به گزارش کانون خبرنگاران
ایکنا،
نبأ، آرامش و آسایش انسانی از جمله مؤلفههایی است که همواره مورد تأکید اسلام و قرآن بوده است، این آرامش شامل آرامش روحی و روانی، سلامت جسمی، رفاه و امنیت است.
از آنجا که انسان ذاتا در پی رسیدن به آرامش بوده، وقتی در مکانی قرار میگیرد که این مؤلفه را رعایت نکردهاند، ناخودآگاه خستگی جسمی ناشی از برآورده نشدن آرامش روحی سبب بروز آشفتگیهای روانی شده و این آسیب خود عاملی است تا از کیفیت و کمیت بازدهی افراد جامعه کاسته شود.
جامعهای این چنین قادر به رفع نیازهای اولیه خود نبوده و روز به روز به کشورهای بیگانه وابسته میشود، به همین دلیل نیاز است تا معماری و شهرسازی جامعه و کشور مطابق با فرهنگ، اصالت و فطرت بشری طراحی شود تا با القای آرامش به افراد جامعه از انحطاط و سقوط جامعه جلوگیری کند.

بنابراین جامعهای که فرهنگ اصیل خود را بهدست فراموشی بسپارد و همواره به تقلید کورکورانه از فرهنگ دیگری روی آورد، آن کشور به تدریج دچار بحران هویت، تهاجم فرهنگی شده و افراد جامعه هر روز از هم فاصله گرفته، با هم بیگانه میشوند که چنین جامعهای استعداد فروپاشی بالایی را خواهد داشت.
حال سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که آیا برای رسیدن به طراحی شهری آرامشبخش و معماری اسلامی باید اصول معماری گذشته ایرانی را تکرار کرد، چرا که معماری ایرانی گذشته آرامشبخش بوده است؟
آیا تکرار این اصول برای رسیدن به شهرسازی و معماری اسلامی ممکن است؟ آیا با وجود تفاوتهایی که در نسل گذشته و حال وجود دارد، تکرار این اصول و مبانی کار درستی است؟ چه عواملی موجب القای فضاهای آرامشبخش در طراحی اماکن میشود؟ چه مؤلفهها و عناصری آرامشبخش هستند؟
زهرا داوری
به نظر میرسد که ما نیازمند به الگویی ایرانی و اسلامی باشیم که هم با فرهنگ ما و هم با فطرت ما همخوانی داشته باشد, ممنون از مطالب بسیار خوب شما.