم جمعیتی کشور و خالی ماندن بخشی از ظرفیت دانشگاهها نیز جزء چالشهای پیش روی آموزش عالی است که نیازمند تدابیر اساسی برای مرتفع شدن آن است.
همه ساله تعداد زیادی از جوانان کشور به قصد ادامه تحصیل دانشگاههای خارج از کشور را بر همتایان داخلی ترجیح میدهند؛ این امر آنجا نگران کننده است که بخش زیادی از آنان نه به قصد تحصیل در دانشگاههای معتبر جهان که با هدف آموزش در دانشگاههای بعضا بیکیفیت کشورهای نظیر هند، ارمنستان، مالزی و ... مهاجرت میکنند که خالی ماندن بخشی از ظرفیت آموزش عالی را توامان با خروج ارز از کشور به همراه دارد.
به نظر میرسد یکی از راهحلهای غلبه بر مشکل ظرفیت خالی دانشگاهها ارتقای کیفیت آموزشی، پژوهشی، خدماتی و تخصیص منابع و امکانات بیشتر به دانشجویان در این بخشها باشد تا از این رهگذر بتوان مانع بخش زیادی از مهاجرت تحصیلی شد.
راه دیگر حل این مساله نوپای نظام آموزشعالی نیز گام نهادن دانشگاهها در مسیر بینالمللی شدن است که مستلزم فراهم کردن شاخصهای بینالمللی است تا بتوان ضمن جذب دانشجویان خارجی و ارز آوری مانع خالی ماندن صندلیهای نظام آموزش عالی کشور شد.
یادداشت از علی آتشزر