اهدای کتاب با ذکر صلوات در جوار حرم رضوی/ باز هم نام مادر عشق آفرید
گروه اجتماعی: در یکی از کوچههای مشهد در جوار حرم رضوی کتابخانهای را میبینی که تنها با عشق یک فرد به کتاب و کتابخوانی سالهاست به عاشقان این عرصه خدمترسانی میکند، گاه قیمت یک کتاب را ذکر یک صلوات میداند و گاه مبادلهای کالا به کالا صورت میگیرد تا کتابهایی که در گوشه منازل خاک میخورند به دست علاقهمندان آنها برسد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، لابه لای کتاب گم شده بود، مردی که تمام دارائیاش، سپیدی تارهای گیسوانش را وقف ترویج و فرهنگ کتابخوانی کرد، سالهاست که در گنجه دلش را به روی اهالی کتاب باز کرده و در حین این عمل خداپسندانه درس اخلاق را به دیگران میآموزد.
تا با چشم خودم نمیدیدم، باور نمیکردم با وجود این همه بیمهری به کتاب، هنوز هستند جوانمردانی که تارو پودشان با کتاب عجین شده، همانهایی که دوست و رفیقشان کتاب است، لحن و مرامشان هم با دیگران فرق دارد، همانهایی که حرفهایشان طعمدار است، اما طعم و بوی سادگی. آنهایی که با تمام شیوایی که در کلامشان موج میزند، یک فنجان چای در این هوای سرد کنارشان یخ میکند. در حوالی بارگاه هشتمین خورشید ولایت در مشهد، کتابخانهای را میبینی کوچک اما دلنشین؛ این کتابخانه همچون کلبهای کوچک سادگی و صمیمیت از در و دیوارش مشاهده میشد، آنجا که یک شهروند علاقهمند به کتاب پارکینگ منزل خود را وقف حوزه کتاب کرده و با آنچه که در اختیار داشته است کتابخانهای را تحت عنوان «کتاب مادر» راهاندازی کرده است.
این کتابخانه که در بلوار احمدآباد، خیابان عارف مشهد قرار دارد، سالهاست توسط فردی که عمر خود را وقف کتاب و کتابخوانی کرده مدیریت شده و به دوستداران و علاقهمندان این عرصه خدمترسانی میشود.
کتابخانه «کتاب مادر» که نهادی مردمی اهدای کتاب به کتابخانههای محروم به شمار میرود، فرقی بزرگ با سایر کتابخانههای شهر مشهد، پایتخت معنوی ایران دارد؛ آن تفاوت چیزی نیست جز اهدای کتاب صلواتی به مردم؛ همچنین در این کتابخانه مبادلهای کالا به کالا نیز صورت میگیرد، مردم کتاب میآورند و هر کتابی که در کتابخانه موجود بود را میبرند، همچنین این محل برای آنها که کتابهای خوانده شدهای را دارند که دیگر به آن نیاز ندارند نیز خدمتی ارائه میدهد، آنها کتابهایشان را برای فروش به متولی «کتاب مادر» تحویل میدهند تا برای آنها بفروشد.
به سراغ محمد نیکپرور، متولی این کتابخانه صلواتی رفتیم تا درباره طرح کتابخانه صلواتیاش که عملی خیرخواهانه به شمار میرود و از طرفی هم در دنیای پر از مادیات برای برخی بسیار سوال برانگیز است، به گفتو گو بپردازیم.
او که سالها عمر خود را وقف کتاب کرده است، سابقه فعالیت در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد کتابخانههای مشهد در قبل از انقلاب دارد و بعد از انقلاب نیز مسئول اولین نهاد مردمی اهدای کتاب به کتابخانههای محروم خراسان بوده است؛ وی در این کتابخانه صلواتی که دارای 20 هزار جلد کتاب با 19 هزار عنوان در موضوعات مختلف به ویژه مذهبی است، هر روز خود را از ساعت هشت صبح آغاز کرده و تا عصر فعالیت خود را ادامه میدهد؛ در این گزارش گفتوگوی ما با این عاشق کتاب را میخوانید
کمی در مورد خودتان توضیح دهید؛ اصلا چه شد سراغ این کار آمدید؟
ده سال پیش بعد از بازنشستگی، در بازار رضا(ع) مغازه باز کردم اما دیدم کارم کاسبی نیست، بعد از آن پارکینگ خانه خودم را کتابخانه کردم، اول از کتابهای خودم شروع کردم و کتابخانهای با عنوان عارف را تا همین امروز توانستهام به لطف خداوند پیش بروم.
کمی در مورد نحوه اهدای کتاب و ارائه آن توضیح دهید؟
تاکنون بیش از 15 هزار جلد کتاب اهدا کردیم، این کتابهای صلواتی را افراد از سبد کتاب که در بیرون مغازه قرار داده شده رایگان برمیدارند، سپس هر فرد که کتابی اضافه دارد، اینجا میگذارد.
جهاد دانشگاهی هم در این زمینه با ما همکاری خوبی داشته است و جزوه و کتاب در اختیار ما قرار دادهاند.
دلیل نامگذاری این کتابخانه از عارف به مادر را نام ببرید؟
زمانی که پخش کتاب را شروع کردیم، خیلی از مراجعه کنندگان به ما رجوع میکردند و میگفتند اینجا همانند «کتاب مادر» شده است و شاید به دلیل علاقه خاصی که به نام مادر داشتم، آن هم به خاطر تمام حمایتهایی که مادرم در زمان کودکی برایم انجام داده است و یکی از آنها فرستادن من به مکتب ملاباجی با یک قرآن بود که تصمیم گرفتم نام آن را به کتاب مادر تبدیل کنم. کمی در مورد فعالیتهای این کتابخانه توضیح دهید؟
این جا چند نوع فعالیت انجام میشود که بعضی از آنها حالت انحصاری دارد اما اهدای کتاب با شرایط خاص صورت میگیرد. از جمله سال گذشته در هفته کتاب، آگهی در روزنامه به منظور یادبود و تجلیل از خدمات ارزشمند کتابداران سختکوش کتابخانههای عمومی خراسان از گذشته تا به امروز به چاپ رساندیم و برای بزرگداشت روز کتابدار نیز به کلیه متقاضیان از کتابخانههای مناطق محروم استان خراسان حداقل 100 جلد کتاب اهدا کردیم.
از آن روز به بعد بسیاری از نقاط محروم تقاضای ارسال کتاب داشتند که بعد از ارسال نامه رسمی، آموزشگاهها، خیریهها و سایر ارگانهای فرهنگی کتب مورد نیاز خود را اعلام میکنند و به ترتیب کتابها آماده و به وسیله رابط معرفی شده ضمن اخذ رسید، تحویل میشود.
دومین روش فعالیت این نهاد مبادله کتاب است، در بسیاری از خانهها کتابهای زیادی وجود دارد که افراد آنها را دور میریزند، در حالی که میتوانند کتابهایشان را به اینجا آورده و با کتابی که دوست دارند، مبادله کنند. همچنین از بین کتابها یک سری کتاب امانت سپردهاند تا به فروش برسد؛ تعدادی از کتابها نیز از رده خارج شده و برای خمیر کردن به کارخانه ارسال میکنیم اما سعی میشود بیشتر کتابها را مرتب و صحافی کرده و به چرخه مبادله و اهدا وارد کنیم.
یک روز کاری خود را چگونه می گذرانید؟ بهتر بگویم هر روز صبح حدود 30 جلد کتاب را
به عنوان صلواتی در سبد خیابان میگذارم تا هر کس کتابی نیاز دارد بردارد و
ببرد؛ گاهی اوقات بچهها بعد از ظهر منتظرند که کتاب مخصوص به خودشان را
بردارند و چقدر با علاقه بچههای محل، معتاد مطالعه کتابهای مخصوص خود شده
اند.
