کد خبر: 3459997
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۵
یادداشت وارده/

اشکالات پیش‌فروش‌ها در اقتصاد از منظر آیات قرآن کریم

گروه اقتصاد: در تکنیک پیش‌فروش می‌توان به نقض قوانین اقتصادی زیادی اشاره کرد که از منظر آیات قرآن کریم نیز نقض حقوق بشر محسوب می‌شود.

حسین درودی، مدرس حوزه و دانشگاه، در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، قرار داده به بررسی اشکالات پیش‌فروش‌ها در اقتصاد از منظر آیات قرآن کریم پرداخته است که متن این یادداشت در ادامه می‌آید:

مقدمه:
آفات پیش‌فروشی در جامعه مدرن از آنجا آغاز شد که تفکر بهره‌برداری از تولیدات بیگانه بدون فرهنگ بومی مجوز‌دار شد، چون کالاهای بیگانه از فرهنگ خود جدا شد و در کنار فرهنگ ایرانی نتوانست آرام بگیرد؛ به ناچار، با عطف به فرهنگ مبتکرش به ارکان زندگی ایرانی ـ اسلامی ضرباتی را وارد کرد. برای نمونه آپارتمان‌نشینی مدرن را می‌توان چنین تشبیه کرد که وقتی بزرگان قوم و قبیله‌ای محکوم به حکم قضایی می‌شدند آنها را در زندانی به ظاهر آراسته حبس می‌کردند تا درنظر مردم از شأن آنها کاسته نشود.
در بخش ساختمان‌سازی عصر جدید و مدل آپارتمان‌نشینی امروز، آرامش بشر به گروگان رفته است، چرا که دیگر توجه به احادیث اهل بیت(ع) مانند این حدیث شریف افسانه شده است. ازامام صادق (ع) نقل شده است که «مرد هنگام ورود به خانه خود به خانواده‌اش سلام کند و در حال ورود به درگاه خانه کفش خود را به‌صدا درآورد و سرفه کند تا اهل خانه خبردار شوند، مبادا چیزى به چشم ببیند که وى را ناخوشایند باشد».
با توجه به حدیث فوق پاردایم‌های پیش‌فروشی درعرصه‌های مخلتف برای داشتن چنین اخلاقی در خانه حماقت و حقارت به حساب می‌آید.
در تکنیک پیش‌فروشی می‌توان به نقض قوانین اقتصادی زیادی اشاره کرد که از منظر آیات قرآن کریم نیز نقض حقوق بشر محسوب می‌شود.
در عصر جاهلیت جدید، مانند زمان رسول اعظم (ص) لازم نیست شهروندان از پشت بام فیزیکی در رفت و آمد باشند، بلکه تردد از پشت بام‌های امروز، در فرهنگ مسکن‌سازی بوده که همان تالی فاسد‌های از پشت بام وارد شدن بر منازل در زمان حضرت خاتم الانبیاء و المرسلین (ص) را دارا می‌باشد.
شهرها بلکه روستا دچار یک آفت فرهنگی شده‌اند که بخش اعظم آن را به قوانین ساخت و‌ساز و پیش فروش کردن آپارتمان‌ها و دیگر اجناس در قالب پیش‌فروشی می‌توان نسبت داد.
اکثر قوانین حاکم بر پیش‌فروش‌ها در جامعه جهانی برای رفاه ثروتمندان و زحمت مستمندان طراحی می‌شود. اگرچه دولت‌های برآمده از دل ملت‌ها، در صدد هستند اقتصاد را با ورود از درب خانه شهروندان تعریف کنند، لکن منافع صاحبان قدرت و ثروت این نوع اقتصاد که از آیات شریفه قرآن برآمده را پایان حیات خود دانسته و به همین جهت اقتصادی که قوانین آن با اجازه ورود مدرن، از پشت بام‌های شهروندان را تجویز می‌کند برای آنان قابل تبلیغ و ترویج می‌باشد؛ در نتیجه، باید برای دفع مفاسد اقتصادی اقدام به تشکیل یک مجمع تشخیص مصلحت اقتصادی کرد تا قوانین مورد سوءاستفاده افراد باشهوت اقتصادی در سیطره خرد اجتماعی مدیریت گردد.
