کد خبر: 4365832
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۳
در افق بعثت/4

چگونه تشییع رهبری منجر به بازتولید سرمایه‌ اجتماعی و نهادی می‌شود

ارسالی// یکشنبه //چگونه تشیع رهبری منجر به بازتولید سرمایه‌ اجتماعی و نهادی می‌شود /روایت دیوان سالاری آمیخته با اشک و اقتدار

به قلم مجتبی فرجی؛ مدیر اندیشکده فاران

قدم‌ها شتاب می‌گیرند و امواج خروشان جمعیت، گویی سبکبال و بی‌قرار، به سمت میعادگاه اقامه‌ نماز بر پیکر مطهر شهدا و به‌ویژه رهبر شهید رهسپار می‌شوند؛ در این میانه‌ پرالتهاب که هر تپش قلب، آمیخته با داغ فقدان و شکوه بیعت است، پیش از آنکه به آستانه‌ مصلای تهران وارد شویم، چیدمان شگفت‌انگیز و سامان‌مندی غریب این پهنه‌ وسیع شهری، نگاه خیره و جست‌وجوگر را به خود معطوف می‌سازد.

در امتداد خیابان‌هایی که به قلب تپنده‌ این وداع گشوده شده‌اند، حجم عظیمی از زائران و عزاداران به سرعت در حال حرکت هستند، اما آنچه حیرت‌انگیز جلوه می‌کند، فقدان هرگونه آشفتگی و گره‌خوردگی در شریان‌های عبور و مرور است؛ چرا که پیش از رسیدن به مصلی، پلیس راهنمایی و رانندگی با نظمی بی‌نقص و صبوری مثال‌زدنی، مسیرهای فرعی و اصلی را به گونه‌ای مدیریت می‌کند که گویی این رودخانه‌ خروشان انسانی، در بستری از پیش طراحی‌شده و آرام جریان دارد. هم‌زمان با عبور از زیر سایه‌سار موکب‌هایی که در آن گروه‌های جهادی و داوطلب مردمی با رایحه‌ خوش اسپند و چای معطر صلواتی از زائران خسته پذیرایی می‌کنند، سایر نهادها همچون شهرداری تهران نیز با استقرار فعال نیروهای خود و تأمین زیرساخت‌های رفاهی اولیه نظیر آب آشامیدنی گوارا و وضوخانه‌های در دسترس در هر گوشه و کنار، آرامش خاطر عجیبی را بر این پهنه‌ پرجمعیت حاکم کرده است تا همگان بدون دغدغه‌ه، خود را به صفوف به هم پیوسته‌ نماز عشق برسانند.

در مسیر رسیدن به میعادگاه نماز، شاهد حضوری هستیم که مرزهای میان «دولت» و «ملت» را در می‌نوردد؛ سازمان‌های پشتیبان نظیر ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد مستضعفان، با رویکردی پیش‌دستانه و لجستیکی، چنان چتر خدمات خود را گسترانیده‌اند که گویی تمام توان اقتصادی و اجرایی نظام در یک نقطه برای تکریم امت متمرکز شده است. این نهادها که در ادبیات توسعه، غالباً با نگاهی ساختارگرایانه قضاوت می‌شوند، اینجا در مقام کارگزاران تمدن‌ساز ایفای نقش می‌کنند. 

این صحنه، یعنی دسترسی بی‌وقفه به وضوخانه‌های سیار، مراکز توزیع آب آشامیدنی در هر قدم و امدادرسانی لحظه‌ای نیروهای هلال‌احمر که با صبوری در میان جمعیت می‌لولند، تنها یک موفقیت اجرایی ساده نیست؛ بلکه تجلی دولت اسلامی در تراز نظام‌سازی تمدنی است. شهید والامقام، آن امام شهید که امروز بر پیکر مطهرش نماز می‌گزاریم، در سیر تکاملی نیل به تمدن نوین اسلامی، همواره بر پنج مرحله‌ بنیادین تأکید می‌ورزیدند که دولت اسلامی در میانه‌ این زنجیره، نقشی تعیین‌کننده و مفصل‌بندی‌شده ایفا می‌کند. دولت اسلامی در این نگاه، نه صرفاً یک ساختار سیاسی برای توزیع قدرت، بلکه مجموعه‌ای از کارگزاران و نهادها است که روح اسلام و جهت‌گیری تمدنی در تمام اعضا و جوارح اداری آن رسوخ کرده باشد.

آنچه امروز در نظم آهنین سپاه محمدرسول‌الله و نهادهای امنیتی مشاهده می‌کنیم، که در اوج تهدیدات منطقه‌ای، امنیتی چون کیان‌ اسلام را پیرامون این سوگ جمعی فراهم آورده‌اند، گواهی بر تحقق بخشی از این آرمان بلند است.

از منظر سیاست‌گذاری فرهنگی، این رخداد را باید فرآیند ذوب بروکراسی در بوته‌ ایمان تحلیل کرد؛ چرا که نهادی چون شهرداری تهران، در این مقطع، از یک سازمان خدماتی صرف به یک میانجی فرهنگی و تمدنی ارتقا یافته است. این همان وجه سخت‌افزاری تمدن است که در کنار وجه نرم‌افزاری (سبک زندگی مومنانه)، شاکله‌ تمدن نوین را می‌سازد. تمدن، بدون نظام و ساختار فرومی‌پاشد و نظام، بدون روح متعالی، به قفسی آهنین و ملال‌آور بدل می‌گردد. در این تشییع، ما با یک نظام تپنده مواجهیم که در آن، پاکبان شهرداری، افسر پلیس، پزشک هلال‌احمر و نیروی امنیتی، همگی خود را در یک کل واحد به نام امت مبعوث تعریف می‌کنند. این هم‌گرایی نهادی، پاسخی است عملی به ضرورت کارآمدی در دولت اسلامی؛ کارآمدی‌ای که نه از الگوهای وارداتی مدیریت عمومی نوین، بلکه از الگوی تعظیم شعائر و خدمت جهادی نشأت می‌گیرد.

