کد خبر: 4358875
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۸
یادداشت

حماسه کربلا از دریچه شعر مولانا

یکی از شاعران مطرح و سرشناسی که واقعه عاشورا در اشعارش نمود و بازتاب داشته، مولانا جلال‌الدین بلخی است. غزل معروف «کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی» از معروفترین اشعار مولاناست که به این واقعه اشاره دارد و شارحان فراوانی به نقد و بررسی آن پرداخته‌اند.

کجایید ای شهیدان خداییواقعه عاشورا رویدادی عظیم، پیچیده و چندوجهی است که با وجود گذشت دوران‌ طولانی از وقوع آن به سبب منحصربه‌فرد بودن، وجه خارق‌العادگی و جنس قهرمانانی که افلاکی و در مسیر خداوند هستند، در طول تاریخ منبع الهام آزادگان جهان و آن‌هایی بوده است که در جست‌وجوی معنای عمیق انسانیت هستند و باورهایشان رنگ‌و‌بوی عدالت و ایستادگی در برابر ظلم را دارد.
 
متفکران و صاحب‌نظران دنیا سال‌های متمادی است که در این باره می‌اندیشند، کتاب می‌خوانند و قلم می‌فرسایند تا شاید بتوانند حسین‌ ابن علی(ع)، این دردانه مخلوق خداوند و گل سرسبد هستی را بشناسند و درک کنند در عاشورا چه روی داده بود که به قول حافظ «یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب    کز هر زبان که می‌شنوم، نامکرر است».
 
از همین رو تاکنون واقعه عاشورا بازتاب فراوانی در جهان داشته، اما بی‌تردید یکی از جلوه‌های انعکاس آن که نقش عظیمی در ماندگاری و فراموش نشدن آن داشته، شعر و ادب فارسی است. شعرای کلاسیک و معاصر فارغ از دین و مذهب از ذوق و قریحه خویش برای توصیف رویداد عاشورا مدد جسته‌ و هر کدام به‌گونه‌ای به تبیین آن پرداخته‌اند.
 
یکی از شاعران مطرح و سرشناسی که واقعه عاشورا در اشعارش نمود و بازتاب داشته، مولانا جلال‌الدین بلخی است. غزل معروف «کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی» از معروفترین اشعار مولاناست که به این واقعه اشاره دارد و شارحان فراوانی به نقد و بررسی آن پرداخته‌اند. شاید این شعر معروف را بتوان بهترین غزل در وصف مقام حضرت سید‌الشهدا(ع) و یاران باوفایش برشمرد. در بیان سید‌سلمان صفوی، رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن و مولوی‌شناس شهیدان به مدد تجرد وجودی و معرفتی که مقدمه و بال‌های عاشقی است، برتر و فراتر از مرغان هوایی در ساحت حضرت دوست پرواز می‌کنند.
 
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی 
کجایید ای سبک‌روحان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی
 
مولانا همچنین در بیت «کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی؟» شهیدان واقعه کربلا را انسان‌های والامقامی می‌داند که تعلقی به حفظ جان و جایگاه ندارند و تنها رمز توفیق‌شان در این پرواز عاشقانه، رهایی از خویش است، چرا که سید‌الشهدا(ع) و یارانش بنا به سخن مولانا اینچنین‌اند.
 
هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست راه در بارگاه کبریا
وقت آن آمد که من عریان شوم
جسم بگذارم سراسر جان شوم
دین من از عشق، زنده بودن است
زندگی زین جان و تن ننگ من است
 
سید‌الشهدا(ع) و یارانش در عشق حضرت حق فانی شده‌ و پا را از عالم مادی و جسمانی فراتر گذاشته‌اند و سراسر جان‌اند. مولانا در این بیت از عبارت عقل استفاده می‌کند و این عقل همان اولین موجودی است که خداوند خلق کرده و عقلانیت حسینی در اصل برگرفته از آن است.
 
به بیانی دیگر در واقعه عاشورا ما شاهد رویارویی و مقابله دو نوع از عقلانیت و ارزش‌مداری هستیم، چرا که عقل حسینی در مقابل عقل یزیدی قرار گرفته است؛ عقل حسینی با عبودیت حضرت رحمان به بهشت برین واصل می‌شود، اما عقل یزیدی اگر چه به عقل شباهت دارد، اما در اصل امری شیطانی بر پایه دوری از حق و حقیقت است و این در حالی است که امام حسین(ع) در جایگاه امام عاشقان مصداق بارز عقل ربانی است که به نور حق منور شده است. 
 
چنانکه در بیان مولانا نیز سالکان راه الهی و شهیدان حسینی تنها با شکستن درب زندان نفس خواهند توانست باب مخزن اسرار الهی را بگشایند و مقیمان دریای وجود بیکران حضرت واجب‌الوجود شوند، پس این عقل حسینی است که به وجود انسان‌ها ارزش می‌بخشد. علاوه بر این غزل معروف، مولانا در وصف واقعه عاشورا اشعار پراکنده دیگری نیز دارد که یکی از آن‌ها داستانی در اوایل دفتر ششم مثنوی با مطلع «روز عاشورا همه اهل حلب باب انطاکیه اندر تا به شب» است. مولوی در این شعر در پاسخ شاعر غریبی که به شهر می‌رسد و متعجب از عزاداری روز عاشوراست، در این باب چنین پاسخ می‌دهد: «روز عاشورا نمی‌دانی که هست  ماتم جانی که از قرنی به است».
 
وی بر این اعتقاد است که امام حسین(ع) با شهادت به وصال معبود حقیقی رسیده است و از این رو این جای عزاداری ندارد، بلکه عزاداری ویژه کسانی است که بر خلاف این امام بزرگوار در خواب غفلت به سر می‌برند، بنابراین باید به حال خود بگرییم، چرا که انسان والامقامی چون حسین(ع) را به اندوه ما نیازی نیست.
 
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانکه بعد مرگی‌ست این خواب گران
روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چون دریم، چون خاییم دست
 
بنابر آنچه بیان شد پیداست که مولانای عارف و نامی نیز همچون دیگر شاعران مکتب ثارالله از قافله شور و شعور حسینی جا نمانده است و با وجود اینکه از نظر تاریخی به نظر می‌رسد در میان شیعیان نزیسته است، به قدر توان در این راه توشه برداشته و عاشورا را در اشعارش گرامی داشته است.
انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا طالبیان شریف
captcha