
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، آیین روز جهانی فلسفه در نشست «حکمت و معنویت» با حضور چهرههای ماندگار فلسفه 25 آبان ماه، در موسسه پژوهشی و حکمت فلسفه ایران برگزار شد.
غلامحسین ابراهیمی دینانی گفت: عنوان نشست امروز «حکمت و معنویت» است. اما حکمت و معنویت به چه معناست؟ همان طور که میدانیم فلسفه و با معنویت تفاوتهای دارد و لزوما هر حکیمی فیلسوف نیست و هر فیلسوفی حکیم نیست. اما این دو در اصول و مبنا یکی هستند. در این مجال ما حکمت و معنویت را یکی میگیریم.
وی افزود: حکمت واژهای قرآنی است. اما فلسفه واژه یونانی است. فیلوسوفیا، یعنی دوستدار خرد. حکمت واژه بسیاری قدیمی است که در قرآن نیز بارها به آن اشاره شده است و از این واژه استحکام عقلانی استنباط میشود. اما عنوان حکمت و معنویت به چه معناست؟ همه مومنین با کلمه معنوی آشنا هستند و طالب معنویت میباشند. کسی نیست در عالم بگوید معنویت را دوست ندارد.
این اندیشمند معاصر اظهار کرد: اگر بگویم معنویت را تعریف کنید یقین دارم یکسان جواب نخواهم شنید و هر کس به کلماتی اشاره میکند که روشن نیست. معنی معنویت از ریشه معنا و معناداری میآید اما غالبا لغت معنویت را مترادف روحانی در نظر میگیرد اما این معنا کاملا اشتباه است و معنویت معنای عمیقتری دارد.
وی در ادامه گفت: معنی همه جا حضور دارد یک نقطه از هستی نیست که در آن معنی نباشد. چنینبندی وجود ندارد در بی معنای هم یک معنا نهفته است معنا در شرایطی حاصل و ظهور پیدا میکند پس همیشه معنی در شرایط حضور پیدا میکند.
ابراهیمی دینانی تصریح کرد: همیشه معنی با تفسیر آشکار میشود. در اینجا این سوال مطرح است که تفسیر خود چیست؟ باید بگویم همه انسانها مفسراند و تنها مفسرین قرآن، مفسر نیستند هر کتابی که بخوانید به نوعی دارید آن کتاب را تفسیر میکنید.
این متفکر معاصر افزود: البته حیوانات، گیاهان و جمادات تفسیر ندارند؛ اما آدمها میوه درختان را هم تفسیر میکنند نیوتن افتادن سیب از درخت را تفسیر کرد و دیدید تفسیر وی چه آثاری در علم بر جایی گذاشت.
وی افزود: دلالت لفظ بر معنی به چه معناست؟ یعنی اینکه در پی این هستیم که قصد نویسنده را بفهمیم اختلافات عظیمی در این باب وجود دارد بعضیها معتقدند دلالت لفظ به معنی فهمیدن لفظ متکلم است و بعضیها آن را به معنای فهمیدن لفظ تعبیر کردهاند. زمانی که قرآن را میخوانیم آیا باید ظاهر لفظ را معنی کنیم یا ببینیم قصد خدا چه بوده است؟ وقتی میخواهیم قصد خدا را کشف کنیم به جز کلام راهی نداریم اگر خود تفسیر کنیم میفهمیم که قصد خدا چه بوده است؟
وی در ادامه گفت: برای رسیدن به معنی یا باید به معنی برسیم یا بسازیم. این موضوع در حال حاضر در مغرب زمین به یکی از مهمترین از مسائل تبدیل شده است. پس معنی همه جا هست و باید به آن برسیم.
ابراهیمی دینانی افزود: هستی بدون زبان انسان خاموش است. سوال اینجا نیز مطرح است زبان از آن انسان است یا انسان در زبان؟ به وجهی هر دو درست است. حالا زبان به چه معناست؟ زبان الفاظ نیست زبان ساختار است و ساختار همه زبانها یکسان است لغات حرف نمیزنند هر لغتی در ساختاری قرار میگیرد. اگر زبان نبود هستی خاموش بود اصل هستی سخن میگوید زبان هستی زبان انسانهاست شما مخاطب صدای هستی هستید پس معنی در زبان ظاهر میشود.
وی افزود: فلسفه یعنی آشکار کردن معنی. فلسفه میگوید این معنی درست است و این معنی نادرست کار علم هم این است که بگوید این هست و این نیست. چیستی معنی لغات را فلسفه مشخص میکند.
