کد خبر: 3510174
تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۵

شرحی بر دعای روز هجدهم و نوزدهم ماه مبارک رمضان

گروه اندیشه: در دعای روز هجدهم ماه بمارک رمضان آمده است«اللَّهُمَّ نَبِّهْنِي فِيهِ لِبَرَكَاتِ أَسْحَارِهِ وَ نَوِّرْ فِيهِ قَلْبِي بِضِيَاءِ أَنْوَارِهِ وَ خُذْ بِكُلِّ أَعْضَائِي إِلَى اتِّبَاعِ آثَارِهِ بِنُورِكَ يَا مُنَوِّرَ قُلُوبِ الْعَارِفِينَ؛ خدايا مرا در اين ماه به بركت‌هاى سحرهايش آگاه كن، و دلم را با روشنايى انوارش روشنى بخش، و تمام اعضايم را به پيروى آثارش بگمار، به نورت اى نوربخش دل‌هاى عارفان».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، انتباه به معنای بیدار شدن،آگاهی،  خبردار شدن. برکت: نموِ زیاد همراه با استمرار و ثبوت و پایداری و قداست(زیادیِ همیشگیِ مقدس).
بِرکه: جایی است که خیر در آن جمع می‌شود و چون آب، خیر است به این محلِ جمع شدنش بِرکه می‌گویند.
برای برکت عواملی گفته‌اند و برای زائل شدنش نیز سبب‌هایی، این یک را شکر است و تقوی و قرآن و تلاوت آن و آن یک را خیانت است و سرقت و خمر و زنا و کلک و قسم و گناهان.
سحر: زمان قبل از سپیده دم، پایان سحر طلوع فجر صادق است.
 در این روز ابتدا از او بیداری و توجه به برکات موجود در سحر را می‌خواهیم که از ساعت‌های بهشت است !     و محل جمع خیرات نازل شده خداوند است. تعبیه‌ای در دل زمان که برکات را جلب می‌کند و به آن زیادتی و فزونی می‌بخشد و دوام و تقدس هدیه می‌کند. جایگاه بهشتی، زمان- مکانی قدسی، بخشی از زمان بهشت درچارچوب مختصات زمین، برکه‌ای در زمان، بِرکه زمان، زمانِ برکت، برکت و فزونی در زمان ! نامش سَحَر! کجاست دانشمندی که رمزش بشکافد؟ تبدیلات زمین- پارادایس! تصویر غیب بر شهود و نسبیت در تداخل غیب و شهود!! فرزانه‌ای می‌‍طلبد و همت روشن رایی...
و مگر در سحر چه می‌گذرد؟  زمین که خوابیده است، ساکنانش که خوابیده‌اند را می‌چرخاند و آرام شانه‌های‌شان را تکان می‌دهد و چهره‌های‌شان را می‌بوسد و به آرامی به دست بوسی آفتاب می‌برد، بیداری! 
طلوع فجری صادق رهاورد این سحر است و نوری در راه است، انگار قلب ما هم باید همراه زمین چرخیده باشد در این فرصت خسیس قبل از سپیده دمان که پس از آن توجه و بیداری و درک آن زمانِ مقدس، نوبت چرخشِ توست، قلب تو باید به آرامی به دستبوسی آفتاب وجود برود و از حوضچه تاریکِ اکنون به در آید و تن در زیر بارش آفتاب انوار او شستشو دهد.
ذکرِآن وقت و رویداد بیرونی ِ مکرر و پرشکوه برای توجه قلب توست به سحرِ خویشتنِ خود، و این هر دو را تطابق و همراهی رازآلودی است.
پس از طلوع فجر صادق و با بارش باران آفتاب بر زمین، گرمای زندگی همه جا را در بر می‌گیرد و پس از آن چرخشِ قلب و طلوع ِفجر صادق، درون همه را نیز نوری پاک در بر خواهد گرفت، چنان که همه اعضای انسان گرمی زنده بودن را احساس خواهند کرد و زندگی از سر خواهند گرفت.
این‌ها همه از نور اوست و توسط نور اوست.که نور او روشن است و روشنی بخش است و در زیر این روشنایی مقدس است که می‌توان راه را پیدا کرد و نشانه‌ها و آثار را پی‌گرفت (اتباع آثاره) تا به سر منزل مقصود رسید.
در پایان او را به نام نامی روشنی بخش قلب‌های عارفان می‌خوانیم (قسم می‌دهیم). گویی به زبان این قسم از او می‌خواهیم  تا با تابش انوار خود بر قلب‌های ما، ما را به معرفتی از جنس عرفان نائل کند، معرفتی بر پایه شهودی درونی و باطنی و نه از پشت حجاب و حائل و واسطه‌ها.
دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان:
در دعای روز نوزدهم ماه مبارک رمضان نیز آمده است «اللَّهُمَّ وَفِّرْ فِيهِ حَظِّي مِنْ بَرَكَاتِهِ وَ سَهِّلْ سَبِيلِي إِلَى خَيْرَاتِهِ وَ لا تَحْرِمْنِي قَبُولَ حَسَنَاتِهِ يَا هَادِيا إِلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ؛ خدايا در اين ماه بهره‌ام را از بركت‌هايش كامل گردان، و راهم را به سوى نيكي‌هايش هموار نما، و از پذيرفته خوبي‌هايش محرومم مساز، اى هدايت كننده به سوى حق آشكار».
هم در این روز و هم در دعاهای روزهای گذشته و آینده تا آخر این ماه اگر دقت شود یک موضوع واحد به چشم می‌خورد و آن کثرت ضمیر اول شخص مفرد در تمامی درخواست‌هاست ، وفر حظی، سهل سبیلی، لا تحرمنی و....این همه تاکید (92 بار، متوسط سه بار در هر دعا) بر «من» و عدمِ حتی یک بار ضمائر دیگر برای درخواست‌ها به چه خاطر است؟
شاید علتش این باشد که این ماه آمده است تا منِ گم شده و فراموش شده ما را پیدا کند و نشان مان دهد. نشانِ مایی(با تاکید بر این واژه به جای من ، زیرا دیگر منِ واحدی نیستیم هزاران کس در این من بازیگر است) بدهد که در شلوغی روزها و نقش‌های بسیار مختلفی که هر کدام بر عهده می‌گیریم عملا آن «منِ»اصیل و واقعی مان ناپدید شده است.
همان هر کدام پدریم، مادریم، فرزندیم، همسریم، کارمندیم، دانشجوییم، استادیم، اهل شهر و کشوریم، وابسته به گروه‌های سیاسی و اجتماعی و ... مختلفیم و در روز صدها نقش مختلف داریم و هزاران بازیگر مختلفیم اما هیچ‌گاه خودمان نیستیم و اساسا ناشناخته ترین موجود عالم برای خودمان، خودمان هستیم! به قول آن نویسنده و متفکر بزرگ از آن فرد بومی ناشناس که در یکی از قبائل ناشناخته آن‌سوی یکی از جزایرهنوز کشف نشده آن‌سوی آب‌های ناشناس، هنوز متولد نشده است! برای خودمان ناشناس تریم!!
آری این دعا ها می‌خواهند ما را به خودمان یاداوری کنند و ما را با خودمان آشتی دهند. از نیازها و درخواست‌های این «من» می‌گویند و او را به پیشگاه خدا می‌برند از زیر آوار بیرونش می‌کشند، غبار و آلودگی‌هایش را پاک می‌کنند او را زینت می‌بندند و صیقل می‌دهند، در مقابل نورش می گیرند تا  تلالواش را ببینند و نشان دهند و باور کنند و ... آری این‌ها همه برای این «منِ» فراموش شده گم گشته رخ می‌دهند. تا از الینه شدن او در جامعه و محیط و خانواده و تاریخ و سیاست و ....جلوگیری کنند.
اما امروز از او بهره بردن از برکات این روز و ساده شدن راهمان به سوی خیراتِ آن و عدم محرومیت از پذیرش حسناتش را درخواست کرده‌ایم.
 ترکیب‌های حظ برای  برکات و سبیل برای خیرات و قبول حسنات هم در خود نکاتی را نهفته دارد. برکات، نعمت‌های خداوند است که در این روز درخواستشان می‌کنیم این نعمت‌ها، مانند سلامت، ثروت و...تا به کارشان نگرفته‌ای خام‌اند و وقتی در راه او به کار گرفته شوند و تبدیل شوند و بهره بدهند آن وقت به خیر مبدل می‌شوند. بنابراین برای برکات و آن ثروت‌ها و.. حظ و بهره و سهم و نصیب مطرح می‌شود و برای خیرات راه وصول و مکانیسم تبدیل طرح خواهد شد و آسان شدن این مسیرهای تبدیل. اما در مورد حسنات چه؟
حسنات یعنی کارهای نیکی که به زیبایی هم انجام شده باشند. یعنی هم اصل کار خوب و نیک باشد هم آن را به زیبایی انجام داده باشیم.اکثر اوقات برای ما تنها همان انجام کار کفایت می کند اینکه چقدر آن را به زیبایی انجام داده باشیم را دست و پا گیر و اضافه می‌دانیم، خواه به دلیل شتاب و یا عدم وجود درک زیبایی شناسانه در ما. مثلا همین که مطلبی را بیان کنیم و افاده نتیجه و مقصود کند برایمان کافی است دیگر اینکه چقدر جملات زیبا و ترکیبات بدیع و متن جذاب باشد برایمان اهمیتی ندارد.
 اما محسن ، کسی است که کار و عمل و طاعت را با خوبی و زیبایی و حسن همراه می کند. اینجا بیشتر نیاز به قبولاندن به خود داریم تا این مرتبه جدید را اضافی نپنداریم. و از خدا می‌خواهیم تا این قبول و پذیرش زیبایی در اعمالمان را که مرتبه‌ای عالیتر از عمل است بر ما حرام نکند.
در پایان او را راهنمایِ به سوی حقِ آشکار و روشنگر می‌نامیم و می‌خوانیم.همه این برکاتِ خام  وخیراتِ کارشده  وحسناتِ به آذین نشسته با ملاکِ حق معنا می‌یابند و در جای خود می‌نشینند و در غیرِ هدایت او چه بسا باطل‌ها که حق نما شوند و به گمراهی رسانند.
او به سوی حقی هدایت می‌کند که روشنگر نعمت‌ها و خیرات و حسنات است. 
یادداشت از داریوش اسماعیلی / معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان 
captcha