دین مجموعهای از گزارههایی است که تمامی ابعاد زندگی فردی، اجتماعی انسان را در بر میگیرد؛ در صورت اجرای صحیح آن افراد را از تمامی جهات روحی، روانی و جسمی مورد حمایت خویش قرار میدهد. مفهوم بسیار مهمی که همه افراد در هر دین و مسلکی دنبالهروی آن هستند و هدف غایی و نهایی خویش را بر آن استوار مینمایند؛ مفهوم «آرامش» است، ممکن است از هر قشری این سوال را بپرسیم؛ که به چه چیزی در زندگی میخواهید برسید؟ بسیاری از آنها به نحوی هدف خود را «آرامش» بیان میکنند.
نوع نگرش نیل به «آرامش» در هر دین، مذهب، آیین و سنتی متفاوت خواهد بود؛ فردی آرامش را در تلاش میداند و فردی دیگر در استراحت و تنآسایی فردی آرامش را دوری از دنیا و رهبانیت میداند و فردی دیگر در انباشته کردن پول و ثروت و . . . ؛ در این میان مفهوم «سبک زندگی» نمود خاص و پرمعنایی مییابد که نوع نگرش و ارزشگزاری آن، از چه سنت و فرهنگی نشأت گرفته است و در مفهوم سادهتر آن فکر کجایی است؟
«آرامش» حالتى نفسانى همراه با ثبات استدر تعریف این مفهوم باید بگوییم که «آرامش» در حقیقت حالتى نفسانى همراه، با آسودگى و ثبات است. بشر به طور طبيعى در طول زندگى در اين جهان با نگرانىها و اضطرابهاى بسيارى رو در رو بوده و همواره براى فايق آمدن بر آنها و از ميان بردن عوامل پيدايش آنها كوشيده است. يكى از اهداف پيدايش مجموعه بزرگ اختراعات و اكتشافات بشر، خانواده، قبيله، دولت، و ديگر سازمانهاى اجتماعى، دين، مذهب، هنر، آداب و رسوم و حتّى گاه جنگها، دستيابى بشر به آرامش و آسايش در زندگى بوده است.
اندیشههای بشری و مكاتب و آيينهاى گوناگونى نيز در اين جهت به ظهور رسيدهاند، در اين ميان، اديان ابراهيمى و آيينهاى بومى نيز وصول به آرامش روح و روان را يكى از مهمترين اهداف خويش قرار دادهاند. سفارشهاى اخلاقى زرتشت در قالب تصوير نزاع مستمّر خير و شر در جهت وصول به آسايش و آرامش و بهروزى انسان و رهايى از رنج و زيان و ناخوشى قابل تفسير است.
كوشش «نور» براى رهايى از سرزمين تاریکی در انديشه «مانى» نيز در همين جهت قابل فهم است. تلاش براى رسيدن به آرامش و آسايش از دردهاى جسمى و روانى بشر، مورد توجّه بسيارى از آيينهاى بومى هند بوده است. آرامش در فلسفه بودا به حالت متمركز و يک دل و آرام و نيالوده جان تفسير شده و «نيروانا» برترين و واپسين راه رهايى از چرخه تسلسلوار تولد دوباره و بيمارى و مرگ بوده و رهايى و وارستگى از هر رنج و عذاب است.
نجات؛ يكى از بخشهاى مهم آموزههاى انبياء بنىاسرائيلعهد عتيق و جديد، سراسر آكنده از كوششهاى فرستادگان خداوند براى رهايى بشر از درد و اندوه ساخته و پرداخته خويش و نيل به آرامش و سعادت ابدى در هر دو جهان است. آموزه بشارت و نجات، همواره يكى از بخشهاى مهم آموزههاى انبياء بنىاسرائيل بوده كه رهايى از رنج و نگرانى فردى و اجتماعى را در خود داشته است. انسان امروز در اثر نگرانىها و ناآرامىهاى دنياى جديد، بيش از پيش به احساس امنيّت و آرامش نيازمند بوده، هم چنان در پى يافتن راههاى جديد براى رسيدن به آرامش معنوى است.
مكاتب رواندرمانى، همگى هدف اصلى خود را رهايى از اضطراب و پديد آوردن احساس امنيّت در انسان مىدانند. از ميان كوششهاى فراوانى كه براى پيشگيرى از ابتلا به نگرانى و در نتيجه آن، افسردگى و براى رواندرمانى افراد مضطرب به عمل آمده، برخى روىكردهاى جديد در ميان روانشناسان به تأثير دين و ايمان در سلامت روان اشاره دارند.
ايمان به خدا از نگاه اين گروه از روانشناسان در خود سرچشمهاى بىكران از آرامش و قدرت معنوى را دارا است كه هرگونه اضطراب و نگرانى را از انسان زدوده، در برابر هرگونه فشار درونى و بيرونى به انسان مصونيّت مىبخشد. روانشناسان بزرگى از قبيل ويليام جيمز، كارل يونگ و هنرى لينک به تأثير شگرف ايمان در آرامش روانى، اعتماد به نفس و قدرت روحى انسان تصريح كردهاند.
بنابراین این مفهوم را میتوان یک گرایش فطری و ذاتی دانست که در تمام افراد بشر نهادینه است و همگان طبق این فطرت این رهایی را خواستارند؛ اما اینکه چه کسی در نیل به آن موفق بوده و چه راهکارهایی را مد نظر داشته است این سؤالی است که محل بحث است.
حاکمان و رهبران هر قشری بهترین و نابترین وعده خود برای جذب پیروان خویش را اتصال نهایی به آرامش دانستهاند، قرآن کریم پدید آمدن مشکلات و گرفتاریهای بشر را راهی برای بازگرداندن او به طریق صواب میداند. بر اساس تعالیم الهی عملکرد نادرست بشر موجب پیدایش رنجها، نابسامانیها و ناهنجاریها برای او شده است.
