
به گزارش ایکنا، حجتالاسلام والمسلمین مصطفی عزیزی علویچه، استاد و پژوهشگر فلسفه، در نشست علمی «تحلیل حادثه عاشورا براساس تعامل نفس و قوای آن» که توسط مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد، اظهار کرد: تاکنون به واقعه عاشورا از منظرهای مختلفی چون سیاسی، عرفانی، اخلاقی، اجتماعی و مدیریتی پرداخته شده است؛ اما میتوان این رخداد را از منظر «علمالنفس فلسفی» و «قوای نفس» نیز تحلیل کرد.
وی با اشاره به مداخلهای مختلف در این بحث، افزود: هر کنشی از سوی انسان، ریشه در یکی از قوای نفسانی او دارد. حال باید بررسی کنیم که کنشهای جبهه حق و باطل در عاشورا، به کدام قوه نفسانی طرفداران این دو جبهه بازمیگردد؟ طبق نظر ابنسینا، تفاوت در افعال انسانها، ناشی از تفاوت در منشأ آنها یعنی «قوای نفسانی» است. پیشفرض این مسئله براساس حکمت مشاء، این است که هر فعلی وابسته به قوهای از قوای انسانی است. از آنجا که هر کنش انسانی برخاسته از یک پایگاه شناختی و معرفتی است، لذا تحرکات هر دو لشکر در عاشورا نیز وابسته به خاستگاه شناختی آنان است.
این پژوهشگر در پاسخ به این پرسش که «چرا باید به دنبال منشأ این افعال باشیم؟»، افزود: یکی از مهمترین اهداف این بحث، تحلیل خطی و الگوگیری از حادثه عاشورا است تا هر یک از ما با بازگشت به نفسمان، بررسی کنیم که اگر در کربلا بودیم، در کدام جبهه (حق یا باطل) قرار میگرفتیم. در علمالنفس فلسفی، دو قوه «واهمه» و «عاقله» نقش سلطان و رئیس را دارند؛ یکی رئیس قوای انسانی و دیگری رئیس قوای حیوانی انسان است. از آنجا که نمیتوان رفتارشناسی تکتک کنشگران جبهه حق و باطل را انجام داد، باید تحلیل خود را بر «قوای حاکم» بر این دو لشکر متمرکز کنیم.
عزیزی در ادامه تصریح کرد: قوه واهمه، حاکم بر بُعد حیوانی یا به عبارت دیگر، همان «نفس حیوانی» است. این قوه، مدرک مفاهیم جزئی است و مواردی مانند عداوت، محبت، خوشایندی و ناخوشایندی در حیطه آن قرار دارد. قوه واهمه با وجود اینکه عقل باید محدوده و منطقه ممنوعه آن را تعیین و کنترل کند، اما گاهی از این حد تجاوز میکند.
این پژوهشگر با اشاره به اینکه از دیگر ویژگیهای «قوه واهمه» این است که سایر قوای نفسانی خادم آن هستند، افزود: بوعلی سینا بر دو قوه حیوانی، یعنی «قوه حاسه» (حواس پنجگانه) و «حافظه» تأکید بسیاری داشته است. ویژگی قوه واهمه این است که تحت تأثیر محسوسات و خیالات قرار میگیرد؛ لذا حکم صادر شده توسط آن، قطعی نبوده و ماهیتی تخیلی و ظنی دارد. همچنین، این قوه به دلیل مجاورت با عقل، قویتر و فعالتر از قوه واهمه حیوانی است.
وی در ادامه توضیح داد: در مقابل، ویژگی «قوه عاقله» این است که تنها از حق تبعیت میکند و چیزی جز حق را نمیپذیرد. در این ساختار، عقل خادم و تابع «عقل نظری» است و «عقل عملی» به تنهایی استقلال در اجرا ندارد. امام حسین(ع) در روز عاشورا بارها به لشکران دشمن تذکر دادند که در حال اطاعت از شیطان هستند؛ به تعبیری، مدخل نفوذ شیطان در انسان همان «قوه واهمه» است؛ همانطور که در آیه شریف ذکر شده: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ» (شیطان بر آنها چیره شد و یاد خدا را از یاد بردند).
عزیزی بیان کرد: در مقابل، نفس حاکم بر یاران اباعبدالله الحسین(ع)، «نفس عاقله» بود که با نور فطرت و ایمان منور شده بود. شاید این تحلیل، نگاهی نو به این جمله امام شهیدمان(ره) باشد که فرمودند: «مثلی لا یبایع مثل یزید» (کسی مانند یزید، با یزید بیعت نمیکند). در وجود صحابه امام حسین(ع)، مفاهیمی چون وفاداری، تبعیت از حق، شجاعت و دلیری، استقبال از مرگ، حریت و آزادگی، لذت بردن از عبادت و التزام به ارزشهای انسانی موج میزند که همگی ناشی از همین «قوه عاقله» است.