کد خبر: 3491392
تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۱۹

آرامش ناب نتیجه مخاطب خدا شدن و جذبه رحمانی است

گروه اندیشه: کسی که به دنبال آرامش ناب است و به آن نایل گشت؛ وی دیگر مخاطب خدا شده، جذبه رحمانی او را در بر می‌گیرد، جذبه‌‌ها او را بالا برده تا به بهشت برین، تعالی می‌‌بخشند.

دین مجموعه‌ای از گزاره‌هایی است که تمامی ابعاد زندگی فردی، اجتماعی انسان را در بر می‌‌گیرد؛ در صورت اجرای صحیح آن افراد را از تمامی جهات روحی، روانی و جسمی مورد حمایت خویش قرار می‌دهد. مفهوم بسیار مهمی که همه افراد در هر دین و مسلکی دنباله‌روی آن هستند و هدف غایی و نهایی خویش را بر آن استوار می‌نمایند؛ مفهوم «آرامش» است، ممکن است از هر قشری این سوال را بپرسیم؛ که به چه چیزی در زندگی می‌‌خواهید برسید؟ بسیاری از آنها به نحوی هدف خود را «آرامش» بیان می‌‌کنند.
نوع نگرش نیل به «آرامش» در هر دین، مذهب، آیین و سنتی متفاوت خواهد بود؛ فردی آرامش را در تلاش می‌داند و فردی دیگر در استراحت و تن‌‌آسایی فردی آرامش را دوری از دنیا و رهبانیت می‌داند و فردی دیگر در انباشته کردن پول و ثروت و . . . ؛ در این میان مفهوم «سبک زندگی» نمود خاص و پر‌معنایی می‌‌یابد که نوع نگرش و ارزش‌گزاری آن، از چه سنت و فرهنگی نشأت گرفته است و در مفهوم ساده‌تر آن فکر کجایی است؟

«آرامش‏» حالتى نفسانى همراه با ثبات‏ است
در تعریف این مفهوم باید بگوییم که «آرامش‏» در حقیقت حالتى نفسانى همراه، با آسودگى و ثبات‏ است. بشر به طور طبيعى در طول زندگى در اين جهان با نگرانى‌ها و اضطراب‏‌هاى بسيارى رو در‌ رو بوده و همواره براى فايق آمدن بر آنها‏ و از ميان بردن عوامل پيدايش آنها كوشيده است. يكى از اهداف پيدايش مجموعه بزرگ اختراعات و اكتشافات بشر، خانواده، قبيله، دولت، و ديگر سازمان‌‏هاى اجتماعى، دين، مذهب، هنر، آداب و رسوم و حتّى گاه جنگ‌ها، دست‌‏يابى بشر به‏ آرامش‏ و آسايش در زندگى بوده است.
اندیشه‌‌های بشری و مكاتب و آيين‏‌هاى گوناگونى نيز در اين جهت به ظهور رسيده‏اند، در اين ميان، اديان ابراهيمى و آيين‌هاى بومى‏ نيز وصول به آرامش روح و روان را يكى از مهم‌‏ترين اهداف خويش قرار داده‌اند. سفارش‌هاى اخلاقى زرتشت در قالب تصوير نزاع مستمّر خير و شر در جهت وصول به آسايش و آرامش و بهروزى انسان و رهايى از رنج و زيان و ناخوشى قابل تفسير است.
كوشش «نور» براى رهايى از سرزمين تاریکی در انديشه «مانى» نيز در همين جهت قابل فهم است. تلاش براى رسيدن به آرامش و آسايش از درد‌هاى جسمى و روانى بشر، مورد توجّه بسيارى از آيين‌‏هاى بومى هند بوده است. آرامش در فلسفه بودا به حالت متمركز و يک دل و آرام و نيالوده جان تفسير شده و «نيروانا» برترين و واپسين راه رهايى از چرخه تسلسل‌وار تولد دوباره و بيمارى و مرگ بوده و رهايى و وارستگى از هر رنج و عذاب است.

