کد خبر: 3384994
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۰

طنین نوای شاه حسین گویان عطر مُحرَم را به مشهد آورد + عکس

گروه اجتماعی: سال قمری با نوای یا حسین(ع) تحویل شد و ماه محَرم با فریاد لبیک یا حسین(ع) عزاداران سید و سالار شهیدان در شهر بهشت آغاز شد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، اینجا مشهد است، هر طرف که رو کنی عقربه نگاهت به سمت حرم می‌چرخد آنجا بهشت را می‌‌بینی؛ از حاشیه خیابان‌های متبرک به قدوم زائران و عزاداران امام حسین(ع)، آن هم در آخرین روز ذی‌الحجه عبور که می‌کنی، صدایی و نوایی، رنگی و مردمی را می‌بینی که گویا سال به تازگی برایشان تحویل شده است، تحویل که نه انگار همه چیز با این اشک‌ها و قدم‌ها و نو شدن‌ها یکی شده است و همگی با لباس سیاهی که به آن خو گرفته‌اند از طینت انسانی ممکن الخطای خود رو برمی‌گردانند.

صحبت از رفتن شد و قدم برداشتن، صدای طبل‌های طنین‌انداز به گوشم می‌رسد صدا مرا به سوی خود می‌کشاند، حرکتی منظم و شکیل و نوری از دور به چشمانم می‌خورد و جمعیتی گرد آن حرکت عظیم مرا مجاب می‌کند که به سوی این خیل عظیم، نزدیکتر شوم.

ندای سوزناکی به گوشم می‌رسد، مردی در ابتدای این دسته است گویا ریش سفید و پیرغلام این هیات است که همگام با آنها و بیرون از دسته به سوی حرم پایاپای قدم می‌گذارد، نزدیک‌تر می‌شوم، در داخل دسته و در رأس آن پیرغلامان دیگری را می‌بینم که سردمدار دسته‌اند، عده‌ای از این پیرغلامان در ادامه این دسته با شالی سبز بر دوش که سوغات کربلاست، قدم در راه می‌گذارند.

جمعیتی عظیم در ادامه، که نوای شاه حسین و واحسین آنها لرزه بر اندامم می‌اندازد، هر کدام شمشیری در دست دارند و به شکلی همچون سربازان و سلحشوران و قهرمانانی که همیشه در رویاهای خویش تجسم نموده‌ام، با حرکتی و رقص شمشیری در میانه میدان که حتی لحظه‌ای نمی‌ایستند، هر کدام پشت به پشت هم، گویا دست در نیام دیگری دارند و هیچ خللی در این میان نمیبینم.

بیشتر که دقت می‌کنم در میان رهگذران زنی را می‌بینم که فرزندی شیرخوار را به آغوش کشیده و اشک از دیدگانش جاری است و به مردانی که همچون سرباز و قدم در راه با نوای شاه حسین، وای حسین، در حرکت‌اند گوش می‌سپارد و چشم دوخته است.

کمی آن طرف‌ مرد محاسنش خیس شده و زنی با گوشه چادرش اشک‌هایش را پاک می‌کند تا چادر به جا مانده از فاطمه(س) را متبرک کند به اشک‌هایی برای داغ فرزند فاطمه(س) تا یادوار این شود که حسین(ع) تنها نیست، که نه تنها یادش برای رفتن، رسیدن، نماندن و ماندن یاد و دلیل قیام حسین است، می‌رود تا ماندنی باشند.

اهل بازار را می‌بینم آنها آذربایجانی‌های مقیم مشهد را خوب می‌شناسند، هر سال منتظرند تا محرم بیاید و رنگ و بوی محرم را تازه کنند و بسازند، چه ساختنی، گویا بازار حاشیه خیابان در ساعات شلوغی خودش ناخودآگاه، تعطیل شده است. کسبه نیز برای شرکت در عزاداری شاه حسین گویان با ظرف های اسپند فضای این مجلس عزا را معطر میکنند، اشک می‌ریزند و با این دسته همراه و می‌شوند.

از اشک سخن گفتم و هنوز در بهت به سر می برم که این چه سوزی است که همه را با خود همراه می‌کند که ناخودآگاه هر چقدر هم دلت سیاه باشد و غبارآلود، هر چقدر هم سنگ باشد، باز هم در این میدان چشم‌هایت و اشک‌هایت به اختیار خود نیست و می‌گرید، می‌گرید بر غریبی حسین(ع) و ای کاش و حسرت ...

در این دریای بی‌همتای دنیا گویا اشک هایم شده است قایقی شکسته و پهلو گرفته بر ساحل این عزا تا برای غبارروبی خیابان‌های متبرک به قدوم عزاداران مژه‌هایم را جارو کنم. خیابان‌های اطراف حرم شده است رود و جریان، و رفتن، شریان‌های اصلی این رود را هیات شاه حسین‌ گویان غبارروبی می‌کند از خودشان که حکایت این دلدادگی و شور را می‌‌پرسی می‌گویند ما وام‌دار جنگ‌ آوری حق علیه باطل هستیم.

بیشتر که دقت می‌کنم و دل می‌دهم به نوای طبل و سنج و شیپور و حرکت عظیم و یکنواخت و رقص شمشیر و چوب بین زمین و آسمان ناخودآگاه تجسمی از دلاورمردانه عاشورا به ذهنم خطور می‌کند، نوایی به زبان آذری به گوش می‌رسد.

حسینین گول آدی حسینه درده دوادی   حسینین تربتی خاک شفادی
(نام زیبای حسین درمان دردها است)                    (تربت کربلای او خاک شفا است)

قربان اولوم جلالوه آقام ابوالفضل    ایسته جلاخ درباروه آقا ابوالفضل
(فدای جلالت شما یا اباالفضل)                     (ما را به حریمت دعوت کن یا اباالفضل)

فرقی نمی‌کند کسی معنای این واژه ها را بداند یا متوجه عبارات آن نشود، تنها باید گوش جان را به نوای آذری این زائران و مجاوران بسپاری تا اشک امانت ندهد، این واژه ها به قدری غمبار، سوزناک و دلگیر است که اشک دیده جاری می شود و دل عزادارتر از قبل.

شاه حسین گویان خود را پیروی اصحاب پیروی حسین می‌دانند و این است رسم دلدادگی، دل میسپارم و غرق می‌شوم در این رود خروشان که برای عرض تسلیت به آقای شهر بهشت و صاحب عزای سالار شهیدان راهی حرم مطهر است. صدای طبل و رقص و شمشیر و نوای شاه حسین  و وا حسین مرا با خود می‌برد به انتهای یک آغاز، آغازی که از دل خون خدا برمی‌خیزد و رودی می‌شود به سوی معبود.

سید مصطفی ابراهیمی

مسعود
|
-
|
۱۹:۱۶ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۲
0
0
امسال جای خالی حاج محمد حسین محمودی که بنیانگذار هیئت مکتب الرضای آذریهاو موسس مراسم شاه حسین بود به شدت احساس میشد.
به آذریهای مشهد غبطه میخورم که همچین نوکر بی ریا و خالصی رو بین خودشون داشتند. افسوس ...
captcha