
کاروان ابدان مطهر جانباختگان منا بالاخره بر روی دستان مردم داغدار ایران جای گرفت؛ داغی که به فرمایش رهبر معظم انقلاب فراموششدنی نیست و یک لحظه از نظر هر ایرانی باغیرت جدا نمیشود.
خیل عظیم مردم عزادار با غم و اندوه از جلوی درب دانشگاه تهران با کاروانها به راه افتادند. بسیاری با چشمهای خیس ندای «یا حسین» و «یا زهرا» بر لب داشتند و برخی با صدای بلند فریاد مرگ بر آمریکا و آل سعود و «میکشم میکشم، آنکه برادرم کشت» را سر میدادند. موج عزاداران با این زمزمه یکپارچه در حال تشییع کاروان مهاجران الی الله بودند؛ این حضور هماهنگ، نماد وحدت و کلمه واحده بودن امت را در برابر دشمنان واحد ترسیم کرده بود.
در این بین پس از راه افتادن جمعیت در مسیر، برخی با پلاکاردها و دستنوشتههایی مشاهده شدند که دهنکجی عربستان را به خاطر سیاستهای ذلیلانه دولت معرفی میکردند و اسم بعضی از مقامات داخلی را ذکر میکردند؛ برخی از مردم بیتفاوت یا با تأیید از کنار آنان رد میشدند ولی برخی دیگر اعتراض میکردند که اکنون جای طرح این مسائل نیست.
برخی افرادی که در کنار پلاکاردها بودند با عصبانیت و برخورد تند با معترضین مواجه میشدند و با هل دادن و یا صدای بلند افراد معترض را که بعضا از پیرمردان و بانوان بودند، دور می کردند. البته با تجمع مردم و بیشترشدن معترضان که همه از قشر مذهبی بودند، در برخی مواقع این دستنوشتهها - با وجود اصرار صاحبانشان - جمع میشد.

البته این صحنهها در بسیاری از راهپیماییها دیده میشود؛ دیگر مردمی که به قصد اعلام برائت از استکبار جهانی یا دشمن خارجی جمع میشوند، همواره با دستنوشتههایی که مقامات و شخصیتهای داخلی را هدف توهین یا نقد صریح قرار میدهند، آشنا هستند، اما شرایط کنونی و شاید رهنمود رهبر معظم انقلاب مبنی بر همراهی مردم و دولت، واکنش مردم عزادار را به این اعتراضات بیشتر کرده بود.
این افراد در نظر نداشتند که مردم عزاداری که با لعن بر آمریکا و آل سعود، دشمن استکباری خارجی را هدف قرار دادهاند، برنمیتابند که برخی در داخل به جای پرداختن به این دغدغه بزرگ ملت و اعلام برائت از دستان خونآلود آل سعود، تفاوت سلیقههای سیاسی را محملی برای برافروختن اختلاف و تفرقه داخلی قرار دهند.
البته وقایعی از این دست ریشه در اتفاقاتی دارد که در فضای سیاسی و رسانهای کشور شاهدیم؛ دستدادن ظریف با رئیسجمهور آمریکا در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل موجی از واکنشها را در پی داشته و افراد بسیاری به این مسئله واکنش نشان دادهاند، اما آنچه مهم است اینکه کشیدن این اختلاف به کفِ خیابان و در فضای نامناسب که باید مظهر وحدت، قدرت و اتحاد مردم و حکومت باشد، کار صحیحی نیست، مخصوصا اینکه بحمدالله فضای گفتمان نقد پس از کنار رفتن دولت دهم بسیار باز شده است.
اکنون چه در صداوسیما و چه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی و چه در مطبوعات و رسانهها، عرصه فراخ و گستردهای برای نقد و اعتراض وجود دارد تا آنجا که منتقدان می توانند به راحتی در مقابل مجلس شورای اسلامی تحصن کنند. منتخبین محترم مردم در مجلس از همان لحظه انتشار خبر، به نقد جدی و اعلام پیگیری قطعی این مسئله در مجلس پرداختند. این انتقادات در مجلس آن قدر رو به افزایش رفت که نائبرئیس مجلس شورای اسلامی پس از توهین و نقد خارج از عرف یک نماینده به وزیر امور خارجه، مجبور شد میکروفن وی را ببندد و از روحیه انقلابی و غیرت ظریف دفاع کند.
