کد خبر: 3385192
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۵

کمال ایمان و مراتب تعالی بشریت در عاشورا جلوه‌گر است

گروه اجتماعی: واقعه عاشورا یک رخداد تاریخی صرف نیست یک جهان معرفت است با یک جهان‌بینی؛ جهانی که در آن مراتب تعالی را به تمامی می‌بینیم و ایمان به کمال بلوغ خود می‌رسد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، شاید محرم فصل نوحه و ماتم، فصل فراق و جدایی به نظر برسد، اما در حقیقت این‌گونه نیست؛ محرم فصل بهار ارزش‌هاست. ایستادگی، شجاعت، مبارزه با ظلم، کج‌روی و ... . و هزار و چهارصد و اندی سال است مشکی پوش عزای گم شدن این ارزش‌هاییم.

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب/ کاشوب در تمامی ذرات عالم است/ این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست/ این چه شمعی است که جان‌ها همه پروانه اوست، از آدم ابوالبشر تاکنون از خود می‌پرسیم این چه شین و شیدایی است که در جان  ذرات عالم افتاده ... محرم یعنی زندگی دوباره، از نو مسلمان شدن.

شاید حرّ تو باشیم

سنج و دمامه، طبل و دهل، دسته و زنجیره، عَلَم و علامت‌ عزای پسر فاطمه(س)، ترجمان یک حرف است: آقا جان دست دراز کن تا بیعت کنیم؛ نمی‌گوییم اباالفضل(ع) و زینب(س) می‌شویم، شاید حرّ تو باشیم.

می‌خواهید ایران را در یک روز متحد و منسجم ببینید، باید در خیابان امام رضا(ع) مشهد نظاره‌گر جشنواره دسته‌های حسینی باشید؛ جایی که رنگ‌ها در سیاهی عزای محرم رنگ می‌بازند و زبان‌ها و لهجه‌ها «یا حسین» گویان همزبان می‌شوند.

حسین(ع) با جان عاشق کار دارد

محرم تنها به شیعیان تعلق ندارد بلکه برای تمامی جان‌های تشنه حقیقت، سرچشمه آب حیات است؛ این شور و شیدایی زبان، قوم و قبیله و آب و خاک نمی‌شناسد، با جان عاشق کار دارد؛ در محرم رنگ‌ها از نو تعریف می‌شوند، مشکی نه رنگ عزا و ماتم بلکه رنگ عشق می شود؛ عشق به آل الله، حب به حسین(ع) و 72 یار وفادارش.

آنان که هم از آزمون جنگ نرم بنی امیه در بَلوای نهروان، صفین و جمل و یا صلح امام حسن(ع) سربلند بیرون آمدند و هم در جبهه محاربه با دشمنان اسلام صحنه را خالی نکردند و آب دیده شدند تا در مصاف نینوا جاودانه شوند. 

نمی‌دانم چرا هرگاه نام محرم و حسین(ع) به میان می‌آید؛ شور و هیجانی وصف ناشدنی تمام جانم را فرا می‌گیرد، چرا هر وقت از کوچه‌های سیاه پوش و محافل غم زده شهر می‌گذرم با آنکه زلال اشک بر دیدگانم حلقه زده و دل‌شکسته مصیبت عظیم عاشورایم ولی حرارت شادی به اجزای عالم وجودم زبانه می‌کشد؛ فلسفه این تناقص آشکار در مفهومی به جز اعجاز خون حسین(ع) و حقانیت قیام کربلا نیست.

قیام برای حیات طیبه

جوهر سخن حسین(ع) در منبر کربلا این بود: قیام نکردم مگر برای احیای سنت جدم رسول الله(ص) و امر به معروف و نهی از منکر؛ مگر اسلام چیزی جز این دو اصل است، قرآن و اهل بیت طاهرین(ع). امر به معروف و نهی از منکر نیز هر آنچه موجبات حفظ این دو اصل در زندگی طیب و طاهر است، را شامل می شود یعنی همان حیات طیبه.

کربلائیان آب ننوشیدند تا با شهادت‌شان، نهال نوپای اسلام از فرات خون‌شان آبیاری شده و سدرة المنتهی بشود، چتری برای همه امت مسلمان؛ نهالی که در دوران کوتاه بعد از وفات پیامبر اعظم(ص) به آفات موذی فتنه، تفرقه و بدعت آل بنی امیه مبتلا شده بود و عن قریب خشک می‌شد که با خون حسینیان تا ابد بیمه شود.

بلی خدا خواست تا در این ماه، دم عیسوی حسین بن علی(ع) بر ارواح مرده ما بدمد و ما را از نو اِحیا کند، خونی که هر ساله از زمین و زمان می‌جوشد و تا ابدیت سکون و خاموشی نمی‌شناسد؛ مراسم عزای حسین(ع) چون حوض کوثر، جسم بی‌جان ایمان ما را در آب مقدسش تطهیر داده و برنا می‌کند.

عاشورا و ارائه یک جهان بینی

واقعه عاشورا یک رخداد تاریخی صرف نیست یک جهان معرفت است با یک جهان‌بینی؛ جهانی که در آن مراتب تعالی را به تمامی می‌بینیم، شک و دودلی را در حر، یقین را در عباس(ع) و ایمان را در حسین بن علی(ع).

همه آ‌حاد بشریت از طفل شیرخواره تا پیرمرد 75 ساله مخاطب فرهنگ کربلا هستند، زینب کبری راست می‌گفت: در کربلا جز زیبایی ندید، در هر وجه واقعه عاشورا می‌اندیشی، گونه‌ای از خیر و نیکی را می‌یابی که در منتها درجه خود جلوه‌گر شده است. وفا، صبر، ایثار، شجاعت، استقامت و ... گویی دیگر ایمان به کمال بلوغ خود رسیده و چیزی برای عرضه ندارد.

جذبه عشق اساطیری حسین(ع) تا ابدیت در باور ما ادامه دارد، تا از مأذنه‌ها نوای ملکوتی «أشهد أن علی ولی الله» جاری است و روح حقیقت جوی بشر در طلب سرچشمه حیات می‌گردد، نام و یاد حسین‌ بن علی(ع) بر تارک تاریخ می‌درخشد.

سارا صالحی

captcha