کاربرد واژه حکمت در قرآن
رضا داوری اردکانی در نشست حکمت و معنویت گفت: کسانی که فلسفه را دوست ندارد زیاد هستند اما باید به این افراد گفت تنها یک روز، روز فلسفه نیست. هر روز، روز فلسفه است. چه بخواهند بپذیریند و چه نخواهند. شهین اعوانی به من پیشنهاد داد که در مورد معنای حکمت در عصر حاضر سخنرانی کنم اما از آنجایی که من حکمت معاصر را نمیشناسم از این موضوع صرف نظر میکنم.
وی افزود: سهروردی معتقد بود حکمت جاودان است من نمیگویم در حال حاضر حکمت در غرب معاصر وجود ندارد چون نمیشناسم سخن نمیگویم به همین خاطر به بیان مختصری اکتفا میکنم در کشور ما از ابتدا بنا را بر این گذاشتند که حکیم و فیلسوف را یکی بدانیم. فلسفه ما از کندی تا طباطبائی حکمت و فلسفه را یکی دانستند و همواره حکمت را الهی و برآمده از خدا میدانستند. در قرآن غریب 20 بار از واژه حکمت استفاده شده است. همه پیامبران حکیم هستند اما حکمت خاص اولیاء الهی نیست لقمان در قرآن حکیم خوانده شده است پس حکیم غیر نبی هم است.
داوری اردکانی افزود: حکمت یک اختلاف بزرگ با فلسفه دارد؛ فیلسوف جرات اثبات و رد دارد اما مخاطب حکیم همه مردم هستند بیشتر آنچه به نام حکمت ثبت شده است برای مردم قابل فهم است و حتی گاهی به سخنان عوامانه شباهت دارد.
این متفکر معاصر اظهار کرد: افلاطون گفته است اولین کسی که خود را فیلسوف دانست فیثاغورث بود ولی معروف است سقراط نخستین کسی است که خود را فیلسوف خواند فیلسوف با «سوفوس» تفاوت دارد آیا سوفوس همان حکیم است؟ در اینکه فیلسوف دانا است و دوستدار دانایی است حرفی نیست اما دانایی فیلسوف از سنخ دیگری است و با دانایی حکیم هم فرق میکنند. پس هر کسی که کتاب فلسفه بخواند فیلسوف نیست فیلسوف کسی است که در وجودش «حب دانایی» وجود دارد.
وی در آخر گفت: متاسفانه واژه حکیم در بین ما درست جا نیفتاده است. ما به شاعر بزرگ خود فردوسی حکیم میگویم اما به ابن سینا این صفت را نسبت نمیدهیم. ملا هادی سبزواری شاگرد ملاصدرا بود اما گاهی به سبزواری لقب حکیم را میدهیم اما به ملاصدرا چنین لقبی را نمیدهیم.
گرایش به معنویت در سرشت انسان نهفته است
خسرو پناه رئیس موسسه پژوهشی و حکمت فلسفه ایران گفت: موضوع بحث امروز من «مبانی معنویت از دید ملاصدرا» است اگر بخواهیم واژه معنویت را یک جستجوی سطحی کنیم متوجه میشویم در آثار فراوانی به کار رفته شده است اما معنویت در دوران مدرن با عقلانیت خود بنیاد مترادف شده است در این معنویت سخنی از خدا و دین وجود ندارد.
وی افزود: در حکمت اسلامی گرایش به معنویت در سرشت انسان و فطرت وی نهفته است. در حکمت اسلامی علم اصل معناست؛ و معنویت با عوامل انسانی سر و کار دارد من در اینجا به چند مبنا در حکمت سهروردی اشاره میکنم.
خسروپناه اظهار کرد: حکمت از دید سهروردی در علم لدنی به دست میآید کسی را حکیم میگویم که از علم لدنی برخوردار باشد در دوران قدیم بسیاری از عرفا از اینکه حکیم خوانده شوند واهمه داشتند چرا که در گذشته حکیم مترادف با فیلسوف بود. بحث اصالت وجود، تشکیک وجود، وجود الهی، حرکت جوهری وعلم گسترده خداوند یا همان علم ذات خداوند از دیگر مبانی حکمت سهروردی هست. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا میتوان جهان بی معنا باشد؟ در این بی معنای پارادوکس و لغو نهفته است. چون این نگرش از علم لدنی آمده است جهان را نشانه حق تعالی در نظر گرفته میشود اینجاست که انسان به مقام رضایت میرسد.