پیش از این جریان، برخی سایتهای خبری و خبرگزاریها نیز در اوج عزای عمومی و عطش مردم برای پیگیری وضعیت جانباختگان و عکسالعمل مقامات عربستانی، شروع به انتشار مصاحبهها و یادداشتهای تند و موضعگیریهای متعدد و بعضا عجیب، علیه این اتفاق کردند. بسیاری از مخاطبینی که برای پیگیری اخبار فاجعه منا به جستوجو در سایتهای خبری میپرداختند با این لحنهای تند مواجه میشدند.
آنچه ظریف انجام داد، چه خلاف دیپلماسی انقلابی و اصول سیاست خارجه کشور باشد و چه رفتاری در چارچوب اخلاق اسلامی و مواجهه اتفاقی، حتما جای نقد و بررسی دارد و این مسئله در مجال خود محفوظ است؛ آنسان که علاوه بر نمایندگان محترم، بسیاری از چهرههای سیاسی حتی مسئولان قوه قضائیه نیز نظر خود را درباره این مسئله بیان کردند.
حال افرادی که این اتفاق را جریانی عمدی برای سادهسازی و عادیسازی رابطه با ایالات متحده امریکا و ایجاد حفرههای فرهنگی و سیاسی در راستای آن میدانند، باید به شیوه و ادبیات نقد و مکان و زمان مناسب طرح این ادعاها دقت کنند؛ افرادی که دیپلماسی دولت را که مورد توجه جهانیان قرار گرفته و برخی دستاوردهای آن - از جمله خارج کردن ایران از ذیل منشور هفتم سازمان ملل - قابل انکار نیست، در برابر آنچه دیپلماسی «اتفاقی» یا دیپلماسی «هرج و مرجی» و ذلتمندانه خوانده بودند، دیپلماسی «تفرقه» را برگزیدند!
دیپلماسی تفرقه یعنی از هر فرصتی و هر زمان و مکان برای نقد دولت و طرح مسائل سیاسی به عرصههای جامعه بهره بردن؛ یعنی آنچه که مزدوران سعودی بر سر حاجیانی از 18 کشور دنیا آوردند را به نقد مسئولان پیوند زدن؛ یعنی به جای بررسی منطقی، اصولی و تفصیلی برجام در مجلس آن را به تحصن و اعتراض خیابانی کشاندن؛ یعنی رفتار شبههبرانگیز ولی محترمانه یک مقام ایرانی را با الفاظی تند و غیرمحترمانه پاسخ داد و به جای نقد علمی و پیگیری مسئولانه از لفاظی و توهین بهره ببردن.
البته این رویکرد از سوی جریانات مقابل نیز بعضا به چشم میخورد. رویکردی که سعی می کند از مسابقه پیامکی یک برنامه طنز استفاده سیاسی کند و به هر بهانهای نزاع سیاسی را به عرصه عمومی کشور بکشاند. اگرچه برای این جریان بستر خیابان امن نیست اما فضای مجازی جولانگاه شایعه سازی و فتنه آفرینی می کنند تا مردم دچار تنش، افسردگی و سرخوردگی شوند.

مردمی که کشتی عظیم انقلاب اسلامی را در میان امواج متلاطم دنیای معاصر به آب انداختند و با سکانداری ولایت فقیه راه را گم نمی کنند، هیچ گاه فریب این جریانات را نمی خورند و در مقابل آتش فتنه داخلی و خارجی مسیر خود را ادامه می دهند.
تاریخ و تجربه در دوران انقلاب نشان میدهد که هر گروه و جریانی که مخالف یکی از اصول انقلاب و مغایر با رهنمودهای طلایی رهبری خردمند کشور حرکتی انجام دهد، در مرور زمان محکوم به شکست است. هرچند فضا برای طرح اختلاف سیاسی و یا پیگیری هر گونه عملکرد شبههناک در چارچوب اخلاق، منطق و اصول پذیرفتنی است و بسیاری از سیاستمنداران از هر دو جناح مصالح کشور را بر منافع حزبی ترجیح نمیدهند.
محمد پارسائیان
بسیار به جا و منصفانه