آلام انسانی به اشتباهات او در انجام وظایفش باز میگرددانسان با عمل خویش بذری میکارد تا در زمان دیگر کاشت خویش را برداشت کند. گرفتاریها و آلام انسانی به اشتباهات او در انجام وظایفش بازمیگردد، که هر اندازه در انجام وظایف خود کوتاهی کند و یا راه کج و ناصوابی را که مغایر فطرت و ذات اوست برگزیند دچار رنجها، اضطرابها و یا به اصطلاح روانشناختی دچار روان رنجوریها شود، حتی روانشناس «کارل گوستاو یونگ» نیز عدم توجه به روح و وظایف انسان در زندگی را عامل زایل شدن «آرامش» میداند.
احساس امنيّت و آرامش در دين اسلام در سطحى گستردهتر مورد توجّه قرار گرفته و بخش وسيعى از آموزههاى اين دين به آن اختصاص يافته و افزون بر ارائه تعريفى جامع از آن به راهكارهاى روانى و رفتارى فراوانى براى دستيابى به اين نياز اصيل بشرى پرداخته شده است. بر اين اساس، دانشمندان اسلامى به آرامش، نگاهى قدسى افكنده و آن را پديدهاى الهى شمردهاند كه از سوى فرشتگان بر دلهاى مؤمنان فرود مىآيد و زمينهساز تقويت ايمانشان است؛ همانگونه كه اضطراب و نگرانى از جانب شيطان بر دلهاى آلوده به گناه چنگ انداخته و زمينهساز فسق و كفر است، خداوند میفرمایند:« هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ فی قُلُوبِ الْمُؤْمِنين؛ اوست آنکس که در دلهای مؤمنین آرامش را فرو فرستاده است».(فتح/ آیه 4)
بخش گستردهای از آرامش ناشی از ایمان و به سبب نزول اطمینان و آرامشی است که خدای متعال بر قلب مؤمنین نازل میکند؛ ايمان در جایگاه جامعترين مفهوم دينى دراسلام، از ريشه «أمن» به معناى آرامش جان و رهايى از هر گونه هراس و اندوه است، كه ارتباط ميان پذيرش گفتار خداوند و دستيابى به آرامش روح و روان را نشان مىدهد. آنان كه ايمان آورده، آفت ناپاكى را به حريم آن راه ندهند.«يأيُّهَا الّذِينَ ءَامنوُا ادخُلوُا فِى السّلمِ كافَّة؛ اى اهل ايمان، همه متّفقا در مقام تسليم خدا در آييد»(بقره/آیه 208)
واژه اسلام نيز بيانگر تسليم محض انسان در برابر خداوند است
واژه اسلام نيز بيانگر تسليم محض انسان در برابر خداوند همه جهانيان است كه احساس امنيّت و آرامش از پيامدهاى آن به شمار مىرود. اما سوالی در این میان مطرح است که آیا نیل به آرامش هدف است یا این به عنوان یک روش و وسیله مطرح میشود؟ امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «به مطلوب نرسد کسی که آرامش ندارد»، در این حدیث حضرت به این اشاره دارد که تأنی و آرامش راهی است جهت نیل به مطلوب، اگر کسی بخواهد به مقصود خویش نایل آید تنها از طریق حفظ آرامش خویش ممکن است و با عجله و اضطراب و هیجان این امر تحقق نمییابد. در واقع میتوان اینگونه عنوان نمود که قانون خلقت و سنت عالم این است که دستیابی به اهداف تنها از طریق حفظ آرامش و طمأنینه امکان پذیر است.
اما بعد دیگری از این مسئله قابل بررسی است و آن اینکه کسی که به دنبال آرامش ناب است و به آن نایل گشت؛ وی دیگر مخاطب خدا شده، جذبه رحمانی او را در بر میگیرد. جذبهها او را بالا برده تا به بهشت برین، تعالی میبخشند؛بهشتی که برترین و بالاترین است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلی فی عِبادی وَ ادْخُلي جَنَّتى؛ نفس (قدسى) مطمئن و دل آرام.به حضور پروردگارت باز آى كه تو خشنود به (نعمتهاى ابدى) او و او راضى از توست. باز آى و در صف بندگان خاص من در آى. و در بهشت من داخل شو». (فجر/ آیات 27-30)
نکته دیگری که میتوان آن را مهم شمارد این است که «هر جا آرامش است، آنجا خداست» اگر در قلب انسان آرامشی ناب پدید آمد، حضور خدا در آن دل بیشتر است. این قانون شامل جامعه ایمانی هم میشود، بدین بیان که اجتماعی، ایمانی است که در آنجا آرامش راستین حاصل باشد. این الگو را میتوان در این آیه مشاهده نمود: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب؛ آنها كه به خدا ايمان آورده و دلهاشان به ياد خدا آرام مىگيرد، آگاه شويد كه تنها ياد خدا آرامبخش دلهاست»(رعد/ آیه28)
اما میتوان وجه جمعی بیان کرد و آن اینکه اهداف انسانی دو دستهاند؛ یکی هدف غایی که فوق آن هدفی نیست و دیگری اهداف میانی و متوسط، در حقیقت «آرامش» هدف غایی نیست، اما از درجات عالی ایمانی و هدفی میانی برای نیل به مقصود نهاییتر در راه سلوک و صعود به سوی خدای متعال است.
1_ اوستا، دفتر يكم، يسنه هات 30، بند 11؛ يسنه هات 46، بنده 2
2_ قرآن و روانشناسى، ص 335 و 336
نویسنده: محمد گلشنیجم