قرآن می فرماید: «یَسْأَلُونَکَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُیُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ از تو درباره ماه‏‌هاى نو (و حکمت تغییر شکل آنها از هلال تا بدر) می‌پرسند، بگو: آنها وسیله تعیین اوقات (تقویم طبیعى براى کارهاى دنیوى) مردم و (براى وقت) حج (و سایر اعمال دینى داراى وقت معین) است. و نیکى آن نیست که به خانه‏‌ها از پشت آنها درآیید (مانند سنّت جاهلیت که محرم باید به خانه خود از پشت دیوار وارد شود نه از در ورودى)، و لکن نیکى (عمل) کسى است که (از گناه) می‌پرهیزد، و به خانه‏‌ها از درهاى آنها درآیید و از خدا پروا کنید، شاید رستگار گردید.» ( سوره بقره، آیه 189)
تفسیر
دلیلى نقلى این معنا را ثابت کرده که جماعتى از عرب جاهلیت رسمشان چنین بوده که چون براى زیارت حج از خانه بیرون مى‏‌شدند دیگر اگر در خانه کارى مى‏‌داشتند (مثلا چیزى جا گذاشته بودند) از در خانه وارد نمى‏‌شدند، بلکه از پشت، دیوار را سوراخ مى‏‌کردند، و از سوراخ داخل مى‏‌شدند. اسلام از این معنا نهى کرد و دستور داد از در خانه‏‌ها درآیند.
آیه شریفه مورد بحث مى‏‌تواند با این داستان منطبق باشد، و مى‏‌توان به روایاتى که در شأن نزول آیه این داستان را نقل مى‏‌کند، و به زودى از نظر خواننده خواهد گذشت اعتماد کرد.
و اگر جز این بود ممکن بود کسى بگوید: آیه مورد بحث کنایه است از نهى از امتثال اوامر الهیه، و عمل به احکام شرع به غیر آن وجهى که بر آن وجه تشریع شده، مثلاً مى‏‌خواهد بفرماید حج را در غیر ماه‌هاى حج انجام دادن، و روزه را در غیر رمضان گرفتن، و همچنین سایر احکام الهى را به غیر آن وجهى که دستور داده شده انجام دادن؛ مانند این است که با اینکه خانه در دارد از بام وارد آن شوى.
آن وقت بنا بر این، جمله «وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ ...» متمم اول آیه خواهد بود، و روى هم معناى آیه چنین مى‏‌شود: این ماه‌ها اوقاتى است که براى اعمال شرعى تعیین شده، و تجاوز از آن اوقات به اوقات دیگر جایز نیست. مثلاً حج را نباید در غیر ماه‌هایش، و روزه را در غیر ماه رمضان، و سایر وظائف را در غیر موعد مقرر انجام داد، که در این صورت به منزله وارد شدن به خانه است از غیر دروازه آن؛ پس صدر و ذیل آیه شریفه تنها مى‏‌خواهد یک حکم را بیان کند.
و بنا بر فرض اول که گفتیم دلیل نقلى مؤید آن است، نفى بر و خوبى از آمدن درون خانه از پشت خانه دلالت مى‏‌کند بر اینکه عمل نام‌برده مورد امضاى دین نیست، و یک عمل دینى به شمار نمى‏‌رود، و گرنه معنا نداشت، بفرماید این عمل بر و خوبى نیست، بلکه باید بفرماید این کار را نکنید، و خدا این کار را حرام کرده، و امثال این عبارات که مى‏‌رساند حرمت این عمل یکى از احکام شرع است، و در آیه شریفه خوب بودن آن را نفى، و خوب بودن تقوا را اثبات کرده و در اثبات خوبى تقوا ظاهر کلام اقتضا مى‏‌کرد بفرماید «و لکن البر هو التقوى» ولى به جاى آن فرمود «وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏»، تا بفهماند کمال آدمى در اتصاف به تقوا است، که مقصود هم همین اتصاف و داشتن تقوا است، نه صرف حرف و مفهوم، هم چنان که نظیرش در آیه شریفه «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ».
و امر در جمله «وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» امر مولوى و تکلیف‏‌آور نیست بلکه امر ارشادى و نصیحت است، به اینکه خانه‏‌ها را از در درآمدن بهتر است از اینکه از پشت و یا بام آن درآیى، براى اینکه آنهایى که براى خانه در ساخته‏‌اند غرضى عقلایى در نظر گرفته‏‌اند و آن این است که همه کسانى که با این خانه سر و کار دارند از یک نقطه داخل و خارج شوند.
1- اگر قرآن حکیم از سوراخ کردن دیوارمنزل‌ها و از پشت بام واردشدن بر خانه‌ها، به بی‌عقلی یاد می‌کند، پس نوع ساخت و ساز و پیش‌فروش‌های آن را که باعث خدا فراموشی وانکار جهان آخرت و فریادخواهی مستندان در جامعه می‌شود چگونه یاد می‌کند؟
2- اگر قرآن مبین  ورود از درب خانه‌ها را برای احترام به عقل  بشر در ارشادات خود می‌آورد آیا سبک ساخت و ساز ساختمان‌ها و پیش‌فروشی‌ها نباید با این ارشاد قرآنی همراه باشد.