ارسالی// یکشنبه //چگونه تشیع رهبری منجر به بازتولید سرمایه‌ اجتماعی و نهادی می‌شود /روایت دیوان سالاری آمیخته با اشک و اقتدار

در لایه‌های عمیق‌تر معرفتی، این نظام‌سازی مقتدرانه، ریشه در قرآن کریم و سنت حکمرانی علوی دارد. آنجا که خداوند در آیه ۴۱ سوره حج می‌فرماید:«الّذين إنْ مكّنّاهمْ في الْأرْض أقاموا الصّلاة وآتوا الزّكاة وأمروا بالْمعْروف ونهوْا عن الْمنْكر»، به روشنی بر این نکته تأکید دارد که تمکین در زمین و در اختیار داشتن ابزارهای حاکمیتی(لجستیک، امنیت، بودجه و ساختار)، باید در جهت اقامه‌ حق و خدمت به خلق خدا باشد. نظم مستقری که امروز در مصلای تهران شاهدیم، در حقیقت تجسم اقامه‌ دین در ساحت حکمرانی است. در حقیقت، ما با یک عقلانیت قدسی مواجهیم که در آن، دقت مهندسی مسیرها و پیش‌بینی نیازهای رفاهی جمعیت، نه به قصد انتفاع مادی، بلکه به نیت تقرب به درگاه الهی و تکریم خون شهید صورت می‌گیرد.

تحلیل جامعه‌شناختی این پدیده نشان می‌دهد که چگونه تشییع کارگزار تراز انقلاب، منجر به بازتولید سرمایه‌ اجتماعی نهادی می‌شود. در حالی که در جوامع مدرن، بحران اعتماد میان مردم و بروکراسی‌های دولتی به یک چالش ساختاری بدل شده است، در اینجا می‌بینیم که مردم چگونه با اطمینان خاطر، هدایت پلیس را می‌پذیرند و به خدمات نهادهای حاکمیتی تکیه می‌کنند. این اعتماد، محصول یک تجربه‌ مشترک زیسته در میدان جهاد است. نهادهایی که تا دیروز در ذهن برخی، مفاهیمی انتزاعی یا دوردست بودند، اکنون در قالب «خادم ملت» در دسترس‌ترین نقاط خیابان ظاهر شده‌اند. این استحاله، کلید فهم تمدن نظام‌ساز است؛ تمدنی که در آن، قدرت نه برای تسلط، بلکه برای تمکین ایمان و تسهیل بندگی به کار گرفته می‌شود.

به لحاظ ریخت‌شناسی شهری، مصلای تهران در ایام وداع و تشییع، از یک بنای معماری عظیم، به یک سازه‌ تمدنی فعال تغییر ماهیت داده است. تمام سیستم‌های پشتیبان، از فاضلاب و برق گرفته تا مخابرات و حمل‌ونقل ریلی، در یک هم‌افزایی بی‌سابقه، محیطی را فراهم آورده‌اند که در آن، فردیت آدم‌ها در جمعیت حل می‌شود اما کرامت انسانی‌شان به واسطه‌ نظم و خدمات شایسته، حفظ می‌گردد. این همان نقطه‌ تلاقی فناوری و معنویت است که در تمدن غرب به جدایی گراییده بود، اما اینجا در ساحت تشییع امام شهید به وحدت رسیده است. سازمان‌هایی نظیر هلال‌احمر، با استقرار پایگاه‌های درمانی موقت، نه تنها سلامت جسمی حاضران را صیانت می‌کنند، بلکه با حضور آرام‌بخش خود، به امنیت روانی جامعه در یک شرایط بحرانی و خطیر مدد می‌رسانند.

در حقیقت، این توجه ما را به این حقیقت تمدنی رهنمون می‌سازد که حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی، فرآیندی است که در آن بعد سخت و بعد نرم تمدنی باید هم‌زمان و هم‌گام رشد کنند. اگر نظام اسلامی نتواند در لحظات سرنوشت‌ساز، توان سازماندهی، مدیریت جمعیت و پشتیبانی لجستیک خود را به رخ بکشد، در حد یک نظریه‌ اخلاقی باقی خواهد ماند؛ اما آنچه امروز در تهران رخ می‌دهد، رژه‌ اقتدار اجرایی دولتی است که خود را زمینه‌ساز دولت کریمه‌ مهدوی می‌داند. این نظم برآمده از سوگ، این دیوان‌سالاری آمیخته با اشک و این اقتدار توأم با لبخند خدمت، همان جوهره‌ تمدن نظام‌ساز است که در آن به قول سعدی، نهادها نه بار خاطر، بلکه یار شاطر امت در مسیر هجرت به سوی حق هستند. بدین‌سان، تشییع امام شهید، نه یک پایان، بلکه یک مانور تمدنی برای تمرین حکمرانی در عصر ظهور است؛ جایی که نظم، صبوری، خدمت و اقتدار، در ذیل سایه‌ بلند ولایت، شاکله‌ جهانی نو را ترسیم می‌کنند.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha