کد خبر: 3475702
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۵
ايجاد زمينه‌هاي احساس نياز به قرآن/

تبيين دلايل تعامل تشريفاتي جامعه امروزي با قرآن/ سامان يافتن بینش‌ها منجر به منش‌های زندگی مي‌شود

گروه فعالیت‌های قرآنی: حجت‌الاسلام صفری با بيان اينكه اگر بینش‌های ما سامان گرفت، به دنبال آن، روش‌ها و منش‌های زندگی ما نيز سامان پیدا می‌کند. گفت: مشکلی که جامعه امروزی ما در زمينه رجوع به قرآن دارد این است که هنوز دو مسأله «چرا بودن‌ها» و «تا کجا رفتن‌ها» برای آن درست تفهیم نشده است؛ تا این دو مسأله درست تفهیم نشود تعامل ما با قرآن رویکردی ابتدایی و تشريفاتي است.

حجت‌الاسلام والمسلمین حسین صفری، مدرس مرکز تخصصی مهارت‌های بیان تفسیر قم در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، پیرامون زمينه‌هاي ايجاد احساس نياز به قرآن كريم، در آغاز به وضعيت قرآن در جامعه امروزي ما پرداخت و تصريح كرد: رویکردی که جامعه امروز ما به قرآن دارد را در نظر بگيريد، اگر جامعه از این رویکرد روی‌گردان شود، آیا اتفاقی می‌افتد؟ به طور مثال اگر قرآن خواندن، محافلي مثل شبی با قرآن، مسابقات قرآن و برنامه‌هایی که در مساجد و مجامع قرآنی برقرار است، حذف شوند، آیا مشکلی در جامعه پیش می‌آید؟ به نظر ميرسد چندان اتفاق خاصی نمی‌افتد.

ما نتوانسته‌ایم رویکرد مناسب و انس ویژه با قرآن كريم داشته باشیم

وي گفت: دقت كنيم کسی که وارد يك مجلس قرآنی می‌شود، خروجی آن چگونه است؟ آیا همان آدمی است که قبلاً بوده یا عوض شده است؟ اگر همان آدم قبلی است که هیچ تغییری در رفتار و گفتار و عقیده و بینش و روش و سبک زندگی او ایجاد نشده معلوم است، قرآن چندان در زندگی ما تأثیرگذار نبوده است. در حالیکه قرآن آمده است تا «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (ابراهيم، 1) قرآن آمده است ما را از ظلمت‌ها به سوی نور هدایت کند. پس مشکل از ناحیه ماست؛ ما نتوانسته‌ایم آن رویکرد مناسب و آن انس ویژه را با قرآن كريم داشته باشیم تا پیام قرآن را درک کنیم.

صفري ادامه داد: بنابراین در همان قرائت قرآن ماندیم و به مرحله درایت آن نرسیدیم. یعنی به الفاظ اکتفا کردیم در حالیکه بنای قرآن بر درایت است. از این روست كه خداوند متعال ما را توبیخ می‌کند: « أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد، 24). چرا در قرآن تدبر نمی‌کنید مگر دلهایتان قفل خورده است؟ (منظور از دل مرکز درک است). بنابراین مشکل عمده ما در ارتباط با قرآن از ناحیه خود ما است. قفل‌هایی به دل و درک ما خورده است که اجازه نمی‌دهند با قرآن ارتباط برقرار کنیم. باید این قفل‌ها را پیدا کنیم. مهم‌ترین این قفل‌ها، قفل در بینش ما است.

ضرورت رجوع به قرآن چه زماني فهميده مي​شود؟

به گفته مدرس مرکز تخصصی مهارت‌های بیان تفسیر قم، ضرورت رجوع به قرآن فهمیده نمی‌شود مگر اینکه چند امر درست برای ما تفهيم شود؛ اول؛ این ضرورت فهمیده نمی‌شود مگر اینکه «فلسفه خلقت» برای ما درست تفيهم شود. دوم؛ این ضرورت فهمیده نمی‌شود مگر اینکه «نیاز ما» به درستي رصد شود و سوم اینکه فلسفه رجوع به قرآن فهمیده نمی‌شود مگر اینکه «ادامه آدمی» درست فهمیده شود.

اين مدرس حوزه عليمه در توضیح لزوم درك فلسفه خلقت به عنوان يكي از مقدمات فهم ضرورت رجوع به قرآن گفت: فهم ضرورت رجوع به قرآن مستلزم این است که فلسفه خلقت مشخص شود. تا «چرا بودن‌ها» جواب پیدا نکند، «چگونه بودن‌ها» هم جواب پیدا نخواهد کرد. تا مشخص نشود فلسفه حیات زمینی من در دنیا چیست، ضرورت نیاز ما به قرآن نيز چندان برایمان تفهيم نمی‌شود. آدمی باید دقت کند غرض از خلقت او چه بوده است؟ این سؤال بنیادی، اول باید برای ما جا بیفتد در غیر این صورت، ضرورت دین نیز برای ما چندان تفهیم نمی‌شود. اگر این سؤال درست تفهیم نشود، نه ضرورت دین، نه قرآن، نه رسالت و نه ولایت، هیچ کدام به درستی برای ما فهمیده نمی‌شود.

مقدمه لازم سامان يافتن سبك زندگي فهم فلسفه خلقت است

صفري افزود: بنابراین سؤالی که باید به آن دقت کنیم تا بینش‌های ما را سامان دهد، همین فلسفه خلقت است. اگر بینش‌های ما سامان گرفت، به دنبال آن، روش‌ها و منش‌های زندگی ما نيز سامان پیدا می‌کند.

اين مدرس حوزه با اشاره به آيه « إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةًبدون قرآن امکان ندارد آدمی به آن نفس مطمئنه برسد و اگر به این اطمینان نرسد، قلب او ظرفیت متصف شدن به اوصاف الهی و شدن در این عرصه خلیفه‌اللهي را پیدا نخواهد کرد.» (بقره، 30) خاطرنشان كرد: ما آمده‌ایم خلیفه الله باشیم. خلیفه‌الله یعنی خدایی شدن؛ یعنی آدمی بتواند تجلی اسماء و اوصاف خدایی شود. لازمه اینکه بتوانیم وصف و خُلق خدایی پیدا کنیم جز با بندگی امکان پذیر نیست. همین است که رسول خدا پیش از آنکه رسول‌الله باشد بنده خدا بوده است.

مدرس مرکز تخصصی مهارت‌های بیان تفسیر قم ادامه داد: کسی که بنده خدا شد، نفس او نفس مطمئنه می‌شود:« يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً»(فجر، 27-28). قلب مطمئن چگونه به دست می‌آید؟ قرآن می‌فرماید: «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(رعد، 28)؛ جز با ذکر خدا امکان ندارد قلب انسان مطمئن شود. یکی از مصادیق مهم ذکرالله قرآن کریم است. بدون قرآن امکان ندارد آدمی به آن نفس مطمئنه برسد و اگر به این اطمینان نرسد، قلب او ظرفیت متصف شدن به اوصاف الهی و شدن در این عرصه خلیفه‌اللهي را پیدا نخواهد کرد.

قرآن نقشه راه بندگي است

وي گفت: قرآن آمده است نقشه راهی به ما نشان دهد که چگونه می‌شود خلیفه‌الله و بنده خدا شد و چگونه می‌شود نفس اماره من نفس مطمئنه شود. این مسیری است که در قرآن ترسیم شده است. قرآن کتاب قانون است؛ یعنی اصول شدن آدمی از حیثیت «هوالذی خلقم من طین» به «هو الذی جعلكم خلائف الارض» را بیان می‌کند؛ یعنی بنا بر این است که آدمی از حیثیت زمینی‌اش، به خلیفه‌اللهي برسد. اين جریان شدن و صیرورت جز با قرآن و تبیین اهل‌بیت(ع) امکان‌پذیر نیست.

صفري ادامه داد: بنابراین تا این سؤال جواب پیدا نکند(فلسفه خلقت) تعامل ما با قرآن تعامل عادی و تشریفاتی خواهد شد. با اين رويكرد، قرآن برای ما صرفاً کتاب تبرک خواهد بود؛ نه کتاب مبارک. لذا خداوند در آيه 29 سوره ص می‌فرماید: «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » این تذکر و تدبر در صورتی فراهم می‌شود که انسان این درک را پیدا کند، که قرآن جنبه روح و جان او را فربه می‌کند.

ما برای رفتن آمده‌ایم نه ماندن

اين مدرس حوزه و دانشگاه گفت: نکته دیگر، ضرورت رجوع به قرآن فهمیده نمی‌شود مگر اینکه انسان پی ببرد موجودی ادامه‌دار است. ما برای رفتن آمده‌ایم نه ماندن. ماندن در این دنیا عین سقوط و هلاک آدمی است. بنابراین ما از استعدادهای اضافه خود پی می‌بریم برای رفتن تا مرزهای بی‌حد آمده‌ایم. بهشت نیز منزلگاه است، مقصد نیست، محل رجوع و مقصد ما خود خداست: «وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى؛ و اينكه پايان [كار] به سوى پروردگار توست» (نجم، 42).

قران براي کسی که افق دید او از نیازهای مادی فراتر نمی‌رود چندان جذابيت ندارد

وي ادامه داد: آدمی تا این بینش را پیدا نکند که من موجودی رفتنی هستم، ادامه من ابدیت است و حدی برای آن متصور نیست و قرار است در این دنیا زاد و توشه‌ای برای این سفر بی‌حد و مرز برگیریم، ضرورت رجوع به قرآن را درك نخواهد كرد. قرآن برای چه کسانی کتاب هدایت است؟ خداوند ميفرمايد: «ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِين» (بقره، 2) متقین کسانی هستند که ایمان به غیب و ادامه خود دارند. قرآن برای چنین کسانی کتاب هدایت است. کسی که افق دید او از نیازهای مادی فراتر نمی‌رود، قرآن برای او چندان جذابیت ندارد. چون قرآن برای کسانی مایه هدایت است که آن مرزهای بی‌حد را دیده‌اند.

مدرس مرکز تخصصی مهارت‌های بیان تفسیر قم گفت: اگر ابدیت انسان درست فهمیده نشود رجوع به قرآن اگر هم باشد فایده دنیوی پیدا می‌کند. با این نگاه حتی به سراغ سوره‌هایی می‌رویم که دنیای ما را تأمین کند و به روزی ما خیر و برکت دهد در این نگاه بیشتر سوره یس و واقعه بين مردم مشخص است. این دو سوره نازل نشد که تنها خیر و برکت برای دلار و دنیا و ریال من باشد، این دو سوره نازل نشد که مرا به تکاثر برساند؛ بلکه نازل شده‌اند تا مرا به کوثر(خیر کثیر) برسانند. مشکلی که جامعه امروزی ما دارد این است که هنوز دو مسأله «چرا بودن‌ها» و «تا کجا رفتن‌ها» برای آن درست تفهیم نشده است. تا این دو مسأله درست تفهیم نشود تعامل ما با قرآن رویکردی ابتدایی و پیش پا افتاده است. با این رویکرد اگر قرآن را از زندگی خود حذف کنیم چندان مشکلی در آیین زندگی ما ایجاد نمی‌شود.


captcha