نجات؛ يكى از بخش‌هاى مهم آموزه‌‏هاى انبياء بنى‌اسرائيل

عهد عتيق ‏و جديد، سراسر آكنده ‏از كوشش‌‏هاى فرستادگان خداوند براى رهايى بشر از درد و اندوه ساخته و پرداخته خويش و نيل به آرامش و سعادت ابدى در هر دو جهان است. آموزه بشارت و نجات، همواره يكى از بخش‌‏هاى مهم آموزه‏‌هاى انبياء بنى‌اسرائيل بوده كه رهايى از رنج و نگرانى فردى و اجتماعى را در خود داشته است. انسان امروز در اثر نگرانى‌‌ها و ناآرامى‌‏هاى دنياى جديد، بيش از پيش به احساس امنيّت و آرامش نيازمند بوده، هم چنان در پى يافتن راه‌‏هاى جديد براى رسيدن به آرامش معنوى است.
مكاتب روان‌درمانى، همگى هدف اصلى خود را رهايى از اضطراب و پديد آوردن احساس امنيّت در انسان مى‌‏دانند. از ميان كوشش‏هاى فراوانى كه براى پيش‌گيرى از ابتلا به نگرانى و در نتيجه آن، افسردگى و براى روان‌درمانى افراد مضطرب به عمل آمده، برخى روى‏كردهاى جديد در ميان روان‌‏شناسان به تأثير دين و ايمان در سلامت روان اشاره دارند.
ايمان به خدا از نگاه اين گروه از روان‌شناسان در خود سر‌چشمه‌‏اى بى‏‌كران از آرامش و قدرت معنوى را دارا است ‏كه هر‌گونه اضطراب و نگرانى را از انسان زدوده، در برابر هر‌گونه فشار درونى و بيرونى به انسان مصونيّت مى‏‌بخشد. روان‏‌شناسان بزرگى از قبيل ويليام جيمز، كارل يونگ و هنرى لينک به تأثير شگرف ايمان در آرامش روانى، اعتماد به نفس و قدرت روحى انسان تصريح كرده‏اند.  
بنابراین این مفهوم را می‌‌توان یک گرایش فطری و ذاتی دانست که در تمام افراد بشر نهادینه است و همگان طبق این فطرت این رهایی را خواستارند؛ اما اینکه چه کسی در نیل به آن موفق بوده و چه راهکار‌هایی را مد نظر داشته است این سؤالی است که محل بحث است.‌
حاکمان و رهبران هر قشری بهترین و ناب‌‌ترین وعده خود برای جذب پیروان خویش را اتصال نهایی به آرامش دانسته‌‌اند، قرآن کریم پدید آمدن مشکلات و گرفتاری‌‌های بشر را راهی برای بازگرداندن او به طریق صواب می‌‌داند. بر اساس تعالیم الهی عملکرد نادرست بشر موجب پیدایش رنج‌‌ها، نابسامانی‌‌ها و ناهنجاری‌‎ها برای او شده است.

آلام انسانی به اشتباهات او در انجام وظایفش باز می‌‌گردد

انسان با عمل خویش بذری می‌‌کارد تا در زمان دیگر کاشت خویش را برداشت کند. گرفتاری‌‌ها و آلام انسانی به اشتباهات او در انجام وظایفش بازمی‌‌گردد، که هر اندازه در انجام وظایف خود کوتاهی کند و یا راه کج و ناصوابی را که مغایر فطرت و ذات اوست برگزیند دچار رنج‌‌ها، اضطراب‌ها و یا به اصطلاح روانشناختی دچار روان رنجوری‌ها شود، حتی روانشناس «کارل گوستاو یونگ» نیز عدم توجه به روح و وظایف انسان در زندگی را عامل زایل شدن «آرامش» می‌‌داند.
احساس ‏امنيّت و آرامش در دين اسلام در سطحى گسترده‌‏تر مورد توجّه قرار گرفته و بخش وسيعى از آموزه‏‌هاى اين دين به آن اختصاص يافته و افزون بر ارائه تعريفى جامع از آن به راه‏‌كارهاى روانى و رفتارى فراوانى براى دست‏‌يابى به اين نياز اصيل بشرى پرداخته شده است. بر اين اساس، دانشمندان اسلامى به آرامش، نگاهى قدسى افكنده و آن را پديده‌‏اى الهى شمرده‌‏اند كه از سوى فرشتگان بر دل‏‌هاى مؤمنان فرود مى‌‏آيد و زمينه‌‏ساز تقويت ايمانشان است؛ همان‏‌گونه كه اضطراب و نگرانى از جانب شيطان بر دل‏‌هاى آلوده به گناه چنگ انداخته و زمينه‌‏ساز فسق و كفر است، خداوند می‌‌فرمایند:« هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ فی‏ قُلُوبِ الْمُؤْمِنين‏؛ اوست آن‌‌کس که در دل‌‌های مؤمنین آرامش را فرو فرستاده است».(فتح/ آیه 4)
بخش گسترده‌‌ای از آرامش ناشی از ایمان و به سبب نزول اطمینان و آرامشی است که خدای متعال بر قلب مؤمنین نازل می‌‌کند؛ ايمان در جایگاه جامع‏‌ترين مفهوم دينى دراسلام، از ريشه «أمن» به معناى آرامش جان و رهايى از هر گونه هراس و اندوه است، كه ارتباط ميان پذيرش گفتار خداوند و دست‌‏يابى به آرامش روح و روان را نشان مى‌دهد. آنان كه ايمان آورده، آفت ناپاكى را به حريم آن راه ندهند.«يأيُّهَا الّذِينَ ءَامنوُا ادخُلوُا فِى السّلمِ كافَّة؛ اى اهل ايمان، همه متّفقا در مقام تسليم خدا در آييد»(بقره/آیه 208)

