کد خبر: 4365746
تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۱
در افق بعثت/ 5

همگرایی تمدنی ایرانیان پاسخی است به بحران انزوا در جوامع مدرن

ارسالی//دوشنبه //همگرایی تمدنی ایرانیان پاسخی است به بحران انزوا در جوامع مدرنبه قلم مجتبی فرجی‌‌؛ مدیر اندیشکده فاران

کاروان حمل پیکر رهبر شهید و خانواده‌ بزرگوار ایشان از میدان آزادی نیز عبور کرد و من که چون ذره‌ای سرگشته در میان اقیانوس مواج عاشقان آن پیکر مطهر بودم تصمیم گرفتم برای رهایی از ازدحام متراکم میدان، از مسیری فرعی یعنی خروجی اتوبان جناح به سمت شمال، خویشتن را به حاشیه برانم؛ تصورم این بود که این مسیر به دلیل دوری از شریان اصلی تشییع باید خالی از جمعیت و هیاهو باشد اما در کمال حیرت با جریانی سیال و زنده از مردمی مواجه شدم که گویی در حال عبور و مرور از کوچه پس کوچه‌های زیست‌جهانی نوین، اما در قلب تهران بودند.

در آن فضای غیرمنتظره، مواکب خودجوش با سرعتی باورنکردنی در حال آب‌پاشی بر سر و روی مردم برای کاستن از سوز آفتاب بودند و آب و شربت و وعده‌های غذایی به دست رهگذران می‌دادند؛ صحنه‌ای که ناخودآگاه ذهن را به سمت افق‌های دوردست اربعین پرتاب می‌کرد، گویی فاصله‌ جغرافیایی نجف تا کربلا یا کاظمین تا سامرا در این نقطه‌ از شهر تهران در هم شکسته بود و همگرایی تمدنی در مقیاسی متفاوت در حال بازتولید بود.

در هر کجای آن شبکه از کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی، مردم با جوش و خروشی غریب در حال ایثار بودند و عده‌ای را می‌دیدی که درب خانه‌های خویش را بر میهمانان و زائران امام شهید گشوده بودند و عده‌ای دیگر در حال خدمت تا زائران امام شهید، نه به مثابه میهمانان غریب، بلکه همچون اعضای یک خانواده‌ بزرگ در حصار امن مواکب حسینی استراحت کنند؛ این همان نقطه‌ عزیمت ما برای تبیین نظریه‌ همگرایی تمدنی است.

آنچه در این صحنه مشاهده می‌شود، فراتر از یک همیاری اجتماعی ساده یا یک کنش داوطلبانه است؛ بلکه تجلی بلوغ یک تمدن است که حول محور امام می‌کوشد امر قدسی را به امر روزمره ترجمه کند. همگرایی تمدنی در اینجا یعنی اینکه الگوهای رفتاری نهادینه‌شده در اربعین عراق، دیگر یک رویداد زمانی نیست بلکه به یک هابیتوس تمدنی بدل گشته که در هر زمان و مکان دیگری که نام امام در میان باشد، خودبه‌خود احضار می‌شود. وقتی خانواده‌های تهرانی از پیش ثبت‌نام می‌کنند تا پذیرای زائران دوردست باشند، در واقع دارند همان منطق انصار را در قلب کلان‌شهر مدرن احیا می‌کنند؛ منطقی که در آن خسارت و سختی شخصی در برابر نصرت مومنانه رنگ می‌بازد و مالکیت خصوصی خانه به سرمایه‌ عمومی تمدنی تغییر کاربری می‌دهد.

این همگرایی شگفت و پرشور، به‌وضوح نشان‌دهنده‌ آن است که انگاره‌ سترگ تمدن نوین اسلامی که رهبر شهید، فرزانه و حکیم انقلاب، از بزرگ‌ترین طراحان، واضعان و نظریه‌پردازان آن به‌شمار می‌روند، دیگر از ساحت مفاهیم ذهنی و مرزهای تئوریک عبور کرده و در متن واقعیت، به زیست مؤمنانه و عملی رسیده است. در حقیقت، تبلور عینی این تحول معرفتی را نباید تنها در ساختارهای کلان جست‌وجو کرد؛ بلکه تجسم واقعی آن در جزئیات شگرف رفتار عامه‌ مردم نمایان می‌شود.