با توجه به سابقه این کتابخانه، چقدر از این طرح استقبال شده است؟
استقبال بسیار بالایی از این طرح شده، عصرها که میشود بچههای محل از مدرسه به اینجا میآیند تا کتاب داستان یا کتابهای موردنیاز خود را از سبد کتاب بردارند؛ از خیلی مناطق مشهد به اینجا آمده تا کتاب بردارند و ببرند یا خیلیها کتابهای خوانده شده را بر میگردانند؛ چند روز پیش باران آمده بود و ما تعطیل بودیم، فردی کتابهای سبد را جمع کرده و در پلاستیگی گذاشته بود تا باران آنها را خیس نکند، این نشانه اقبال مردم به طرح و نگهداری کتاب صلواتی است.
این جلب اعتماد چگونه شکل گرفته است؟
تمام اهداییها با اسناد و مدارک به صورت دقیق ثبت شده است، از اسم افراد تا تاریخ ارسال در دفتری ثبت میکنیم و آنقدر این کار به خوبی شکل میگیرد که میتوان از بین بیش از 130 واحد کتابخانههای مناطق محروم خراسان، تقاضای رسمی آنها و تاریخ تحویل با رسید و مهر و امضاء را ملاحظه کرد. حتی از استانهای دیگر هم درخواست داشتیم اما به دلیل دوری مسافت این کار میسر نشده است.
بر این اساس ما میخواهیم به صورت مستقیم با خود کتابخانهها در ارتباط باشیم، باید اهدای کتاب حالت وقف داشته باشد زیرا اگر قرار بود ما کتاب را به افراد بدهیم،
مجتمع کتابخانهها در نقاط محروم به عنوان کتابخانه شکل نمیگرفت و دیگر
این مجموعه را احداث نمیکردیم لذا
باید در مدرسه یا هر جای دیگر با مسئول کتابخانه در ارتباط باشیم. در مجموع چند کتاب در این کتابخانه وجود دارد؟
20 هزار جلد کتاب با 19 هزار عنوان که هیچکدام تکراری نیست مگر کتابهایی که از نهاد و ارگانی اهدا شده است، در این جا وجود دارد که نه در حد روش کتابخانهای بلکه آنها را به شیوه خودمان مرتب کردیم.
در این کتابخانه، کتاب داستان کودک در مقطع ابتدایی کم داریم لذا به دلیل استقبال زیاد مخاطبان باید در زمینه کتابهای داستانی و کودک به حد خوبی برسیم؛ از همین رو اگر خیران و کسانی که کتاب به ما میدهند، در زمینه کودک، کتاب اهدا کنند، خیلی خوب است زیرا کودکان نیاز زیادی به کتاب دارند و کتابهای مربوط به کودکان استثنایی نیز نداریم.
مردم بیشتر چه نوع کتابهایی اهدا میکنند؟ کتابهایی که از خانهها میآید یک سری به دلیل آب گرفتگی در بالای بام خانهها، قرار دادن در انبارها یا گذاشتن در کنار خیابان از بین میروند، خودم بارها از کنار خیابان کتابها را جمع کرده و مرتب و درست احیا کردیم. باید توجه داشت که اگر کتابها به درستی نگهداری شود، از نظر اقتصادی به نفع مملکت است به گونهای که اگر مسئله اهدای کتاب در بین مردم رواج پیدا کند و مردم آگاه شوند که از نظر اقتصادی چه تأثیر مهمی در اشاعه کتاب به وجود میآید، شاید سالانه میلیونها کتاب به کتابخانهها راه یابد و از نابود شدن آنها جلوگیری شود.
قشنگترین خاطره شما از روزهای حضور در کتابخانه مادر چیست؟
روزی فردی به من مراجعه کرد که فردا امتحان عربی دارد، کتاب میخواست و گفت پولش را ندارم اما به جای آن کتاب میآورم؛ کتاب را برد و چند روز بعد کاغذی را به همراه کتاب گذاشته بود که من همان فرد بدهکار چهار هزار تومان هستم و به جای آن کتاب آوردم؛ عمل کردن به تعهدش برایم جالب بود، چون هدف ما دادن درس درستکاری، امانتداری و ایجاد اعتماد بین جوانان است.
از مواردی که برای مراجعه کتاب میتوان به آن اشاره کرد این است که برای برخی از کتابها هزینهای از افراد دریافت میشود آن هم کتابهایی که خود مردم برای فروش به اینجا میآورند. سایر کتابها به صورت صلواتی در اختیار مخاطبان قرار میگیرد و یا مبادلهای کالا به کالا انجام میشود.
به نظر شما دلیل ضعف کتابخوانی در کشور چیست؟
50 سال است در خدمت کتاب هستم؛ در این 50 سال اگر کتاب به خوبی معرفی نشده علاوه بر مردم، رسانهها نیز مقصر هستند. ما در مشهد چندین روزنامه محلی داریم که به ندرت به کتاب و کتابخوانی می ردازند، همه روزه از سینما، تئاتر، نمایشگاه نقاشی، موسیقی و ... مطلب دارند اما صفحهای از آن به کتاب و کتابخانه اختصاص ندارد.
اینجا باید از اهالی رسانه سؤال شود که چند بار به کتابخانهها سری زدهاید و از سختی و مشکلات آنها با خبر شدهاید؟ یک سال قبل، در جلسه خیرین کتابخانهساز مشهد از مسئولان پرسیدم با وجود هزاران مسیر رفت و آمد در شهر، نام کدام خیابان برگرفته از کتاب، کتابخانه و یا کتابدار است. اخیرا شاهد بودم شهرداری با ایجاد المانهای کتاب تأثیر مثبتی در دیدگاه همگان گذاشته است اما این امر کافی نیست بنابراین امید است شهرداری توجه بیشتری به این مسئله داشته باشد.
از همین رو در این نهاد سعی شده است، احساس مسئولیت در مقابل تعهد برای افراد به وجود آید زیرا نتیجه آن درست کرداری و تعهد در کار فرد میشود؛ اگر در این زمان چند نفر هم که متعهد شوند، برای من بس است که لااقل کارم نتیجه خوبی برای جامعه داشته است.
به عنوان کسی که سالها وقت خود را صرف کتاب کرده چه پیشنهادی دارید؟
برای هفته کتابخوانی به اداره کل کتابخانهها پیشنهاد کردم برای هر کتاب خانه یک انجمن محلی تشکیل دهند که اعضای آن میتوانند از خانواده کتابداران باشند مثلا یک خانم و آقای بازنشسته یا کارمند و خانهدار باشند و هر ماه یک بار جلسهای با مسئول کتابخانه داشته باشند با این موضوع که چکار کنیم تا بچهها با وجود حجم مطالب در فضای مجازی به کتابخانه پناه بیاورند. موضوع انجمن محلی اولیاء و کتابخانه نیز قابل بررسی است.
همچنین کتابخانهها میتوانند تولد اعضای خود را جشن بگیرند تا از این طریق ایجاد انگیزه کنند، افراد را به فرهنگ کتابخوانی ترغیب کرده و یک قفسه هم کنار کتابخانه باشند تا اگر دانشآموزی توان مالی نداشت از آن کتابها استفاده کند.
به نظر شما این کتابخانه چقدر توانسته بین مردم جایگاه خوبی پیدا کند؟
اگر در مشهد چند واحد مانند کتاب مادر ایجاد شود، دیگر غمی در زمینه کتاب و به هدر رفتن آن نداریم، هر کسی کتاب برای مناطق محروم میخواهد به ما مراجعه میکند اما متأسفانه هماکنون در بعضی از مناطق محروم، کتابهای مورد نیاز موجود نیست که باید اقدامات و برنامهریزیهای لازم انجام شود.
بر این اساس با برخی مناطق محروم در ارتباط بوده و با بعضی مساجد نیز در تماس هستیم، گاهی اوقات تماس میگیرند و نسبت به مبادله کتاب اقدام میکنند، کتابهای اضافیشان را میدهند و کتب مورد نیازشان را به رایگان تحویل میگیرند زیرا این هم بخش دیگری از فعالیتهای ما محسوب میشود.
تفریح و سرگرمی امروز نسبت به گذشته چه تغییراتی کرده است؟
در گذشته تفریح افراد مطالعه بود اما متأسفانه در جامعه امروز افراد با یک کلیک فرهنگ دهخدا را میخوانند البته نمیتوان فضای مجازی را مقصر دانست، اهل کتاب میتوانند سنت خود را نگه دارند و کتاب بخوانند چراکه قرآن، کتاب خدا و ثمره زندگی یک نویسنده کتاب به شمار میرود.