واژه اسلام نيز بيان‌‏گر تسليم محض انسان در برابر خداوند است

واژه اسلام نيز بيان‌‏گر تسليم محض انسان در برابر خداوند همه جهانيان است كه احساس امنيّت و آرامش از پيامدهاى آن به شمار مى‌‏رود. اما سوالی در این میان مطرح است که آیا نیل به آرامش هدف است یا این به عنوان یک روش و وسیله مطرح می‌شود؟ امیرالمؤمنین(ع) می‌‌فرمایند: «به مطلوب نرسد کسی که آرامش ندارد»، در این حدیث حضرت به این اشاره دارد که تأنی و آرامش راهی است جهت نیل به مطلوب، اگر کسی بخواهد به مقصود خویش نایل آید تنها از طریق حفظ آرامش خویش ممکن است و با عجله و اضطراب و هیجان این امر تحقق نمی‌‌یابد. در واقع می‎‌توان اینگونه عنوان نمود که قانون خلقت و سنت عالم این است که دست‌‌یابی به اهداف تنها از طریق حفظ آرامش و طمأنینه امکان پذیر است.

اما بعد دیگری از این مسئله قابل بررسی است و آن اینکه کسی که به دنبال آرامش ناب است و به آن نایل گشت؛ وی دیگر مخاطب خدا شده، جذبه رحمانی او را در بر می‌گیرد. جذبه‌‌ها او را بالا برده تا به بهشت برین، تعالی می‌‌بخشند؛بهشتی که برترین و بالاترین است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی وَ ادْخُلي‏ جَنَّتى؛ نفس (قدسى) مطمئن و دل آرام.به حضور پروردگارت باز آى كه تو خشنود به (نعمت‌هاى ابدى) او و او راضى از توست. باز آى و در صف بندگان خاص من در آى. و در بهشت من داخل شو». (فجر/ آیات 27-30)
نکته دیگری که می‌‌توان آن را مهم شمارد این است که «هر جا آرامش است، آنجا خداست» اگر در قلب انسان آرامشی ناب پدید آمد، حضور خدا در آن دل بیشتر است. این قانون شامل جامعه ایمانی هم می‌‌شود، بدین بیان که اجتماعی، ایمانی است که در آنجا آرامش راستین حاصل باشد. این الگو را می‌‌توان در این آیه مشاهده نمود: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏؛ آنها كه به خدا ايمان آورده و دلهاشان به ياد خدا آرام مى‌‏گيرد، آگاه شويد كه تنها ياد خدا آرام‌‏بخش دلهاست»‏(رعد/ آیه28)
اما می‌‌توان وجه جمعی بیان کرد و آن اینکه اهداف انسانی دو دسته‌اند؛ یکی هدف غایی که فوق آن هدفی نیست و دیگری اهداف میانی و متوسط، در حقیقت «آرامش» هدف غایی نیست، اما از درجات عالی ایمانی و هدفی میانی برای نیل به مقصود نهایی‌تر در راه سلوک و صعود به سوی خدای متعال است.

1_ اوستا، دفتر يكم، يسنه هات 30، بند 11؛ يسنه هات 46، بنده 2
2_ قرآن و روانشناسى، ص 335 و 336

نویسنده: محمد گلشنی‌جم
captcha