کد خبر: 3447455
تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۰
سروش محلاتی تشریح کرد؛

طهارت در تفسیر علامه به مثابه توحید بود

گروه اندیشه: استاد و مدرس حوزه علمیه قم در نشستی با عنوان «مهرخوبان» اظهار کرد: علامه طباطبایی معتقد بود اسلام دین توحید است و توحید به معنای طهارت است و اساس دین را طهارت تشکیل می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به مناسبت سی و چهارمین سالگرد علامه سید حسین طباطبایی، انجمن مطالعات قرآنی و باشگاه اندیشه پنج‌شنبه 21 آبان نشستی با عنوان مهرخوبان برگزار کرد.

وی در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین سروش محلاتی استاد و مدرس حوزه علمیه قم در محور بحث «المیزان، رابطه فقه و اخلاق» گفت: علامه طباطبایی به بحث رابطه دانش فقه و اخلاق پرداخته‌اند. اما نگاه علامه با دیگر علما متفاوت است؛ به عنوان مثال خواجه نصیر طوسی در ابتدای اثر معروف «اخلاق ناصری» فقه و اخلاق را تعریف کرده است و با یک مقایسه تفاوت فقه و اخلاق و نسبت بین این دو را هم مشخص کرده است. امام محمد غزالی هم در کتاب «احیاء العلوم» جایگاه اخلاق و فقه را مشخص می‌کند.

محلاتی افزود: علامه طباطبایی به معنای عام کلمه فقیه بودند و استنباط احکام می‌کردند. در کنار استنباط عالم اخلاق نیز بودند اما در نوشته‌های ایشان نکات سربسته فراوانی وجود دارند. یکی شاخص‌های تالیف و نگارش علامه موجزنویسی ایشان بود. آقای حسن‌زاده در درس خود می‌گفتند علامه شبیه «فارابی» است. چرا که ایشان همیشه در کلمات خود به حداقل‌ها بسنده می‌کرد. این ویژگی یعنی موجزنویسی را می‌توان در بیان و نوشته‌های شهید مطهری مشاهده کرد.

این استاد حوزه علمیه قم افزود: مرحوم علامه رابطه بین فقه و اخلاق را به دو شکل مطرح کردند. شکل اول این است که مرحوم علامه نظام فکری خاص خود را دارند در مسائل دینی به این مسائل به جد پایبند هستند و در المیزان بارها تکرار کردند. در این نظام فکری فقه، اخلاق و احکام دیده می‌شود و هر کدام در جای خاصی قرار دارند. البته این تقسیم‌بندی از ابداعات ایشان نیست و رایج بوده است. غایتی که علامه در نظر گرفتند در نظر می‌گیرند دارای نکاتی است حال این نکات از کجا سرچشمه می‌گیرد آن مطلب دیگری که الان موضوعیت ندارد اما اگر بخواهم به صورت اجمالی به آن اشاره کنم؛ علامه این  روش را از استاد خود مرحوم قاضی اخذ کرده‌اند.

اساس دین طهارت است

حجت‌الاسلام محلاتی افزود: علامه بحثی درباره «طهارت و نجاست» دارند. جالب است که بحث را به تناسب  این آیه مطرح کردند.«وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ: از تو در باره عادت ماهانه [زنان] مى‏پرسند بگو آن رنجى است پس هنگام عادت ماهانه از [آمیزش با] زنان کناره‌گیرى کنید و به آنان نزدیک نشوید تا پاک شوند پس چون پاک شدند از همان جا که خدا به شما فرمان داده است با آنان آمیزش کنید خداوند توبه‏کاران و پاکیزگان را دوست می‌دارد».(222/ بقره)

این استاد حوزه علمیه افزود: علامه در مورد طهارت ظاهری سخن گفتند و که احکام خاصی برای خانم‌ها است. علامه روی طهارت بحث کردند؛ بعد سراغ شرع رفتند که چه نوع نجاستی وجود دارد و باید از اینها اجتناب کرد. بعد این بحث اساسی را مطرح کردند.که اسلام دین توحید است و توحید مبنا و پایه است و توحید به معنای طهارت است و اساس دین را طهارت تشکیل می‌دهد و این طهارت در همه شاخه و برگ‌های دین عقاید، احکام و اخلاق جریان دارد.

ما چون درصدد  بیان استدلال نیستیم و تنها به نوع نظام فکری ایشان اشاره می‌کنم.  در نگاه علامه توحید «طهارت کبری» است. بعد از اصل توحید که طهارت کبری است نوبت به بقیه معارف یعنی نبوت و معاد می‌رسیم. و این معارف نوعی و پاکی نسبت به کل معارف است. این زلالی در اخلاق می‌آید و جان انسان را تصفیه و شستشو می‌دهد.