3- آیا قوانین حاکم بر پیش‌فروشی‌ها که از جمله آنها، به آپارتمان‌سازی‌های امروز برمی‌گردد نباید برای حفاظت از نعمت عقل شهروندان سهمی را قائل بشود.
4- قرآن کریم برای یاری‌کردن بشر جهت رسیدن به ساحل زندگی الهی، حتی به ارشاد مالک خانه برای حفظ اخلاق می‌پردازد که از آن چگونه بهره‌برداری نماید، زیرا مراعات این ارشادات حقوق فردی و جمعی آنان را استیفا می‌کند.
5- قرآن حکیم، اهداف عقلایی خانه‌سازی را با توجه دادن به ورود و خروج از آن، به مسئولان ساخت و ساز و مانند آن، بصورت کنایی  برای حفظ مقام عقل در معاش آدمی متذکر می‌شود.
6- مالکیت افراد نمی‌تواند حق هر گونه رفتار اجتماعی و اقتصادی را برای آنان مجاز قرار بدهد، حتی در نوع ورود و خروج از منازلشان که آیه شریفه آنرا یادآور می‌شود.
7- چرا مالکیت افراد درحقوقی که از تولید نصیب آنان می‌شود ضایع می‌شود؟ به دلیل آنکه قوانین حاکم بر ساخت وساز آپارتمان‌های آنان، فقط درسطح تحویل یک مکان برای مخفی شدن ساعاتی از ایام عمرشان می‌باشد.
8- مالکیت افراد از سهم طبیعت و سلامت‌های حاصل از آن، به دلیل تفاوت قیمت غیر منطقی زمین در پیش فروشی‌ها محو می‌شود.
9- مالکیت بر سرمایه افراد، به دلیل عمر مصالح  تشکیل‌دهنده و نوع مدیریت در آپارتمان و اجناس پیش‌فروش شده، باعث تخفیف قیمت آنها و ترفیع قیمت اجناس معادل  بصورت غیرمنطقی می‌شود.
10- چرا مالکیت افراد بر سلامتی روح و روان و جسمشان نقض می‌گردد؟ به دلیل آنکه برخی شهروندان به جهت عدم آگاهی از قوانین خانه‌های آپارتمانی و اجناس پیش‌فروشی، یا ناکارآمد بودن قوانین حاکم وهم چنین سودجویی برخی از شهروندان، حقوق جسم و جان همدیگر را بلوکه ‌کنند.
11- مالکیت اخلاقی شهروندان در خانه‌های آپارتمانی و اجناس پیش‌فروشی، در اکثر موارد غیر قابل پیگیری و یا با هزینه بیش از فائده همراه می‌باشد.
12- مالکیت افراد بر سرمایه آنها، با اختلاس و احتکارهایی که قد بلندتری نسبت به قد کوتاه و خمیده قوانین دارند، سلب و سرقت می‌گردد.
13- مالکیت افراد در بحث غرر که به دستور پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) از آن نهی شده است به عرف سپرده شده است که اکثر همان عرف از این واگذاری زمینه‌ساز، مفاسد اقتصادی در امان نمی‌باشند.
14- مالکیت افراد بر سرمایه‌شان به دلیل معلق بودن برخی کالاها در قوانین و بدون فرهنگ تولید اسلامی که در پیش‌فروش‌ها می‌آید، در اختیار بیگانگان می‌افتد.
15- مالکیت افراد بر سرمایه‌شان خصوصاً در قشر متوسط به پایین جامعه چرا مانند دوران ارباب ورعیتی و به‌صورت مدرن ضبط می‌شود؟ زیرا بدون تشکیل مجمع تشخیص مصلحت در اقتصاد کشور، معاش شهروندان در دالان‌های حقوقدانان و محاکم قضایی برای مصداق‌سازی مانند پیش‌فروش‌ها و دیگر امور تجاری در لابلای عقد‌های که با ادبیات (بیع معین باشد یا کلی فی الذمه راشاید یا خیر سلف و سلمی در پیش داریم) به فرصت‌طلبی سودجویان بی‌تقوا و سرگرادنی نیازمندان نجیب مبدل می‌شود.
16- مالکان امروز اگر بخواهند با ادبیات قرآن به پیش‌فروش‌ها بگویند لطفاً حقوق ما را در قوانین پیش‌فروش‌ها ربایش نکنید، می‌تواند بگویند، خواهش داریم از پشت‌بام‌های ما وارد خانه‌هایمان نشوید، ما در ورودی‌های درب منزلمان ازشما استقبال می‌کنیم.
17- مالکیت شهروندان زمانی‌که بدون، آیات اخلاقی اقتصاد قرآن حکیم،  در نزد حقوقدانان اعتبار دارد، حاصلش همان است که شیطان اخلاق خود را در زندگی شهروندی و مانند آن به جریان می‌اندارد.
captcha