
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، روزشمار عاشورا روزشمار یک واقعه خاص نیست، زیرا که هر سرزمینی کربلا و هر زمانی عاشوراست. توجه به ابعاد رویدادهایی که در یک روز میافتد، چهرهای ملموس از امری تاریخ نشان میدهد، رویدادی که تاریخی پس از خود را شکل داده است. آنچه عاشورا را به یک واقعیت جاودانه تبدیل میکند، پیامهایی است که در این واقعیت نهفته است، بیشک برای بیان اینپیامها باید بسیار اندیشید، اما نفس وقایع مواد خام اندیشه هستند، وقایعی که بر محور امام حسین(ع) روی دادهاند.
بستن شریعه فرات بر سپاه امام(ع)
سه روز قبل از شهادت حسین بن علی(ع) نامهای از ابنزیاد به عمربن سعد رسید که در آن نوشته بود: «اما بعد، بین آب و حسین و یارانش حایلی قرار بده که حتی قطرهای از آن ننوشند؛ همان طور که با آن تقوای پرهیزگار مظلوم، امیرالمومنین عثمان بن عفان چنین کردند».
وقتی نامه ابنزیاد به عمرسعد رسید، عمروبن حجاج را خواست و با 500 سوار به سوی شریعه فرات گسیل داشت تا مانع دسترسی سپاه امام(ع) به آب شوند.
به این ترتیب سپاه حسین بن علی(ع) تشنه ماندند.
اهانت عبدالله بن حصین و دیگران به امام(ع)
پس از بسته شدن شریعه، «عبدالله بن حصین ازدی» از قبیله بجیله فریاد زد یا حسین! آیا این آب را که چون دل آسمان است نمینگری؟ بخدا قسم از آن قطرهای نخواهی نوشید تا تو و یارانت از تشنگی بمیرید. حسین بن علی ندا داد: «خدایا او را تشنه بمیران و هرگز نیامرز».
مشابه این اهانت در جای دیگری از «مهاجربن اوس تمیمی» و «عمروبن حجاج زبیدی» روایت شده است: مهاجر بن اوس گفت: یا حسین! آیا میبینی آب چگونه میدرخشد و موج میزند؟ بخدا قسم از آن نمیچشی تا بمیری. امام(ع) فرمود امیدوارم خدا مرا به آن برساند و شما را از آن باز دارد.
عمرو بن حجاج گفت: یا حسین! این فرات است؛ سگها از آن میخورند و خوکها، خرها و گرگها از آن مینوشند. بخدا قسم قطرهای از آن نمیچشی تا حمیم دوزخ را بچشی.
ابنجوزی نوشته است شنیدن این سخن بر امام(ع) سختتر از منع آب بود.
پیوستن مسعود بن حجاج و پسرش به کاروان امام(ع)
مسعود بن حجاج تیمی و پسرش عبدالرحمن بن مسعود با سپاه عمر سعد به کربلا آمده بودند. آنها همین که فرصتی یافتند در روز هفتم محرم به محضر امام(ع) رسیدند و در کنار ایشان تا شهادت باقی ماندند.