کد خبر: 3505854
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۱

استناد و استشهادهای قرآنی در نهج‌البلاغه

گروه اندیشه: اميرمومنان على (ع) در موارد متعدد در كلمات خود به آيات قرآن كريم استناد و استشهاد كرده است.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، امام علی(ع) در خطبه مشهور به «شقشقيه» درباره قاسطين و ناكثين و مارقين فرموده است«فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالاَْمْرِ نَكَثَتْ طَائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ قَسَطَ آخَرُونَ كَأَنـَّهُمْ لَمْ يَسْمَعُوا اللهَ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: (تِلْکَ الدَّارُ الاْخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الاَْرْضِ وَ لاَ فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ). بَلَى! وَ اللهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَوَعَوْهَا، وَلكِنَّهُمْ حَلِيَتِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِهِمْ، وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا!» ؛ چون به كار برخاستم گروهى پيمانِ بسته شكستند، و گروهى از جمع دينداران بيرون جستند، و گروهى ديگر به ستمكارى و تباه‌گرى پرداختند. گويا هرگز كلام خداى سبحان را نشنيده بودند كه فرمايد «سراى آن جهان از آنِ كسانى است كه برترى نمى‌جويند و راه تبه‌كارى نمى‌پويند، و پايان كار، ويژه پرواپيشگان است». آرى، به خدا شنيدند و خوب درك كردند، ولى دنيا در ديده آنان خود را آراست، و زر و زيور آن ايشان را فريفت».

امام (ع) در ضمن خطبه‌اى كه صفات خداوند را بيان كرده، فرموده است «فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ، وَ اعْتَبِرُوا بِالاْيِ السَّوَاطِعِ، وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ، وَانْتَفِعُوا بِالذِّكْرِ وَ الْمَوَاعِظِ، فَكَأَنْ قَدْ عَلِقَتْكُمْ مَخَالِبُ الْمَنِيَّةِ، وَ انْقَطَعَتْ مِنْكُمْ عَلاَئِقُ الاُْمْنِيَّةِ، وَ دَهِمَتْكُمْ مُفْظِعَاتُ الاُْمُورِ، وَالسِّيَاقَةُ إِلَى الْوِرْدِ الْمَوْرُودِ، فَـ ( كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَ شَهِيدٌ) : سَائِقٌ يَسُوقُهَا إِلَى مَحْشَرِهَا؛ وَ شَاهِدٌ يَشْهَدُ عَلَيْهَا بِعَمَلِهَا.»؛ پس بندگان خدا! از عبرت‌هاى سودمند، پند پذيريد، و از نشانه‌هاى آشكار عبرت گيريد. از آنچه با بيانى رسا شما را ترسانده‌اند، خود را باز داريد، و از يادآوري‌ها و موعظت‌ها سود برداريد، كه گويى چنگال‌هاى مرگ بر شما آويخته، و رشته‌هاى آرزويتان را از هم گسيخته و سختي‌های] واپسين دم زندگى[ به ناگاه بر سر شما رسيده، و سوق دادن به جايى كه همگان بدانجا وارد خواهند شد شما را فراگرفته، «و هركسى را سوق‌دهنده و گواهى‌دهنده‌اى است »: سوق دهنده‌اى كه او را تا به محشر وى مى‌راند، و گواهى دهنده‌اى كه بر كرده وى گواهى مى‌دهد، و آنچه را كرده است مى‌داند».

اميرمومنان (ع) در ضمن خطبه‌اى درباره عالم نمايان فرموده است«وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّى عَالِمًا وَ لَيْسَ بِهِ، فَاقْتَبَسَ جَهَائِلَ مِنْ جُهَّالٍ، وَأَضَالِيلَ مِنْ ضُلاَّلٍ، وَنَصَبَ لِلنَّاسِ أَشْرَاكًا مِنْ حَبَائِلِ غُرُورٍ، وَ قَوْلِ زُورٍ. قَدْ حَمَلَ الْكِتَابَ عَلَى آرَائِهِ، وَ عَطَفَ الْحَقَّ عَلَى أَهْوَائِهِ؛ يُوَمِّنُ النَّاسَ مِنَ الْعَظَائِمِ، وَيُهَوِّنُ كَبِيرَ الْجَرَائِمِ، يَقُولُ: أَقِفُ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ، وَفِيهَا وَقَعَ؛ وَ يَقُولُ : أَعْتَزِلُ الْبِدَعَ، وَ بَيْنَهَا اضْطَجَعَ فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ، وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ، لاَ يَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَيَتَّبِعَهُ، وَ لاَ بَابَ الْعَمَى فَيُصَدَّ عَنْهُ؛ وَذلِکَ مَيِّتُ الاَْحْيَاءِ! (فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ؟)   «وَ أَنَّى تُوْفَكُونَ؟»   وَ الاَْعْلاَمُ قَائِمَةٌ، وَ الاْيَاتُ َاضِحَةٌ، وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ، فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ! وَ كَيْفَ تَعْمَهُونَ! وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ، وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ، وَ أَعْلاَمُ الدِّينِ، وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ! فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ، وَرِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاشِ.» ؛ و ديگرى كه عالمش خوانند بهره‌اى از علم نبرده است، تُرّهاتى چند از نادانان و مطالبى گمراه‌كننده از گمراهان به دست آورده و دام‌هايى از فريب و دروغ بر سر راه مردمان گسترده است. كتاب خدا را به رأى خويش تفسير كند و حق را چنانكه دلخواه اوست تعبير كند. مردم را از بلاهاى سخت ايمن دارد و گناهان بزرگ را آسان شمارد. در كارهاى شبهه‌ناك افتاده است و گويد چون شبهه‌اى باشد باز ايستم. در بدعت‌ها آرميده است و گويد اهل بدعت نيستم. صورت او صورت انسان است و قلب او قلب حيوان. نه راه رستگارى را مى‌شناسد تا در آن راه رود و نه راه گمراهى را تا از آن بازگردد. چنين كس مرده‌اى است ميان زندگان. «پس كجا مى‌رويد!» و چگونه از حق منحرف مى‌شويد؟ كه علامت‌ها برپاست، و دليل‌ها هويداست، و نشانه‌ها برجاست. گمراهى تا كجا؟ سرگشتگى تا كى و چرا؟ خاندان پيامبرتان ميان شماست كه زمامداران حقّ و يقينند، و با ذكر جميل و گفتار راست قرينند. پس همچون قرآن، نيك حرمت آنان را در دل بداريد، و چون شترانِ تشنه كه به آبشخور روند، به آنان روى آريد».

امام (ع) پس از پايان گرفتن فتنه جمل خطبه‌اى در بصره ايراد كرد و در ضمن آن به پرسش‌هايى كه از او شد پاسخ گفت و مردمان را از برخى رويدادها و فتنه‌هاى آينده و آنچه براى بصره پيش خواهد آمد آگاه نمود. در ضمن همين مباحث مردى برخاست و گفت «اى اميرمومنان، ما را از فتنه آگاه ساز! آيا درباره آن از رسول خدا (ص) پرسشى كردى؟» و امام (ع) گفت«إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللهُ سُبْحَانَهُ، قَوْلَهُ: (الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لاَ يُفْتَنُونَ )  عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لاَ تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ـ بَيْنَ أَظْهُرِنَا. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَا هذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِي أَخْبَرَکَ اللهُ تَعَالَى بِهَا؟ فَقَالَ: ''يَا عَلِيُّ، إِنَّ أُمَّتِي سَيُفْتَنُونَ مِنْ بَعْدِي``، فَقُلْتُ: يَا رَسُول اللهِ، أَوَ لَيْسَ قَدْ قُلْتَ لِي يَوْمَ أُحُدٍ حَيْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، وَ حِيزَتْ عَنِّي الشَّهَادَةُ، فَشَقَّ ذلِکَ عَلَيَّ، فَقُلْتَ لِي: ''أَبْشِرْ، فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِکَ؟`` فَقَالَ لِي: ''إِنَّ ذلِکَ لَكَذلِکَ، فَكَيْفَ صَبْرُکَ إِذَنْ؟`` فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، لَيْسَ هذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ، وَلكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى وَ الشُّكْرِ. وَ قَالَ: ''يَا عَلِيُّ، إِنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ، وَ يَمُنُّونَ بِدِينِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ، وَ يَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ، وَيَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ، وَ يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ، وَ الاَْهْوَاءِ السَّاهِيَةِ، فَيَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ، وَ السُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ، وَ الرِّبَا بِالْبَيْعِ``، قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، فَبِأَيِّ الْمَنَازِلِ أُنْزِلُهُمْ عِنْدَ ذلِکَ؟ أَبِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ، أَمْ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ؟ فَقَالَ: ''بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ``.»

«چون خدا اين آيات را فرستاد: «الف، لام، ميم. آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مى‌شوند و مورد آزمايش قرار نمى‌گيرند؟» دانستم تا رسول خدا (ص) در ميان ماست، فتنه نتواند برخاست. پرسيدم: اى رسول خدا، اين فتنه‌اى كه خدا تو را از آن خبر داده چيست؟ فرمود: «اى على، امّت من پس از من به زودى دچار فتنه گردند.» گفتم: اى رسول خدا، روز اُحد كه از مسلمانان گروهى به شهادت رسيدند، و شهادت نصيب من نگرديد، بر من دشوار نمود، گفتى: «اى على، مژده باد تو را كه شهادت به دنبالت خواهد بود.» گفت: «سخن بدين منوال است، شكيبايى تو آن هنگام بر چه حال است؟» گفتم: اى رسول خدا، نه جاى شكيبايى كردن است، كه جاى مژده شنيدن و شكرگزاردن است؛ و گفت: «اى على، پس از من، مردم به مال‌هاى خود فريفته شوند و به دينِ خويش بر خدا منّت نهند. رحمت پروردگار آرزو كنند، و از سطوت او ايمن زيَند. حرام خدا را حلال شمارند، با شبهه‌هاى دروغ و هوس‌هايى كه به غفلت در سر دارند. مى را نبيذ گويند و حلال پندارند. حرام را هديه خوانند و ربا را معامله دانند». گفتم: اى رسول خدا، آن زمان آن مردم را در چه پايه نشانم؟ از دين برگشتگان، يا فريفتگان؟ فرمود: «فريفتگان ».

یادداشت از مصطفی دلشاد تهرانی/ محقق و پژوهشگر نهج البلاغه

captcha