حجتالاسلام والمسلمين حسين صفری، مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان تفسیر قم در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، رصد نیازهاي انسان را یکی از مقدمات برای دانستن ضرورت رجوع به قرآن دانست و اظهار کرد: ضرورت قرآن فهمیده نمیشود مگر اینکه نیاز انسان فهمیده شود. ما قبل از وحی و نبوت به امکانات خود مینگریم؛ امکانات انسان غریزه و علم او است؛ غریزه انسان نسبت به غریزه حیوان ضعیف و کور است و علم انسان نیز بسیار محدود است.
وي ادامه داد: حتی اگر علم بشر به اوج و نهایت خود برسد، اولاً نميتواند نسبت به تمام روابط پیچیده و قوانين حاكم بر جهان آفرينش احاطه پيدا كند؛ چه اینکه ما قوانین و ضوابط حاکم بر بدن خود را نيز نمیدانیم. از طرف دیگر چون علم چیزی جز تجربه و آزمایش نیست نمیتواند درباره عوالمی که انسان پس از مرگ به آنجا میرود اظهارنظر کند و تمام قوانین پیچیده آن را تجربه کند و ببیند، چون قابل تجربه و در دسترس علم نیست. اينجاست که ضرورت وحی مطرح میشود.
صفري گفت: انسانی که در جهانی نظامند و قانونمند زندگی میکند نمیتواند بدون توجه به اين قانوان و نظام با بدن جسماني خود رفتار كند؛ به طور مثال نميتواند هر چیزی را در معده خود قرار دهد. چگونه انسانی که اینطور درباره معده خود قانونها را باور کرده و در نظر گرفته است، در مورد خوراک فکر و عقل و روح خود قانونها را در نظر نمیگیرد و به دنبال ضوابط و قانون آنها نیست؟ در نتیجه به هر طعامی اجازه ورود به مغز و فکر و قلب و روح خود میدهد.
اين مدرس حوزه علميه تصریح كرد: خداوند در قرآن میفرماید «فلينظر الإنسان الی طعامه» (انسان باید به طعام خود نگاه دقیقي داشته باشد). به تعبير حضرت امیرالمؤمنین(ع) منظور از طعام در آيه علم انسان است. پس در اینجا ضرورت وحی و رجوع به رسول خدا(ص) مطرح میشود. لذا باید کتاب قانونی از سوی خداوند و فرستادهاي باشد تا حکم خدا را به ما برساند. در اینجا است که انسان به دنبال کسی است که بر تمامی عوالم هستی احاطه و از تمامي قوانين و نظام هستي آگاهي داشته باشد و علاوه بر آن از تمامی کششهای نفسانی آزاد باشد. در اصل به دنبال كسي باشد كه علم او علم خدا و صفات او خدایی باشد؛ به طور خلاصه یعنی معصوم باشد.
مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان تفسیر قم ادامه داد: حال در اين عالم چه كسي از خطا محفوظ و مصون است؟ كسي كه هم آگاهي داشته باشد و هم از کششهای غیرحق آزاد باشد و این شخص جز رسول و كسي كه به ذات احديت وصل شده باشد نیست، به همین خاطر، نطق و سخن او نطق و سخن خدا است: «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى»(نجم، 3-4).
اين محقق ديني اظهار كرد: در اين جا نه تنها ضرورت رجوع به قرآن به عنوان وحي تنزيلي؛ بلكه ضرورت رجوع به وحي تبييني نيز مطرح است. يعني قرآن در كنار بيانات رسول(ص) و اولياء خدا مفهوم پيدا ميكند. قرآن مفسر و تبين كننده نياز دارد. قرآن كتابي است كه تبيان همه چيز است: «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ؛ و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است»(انعام، 59). در زمان رسول خدا(ص) فقط آيات نميتوانست جوابگوي مسائل و امور بشر باشند؛ بلكه وجود معصوم در كنار كتاب خدا لازم و ضروري است تا بشر در اين جهان نظاممند بتواند درست حركت كند.
وي با اشاره به نقش رسول خدا(ص) و ائمه اطهار در تبيين آيات قرآن گفت: خداوند نقش پيامبر(ص) را در ارتباط و تعامل با قرآن چنين بيان ميكند «وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ» (آل عمران، 101)؛ يعني چگونه كفر ميورزيد، در حاليكه آيات خدا بر شما تلاوت ميشود و رسول او در ميان شما است؟ اگر بخواهيم حيات انساني ما فعال شود كه يكي از مهمترين نيازهاي ما است؛ اين امر جز با کتاب و سنت امکانپذیر نیست. بنابراين قرآن و سنت در كنار هم اين امكان را براي رشد آدمي فراهم ميكنند.
مدرس مرکز تخصصی مهارتهای بیان تفسیر گفت: قرآن كتاب قانون است، اصول را بيان كرده است. باید از قرآن تحصیل اصل کنیم؛ براي تبيين اين اصول بايد به رسول خدا(ص) و اهل بيت(ع) رجوع كنيم. بنابراين اين دو بايد در كنار هم قرار گيرند. اگر بخواهيم حقايق قرآن را بدانيم اين امر با شاگردي رسول خدا(ص) حاصل ميشود. اگر قرآن از سنت جدا شود، مشكلي پيش ميآيد كه الان با آن مواجه هستيم. پس قرآن را بايد در كنار بيان پيامبر(ص) و ائمه معصوين(ع) بفهميم.
وي تصريح كرد: گاهي به قرآن به عنوان کتاب عبادی نگاه میکنيم؛ یعنی قرآن میخوانیم تا ثواب کسب کنیم نه اینکه مسیر صواب و عبوديت را بیابیم. مشكل جامعه ما اين است كه به قرآن به عنوان كتاب عبادت نگاه ميكند؛ نه كتاب عبوديت؛ يعني قرآن ميخوانيم تا ثوابي كسب كنيم نه اينكه به راه درست و صواب پي ببريم. قرآن فقط براي ثواب نازل نشده است؛ بلكه براي صواب و يافتن صراط نازل شده است و صراط چيزي جز بندگي خدا نيست: «وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ» (يس، 61).
صفري گفت: بنابراین اول باید بینشها اصلاح شود و پس از آن به سراغ منشها و روشهاي زندگي يرويم. در غیر این صورت هر چه هم تکنیک و راهكار ارائه دهیم فایده ندارد. پس در قدم اول بايد به سراغ اصلاح راهبردها در تعامل با قرآن حركت كنيم و پس از آن به سراغ راهکارها(برنامه قرآن براي اتباط با همسر، با فرزند، با دوستان و ..) برويم.
اين مدرس حوزه در پايان اظهار كرد: بنابراین بايد اين بينش را پيدا كنيم كه ضرورت رجوع به قرآن فهمیده نمیشود مگر اینکه سه موضوع فلسفه خلقت، ابديت انسان و نیازهای اصلي انسان تفهیم شود.