ارسالی//دوشنبه //همگرایی تمدنی ایرانیان پاسخی است به بحران انزوا در جوامع مدرن

آنگاه که می‌بینیم یک خانواده‌ خوزستانی، با تحمل رنج سفر و طی مسافتی طولانی در دل شب، به محض رسیدن به پایتخت و یکی از مراکز اسکان شهری، تنها به یک ساعت استراحت گذرا بسنده می‌کند و بی‌درنگ خود را به قلب خروشان میدان امام حسین(ع) می‌رساند تا در این آیین عظیم نصرت و تشییع هم‌قدم امت شود، با یک رخداد ساده فیزیکی مواجه نیستیم. این کنش، تبیین‌کننده‌ یک چرخش وجودی است؛ لحظه‌ای نمادین که در آن، کشش آرمان تمدنی و اشتیاق وصال معنوی، بر نیازهای گریزناپذیر بیولوژیک و خستگی مفرط بدنی پیشی می‌گیرد. این تقدم امر انفسی بر امر آفاقی، نشان می‌دهد که چگونه یک حقیقت متعالی می‌تواند سلسله‌مراتب نیازهای طبیعی انسان را بازآرایی کند و زیست‌جهان جدیدی بسازد که در آن، سختی راه نه یک مانع، بلکه خود بخشی از سلوک تمدنی به سوی قله‌های همگرایی است. 

در تحلیل جامعه‌شناختی این پدیده، باید گفت که این شکل از همگرایی، پاسخی است به بحران‌های انزوا در جوامع مدرن؛ چرا که در تمدن نوین اسلامی، فرد تنها معنا ندارد. در صحنه‌ وداع و تشییع امام شهید، ما با شبکه‌ای روبرو هستیم که در آن هر فرد، یک گیرنده و فرستنده‌ معناست؛ کسی که آب می‌دهد، کسی که راهنمایی می‌کند و کسی که تنها در مسیر حرکت می‌کند، همگی حلقه‌های یک زنجیره‌ تمدنی هستند که حول محور امام تنظیم شده‌اند. در واقع، اربعین حسینی به عنوان مادر الگوها، به جامعه‌ ما آموخته است که چگونه می‌توان بدون نیاز به بروکراسی‌های صلب دولتی، یک جمعیت میلیونی را اداره کرد، به آن‌ها اسکان داد، غذا رساند و از همه مهم‌تر، معنا تزریق کرد. این همگرایی تمدنی دقیقا همان جایی است که شکاف میان حاکمیت و ملت پر می‌شود، زیرا مردم خود تبدیل به حاکمان میدان می‌شوند و دولت تنها در نقش تسهیل‌گر عمل می‌کند.

تأمل در آیات قرآنی به‌ویژه آنجا که خداوند در سوره‌ حشر می‌فرماید: «ویؤْثرون على أنْفسهمْ ولوْ کان بهمْ خصاصةٌ»، کلید فهم این وضعیت است؛ ایثار مومنانه یعنی دیگری را بر خویش مقدم داشتن حتی اگر خود در مضیقه باشی. در تمدن غربی، کنش جمعی بر مبنای قرارداد اجتماعی ابزاری است؛ یعنی افراد دور هم جمع می‌شوند تا به سودی مشترک برسند اما در تمدن نوین اسلامی که با همین الگوهای تشییع و اربعین شناخته می‌شود، کنش جمعی بر مبنای اخوت قلبی است.