در زمان قدیم افراد وقتی به خانه مادر بزرگ میرفتند مادر بزرگ برای شان قصه میگفت ولی حالا با وجود تکنولوژی، افراد وقتی به خانه مادربزرگ میروند، سرشان به تلفنهای همراه گرم است و مادربزرگ باید فقط به تماشای آنها بپردازد از همین رو ما باید فرهنگ و سنت خود را حفظ کنیم.
در حالی که من صبحها به مکتب میرفتم، قرآن را هجی
میخواندم، پنج سالم بود که دنیایی برای خودمان داشتیم، آن زمان آنقدر
کتاب نبود که همه افراد استفاده کنند؛ کتابهای داستانی مانند امیر ارسال
نامدار را یواشکی میخواندم، برای اینکه اگر مادرم میفهمید نمیگذاشت و
برای همین کتاب را لای کتاب درسیام میگذاشتم.
برای رفع برخی مشکلات و معضلات باید عشق را در نهاد کتابدار به وجود آورد، برایش آرامش خاطر فراهم کرد تا جز به کتاب و کتابخانه افکارش به جای دیگر مشغول نشود، در حقیقت امکانات کافی برایشان فراهم کرد و به قول شاعر: «باده باقی زسبو یافتم/ این همه از دولت او یافتم»
با توجه به تجربیات شما، وضعیت نمایشگاه کتاب را چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من نمایشگاه کتاب باید زیر نظر اداره کل کتابخانهها باشد نه ارشاد، ارشاد خودش زیر مجوعه دارد و میتواند بر نمایشگاه نظارت کند، تنها چیزی که در نمایشگاه کم است، حضور کتابداران و کتابخانهها است. از همین رو اگر سالن بزرگی را در اختیار 50 کتابخانه قرار دهند، هر کتابخانه با 50 میز اتیکت خورده به معرفی کتابخانهها بپردازد و مسئول هر کتابخانه وقتی ارباب رجوع میآید، در مورد کتابخانه خودش توضیح دهد، نحوه همکاری آنها را با کتابخانه تشریح کند، میتوان حتی کارت عضویت رایگان هم برای اعضای محله خود صادر کند تا استقبال گسرتدهتر شود.
ضمن اینکه حضور مسئول هر کتابخانه در نمایشگاه کتاب موجب ارتباط بین کتاب فروش، ناشر و نویسنده با مردم میشود، وقتی هزاران نفر مراجعه میکنند چرا نباید با مسئول نهاد کتابخانه محله خود آشنا شوند در حالی که حضور آنها موجب افزایش جذب مخاطبان خواهد شد.
حرف پایانی؟ من اینجا اصلا خسته نمیشوم، من با کتابهایم زندگی میکنم، حرف میزنم و راه میروم، آن اوایل که 5 - 6 کارتن کتاب میآوردند، میخریدم تا صبح یک به یک آنها را ورق میزدم، عنوانش را میخواندم تا بدانم از این کتابها چی در میآید، خستگی برایم مفهومی ندارد زیرا بازنشستگی پایان کار و آغاز کار دیگری است....
آنقدر مدهوش سخنان زیبایش شده بودم که دل کندن از او برایم سخت بود، حرفهایی شیوا و عمیق که معلوم میشد دوستی به خوبی کتاب دارد، ساده، خاکی و بی تکلف، حال دلم کنار او خوب میشد و زمان و ثانیهها از دستم بیرون میرفت اما امیدواریم با ایجاد نهادهای کتابخوان بتوانیم با اهدا و وقف کتاب، کمکی به فرهنگ کتابخوانی و بسیار افرادی که از داشتن آن محرومند، بکنیم.
بسیار عالی لطفا آدرس دقیق بدهید تا کتاب ببریم.حالا که چنین حرکت خوبی هست لطفا بیشتر مناطق محروم کشور روستاهایی که اصلا یک کتاب هم ندارند کتاب اهداشود بویزه عشایر .سیستان بلوچستان .کهکیلویه .کردستان و......