محلاتی اظهار کرد: این طهارت از توحید شروع می‌شود به احکام خاتمه پیدا می‌کند. این نکته مهم است اساسا علامه از یک تعبیری به نام تحلیل و ترکیب استفاده می‌کنند. در این رساله‌های که در مسائل منطقی نوشتند این نکته را طرح می‌کنند. مقصود این است که احکام متنوع و متکثر است. توحید اصل واحد است. چه نسبتی بین واحد و کثیر وجود دارد؟ علامه تحلیل می‌کنند و می‌گویند اگر نگاه تحلیلی در کثرت داشته باشید به واحد می‌رسید؛ و اگر نگاه ترکیبی به واحد داشته باشید به کثرت می‌رسید. این نوع ارتباط بین عقاید و اخلاق را در اندیشه و فکر علامه ریشه‌یابی کنیم به اصول به توحید می‌انجامد. توحید اقتضائاتی دارد که به این احکام می‌انجامد پس اینکه احکام صرفا جنبه اعتباری صرف داشته باشد علامه به اینکه بتوان احکام را جابه‌جا و دستکاری کرد قائل نبودند.

اخلاق و فقه مکمل هم هستند

سروش محلاتی افزود: نگاه دیگری که در رابطه با فقه و اخلاق علامه مطرح می‌شود این است که در لابه لایی آیات قرآن احکام فقهی و توصیه‌های اخلاقی هم مطرح می‌شود. سوالی که اینجا مطرح است این است که آیا  فقه و اخلاق با هم مرتبط هستند یا نیستند؟ اگر تفکیک شود چه اتفاقی می‌‌افتد؟ اگر به احکام فقهی عمل کنیم و کاری به توصیه‌های خلاقی نداشته باشیم به بخشی از دین عمل کرده‌ایم. در نگاه اول اخلاق بر فقه مقدم است. گاهی علامه می‌فرماید احکام حافظ اخلاق است و گاهی عکس آن را بیان می‌کند.شبیه تعبیری که امیر المومنین علی(ع) در مورد تقوا بیان کرده‌اند.

محلاتی تشریح کرد: در نگاه اول تقدم اخلاق بر فقه استو ولی در نگاه دوم فقه و اخلاق در عرض  و متمم هم هستند در اخلاق فضایل اخلاقی نیست توصیه‌های اخلاقی است. در دین دو نوع توصیه است توصیه اخلاقی و فقهی که این دو مکمل هم هستند.

این مدرس حوزه علمیه افزود: این تعبیر مکمل فقه و اخلاق در نظام اول مطرح نمی‌شود. ولی در شکل دوم در کنار هم می‌آید.  در قرآن مرزبندی بین فقه و اخلاق وجود ندارد. همان‌جایی که توصیه فقهی است ضمیمه اخلاقی پیوست  آن است. در جلد دوم المیزان علامه به تناسب این آیه در مورد روابط خانوادگی این برداشت را دارند «الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ یَحِلُّ لَکُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئًا إِلاَّ أَن یَخَافَا أَلاَّ یُقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ یُقِیمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ: طلاق [رجعى] دو بار است پس از آن یا [باید زن را] به خوبى نگاه داشتن یا به شایستگى آزاد کردن و براى شما روا نیست که از آنچه به آنان داده‏‌اید چیزى بازستانید مگر آنکه [طرفین] در به پا داشتن حدود خدا بیمناک باشند پس اگر بیم دارید که آن دو حدود خدا را برپاى نمی‌دارند در آنچه که [زن براى آزاد کردن خود] فدیه دهد گناهى بر ایشان نیست این حدود احکام الهى پس از آن تجاوز می‌کنید و کسانى که از حدود احکام الهى تجاوز کنند آنان همان ستمکارانند».(229/بقره)

محلاتی اظهار کرد: پس مطابق با این آیه در مرتبه طلاق امکان پذیراست؛ بار سوم مشکلاتی پیش می‌آید. یا با همسرت با خوبی زندگی کن یا او را رها کن حالت سوم درست نیست. در اینجا این سوال مطرح می‌شود. خوش رفتاری با همسر امری فقهی است یا اخلاقی است؟ علامه می‌گوید اگر می‌خواهی نتیجه بگیری فقهی‌ها الزامی است و اخلاقی‌ها اختیاری هستند درست نیست نگاه علامه مستند به قرآن است. و به ادامه آیه اشاره می‌کند. اینها حدود الله است و از حد الهی نباید تجاوز کنیم باید مرزها را رعایت کنیم اگر مسئله دل‌بخواه نیست و حکم فقهی از حکم اخلاقی قابل تفکیک نیست.

captcha