این همگرایی تمدنی در ابعاد ارکان نظری خود، به معنای بازتولید مدینةالنبی در زمان رسول الله(ص) است که در آن، مرزهای شهر و خانه فرو می‌ریزد. نگاه کنید که زائران امام شهید به دنبال هتل‌های پنج‌ستاره یا امکانات حداکثری نیستند؛ آن‌ها فقط حضور می‌خواهند و این فرهنگ حداقلی در امکانات و حداکثری در معنا، امضای اختصاصی تمدن نوین اسلامی است که در تقابل با تمدن مصرف‌گرا قرار دارد.

نکته‌ ظریف جامعه‌شناختی در این همگرایی، تسرّی آیین است؛ یعنی آنچه در جغرافیا و اقلیم عراق در ایام اربعین رخ می‌دهد، به صورت یک دستور زبان فرهنگی درآمده است که در ایران پس از انقلاب، بازتولید می‌شود. این یعنی مرزهای جغرافیایی ملی، در برابر امت واحده رنگ می‌بازند و همگرایی تمدنی، یک فراجغرافیا ایجاد می‌کند. وقتی یک موکب‌دار در تهران، همان رفتاری را دارد که یک موکب‌دار در جاده‌ نجف به کربلا دارد، یعنی ما با یک هویت واحد تمدنی روبرو هستیم که از طریق حافظه‌ مردم در حال انتقال است. آن‌ها نیاز ندارند کتاب مدیریت بحران بخوانند تا بدانند چگونه باید میلیون‌ها نفر را در کوچه پس کوچه‌های شهرری یا تهران مدیریت کنند؛ آن‌ها این علم تمدنی را در مکتب اربعین آموخته‌اند. این همان دانش ضمنی است که تمدن‌ها را زنده نگه می‌دارد و برخلاف دانش رسمی، در سینه و جان مردم ذخیره شده است.

ارسالی//دوشنبه //همگرایی تمدنی ایرانیان پاسخی است به بحران انزوا در جوامع مدرن

اما نکته مهمی که نباید از آن غافل گشت این است که باید بر نقش محوری امام تأکید ورزیم؛ همگرایی تمدنی بدون مرکز ثقل، تنها پراکندگی خوش‌نیت است. آن کاروان خوزستانی که با شوق تمام، مسافت‌های طولانی را در می‌نوردد، نه برای یک آیین نمایشی، بلکه برای بیعت مجدد با حقیقت شهادت امام شهید و نایب امام عصر(عج) آمده است.

این همگرایی، نشانه‌ای از آمادگی ساختاری جامعه برای مواجهه با تمدن مدرن است؛ تمدنی که می‌خواهد انسان را به اتم‌های بی‌خبر از هم تبدیل کند اما این آیین‌های بزرگ حسینی، افراد را به پیکره‌ای منسجم تبدیل می‌کنند. آنچه در صحنه‌ تشییع شهید دیدیم، یک تمرین تمدنی بود؛ تمرینی برای اینکه چگونه می‌توانیم در کنار هم زندگی کنیم، چگونه می‌توانیم از یکدیگر مراقبت کنیم و چگونه می‌توانیم در عین تکثر قومیت‌ها و فرهنگ‌ها، در وحدت امام ذوب شویم. این، سرآغاز یک تمدن نوین است که در آن میدان به خانه و شهر به مدرسه تبدیل می‌شود و همگرایی تمدنی، نه یک آرزوی دوردست، بلکه واقعیتی است که هر ساله در اربعین و هرگاه که خون شهیدی بر زمین می‌ریزد، با قدرت تمام خود را بازتولید می‌کند.

این همگرایی، همان نور علی نور است که در تاریکی فتنه‌های آخرالزمانی، راه را برای رسیدن به افق روشن تمدن مهدوی هموار می‌سازد؛ افقی که در آن دیگر نه غریبه‌ای وجود دارد و نه دیواری، بلکه همگان در سایه‌ ولایت الهی، به یک مدینه‌ فاضله‌ واقعی دست خواهند یافت که در آن، موکب‌داری حسینی، آیین هر روزه‌ زندگی بشر خواهد بود.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha