به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، معنای این دعا این است «خدايا در اين ماه فضيلت شب قدر را روزىام ساز، و كارهايم را از سختى به آسانى برگردان، و پوزشهايم را بپذير، و گناه و بار گران را از گردنم بریز، اى مهربان به بندگان شايسته».
در این روز رزقی از جنس فضل و بخشش مربوط به شب قدر و گردانده شدن امور تدبیرانمان از سختی به آسانی و قبول و پذیرش عذرهامان بر تقصیرات و کوتاهیها و محو و نابود ساختن گناهان و بارهای سنگین آنها بر پشتمان را از خدا طلب میکنیم؛ خداوندی که نسبت به بندگان صالحش رئوف است.
امر: امر تدبیر«انا انزلناه فی لیله القدر....... تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر».
عسر و یسر: عسر در لغت به معنای صعوبت، مشقت و شدت آمده است. همچنین در معنای تنگ، دشوار، بدخو، مشکل، سخت و سخت شدن روزگار و هم در مقابل کلمه یسر به معنای راحتی و آسانی به کار رفته است.
وزر: بار سنگین و طاقت فرسا را وزر میگویند گناه را از آن جهت وزر گفتهاند که سنگینی ویژهای بر دوش گناهکار ایجاد میکند.
رأفت: رافت و رحمت هر دو در اصلِ معنا مشترک هستند، اما رأفت مختص به اشخاص مبتلا و بیچاره است ولی رحمت اعم از آن استعمال میشود.
فضل شب قدر چیست؟ آیا جز تدبیر امور ما در آن است؟ و همچنین جز انزال قرآن کریم؟ و این انزال قرآن نیز چیزی جز کاملترین شکل این تدبیر برای همه بشریت تا پایان همه راه بیپایانش نیست. پس در واقع فضل شب قدر یک چیز است و بیشتر نیست و آن تدبیر امور انسان است و ما آن را از او طلب میکنیم.
در فراز بعد از او میخواهیم تا این امور تدبیر شده تقریر یافته را از سختی در آورده و بر ما سهل و آسان نماید. که اینها وظایفمایند و پستهای سازمانیمان به عنوان بندگان او در نظام استخدامی هستی!
پستهایی که برای هر یک از ما با شرح وظایف مخصوص به خود تعریف شده و در این شب ابلاغ میشوند.
«ان مع العسر یسرا» به راستی همراه هر سختی آسایش و گشایشی است؛ نگفته است بعد العسر یسرا بلکه گفته است معالعسر یسرا؛ همراهی و هم زمانی عسر و یسر نکتهای است لطیف. در سختیها ما آبدیده میشویم، ورزیدگی مییابیم، همین ورزیدگی یعنی یسر یعنی دیگر وزنهای را که به سختی بلند میکردیم با این تمرینها و تحملها بلند کردن و حملش کمکم برایمان سختی نخواهد داشت و آسان میشود و این معنای« صیّر اموری» است یعنی خدایا به نحوی کارهای مرا بچرخان و امورم را بچرخان که طی آن ورزیدگی یابم و سختیهایم به آسانی تبدیل شوند به گونهای نباشند که در زیر بارشان خرد شوم و یا رهایشان کنم ازعسر به یسر بچرخان و حرکت بده مرا، تو که به قدر و اندازهها و تحملها و استعدادهایم آشنایی.
خدایا عذرهای مرا در این مسیر قبول کن، اگر خسته شدهام و یا پستی که تو برایم مقدر کردهای را به طمعی و یا تهدید و اغوایی و یا جلوهای از دنیا و مردم و نفس و شیطان و ... ترک کردهام بر من ببخش. گناهانی که این چنین بر هم آوردهام را هم ببخشای که نتیجه این ترک خدمتها و رها کردنها و گذاردن و رها کردنهای آن امور که وزنههای ورزیدگی من بودند امروزاین شده است که حمل این بارها برایم سنگین شده است و عسر و سختی آنها هنوز باقی است، تحمل آنها بر من سنگین میآید. سنگینی این گناهان نیز چیزی جز همین نیست که مرا ازآن یسرهای امور مقدر دور کرده باشند.
پذیرش امر تو بر من سنگین شده است و تحمل سختیهای راه تو بر من دشوار و سنگینی آن گناهان بر دوشم بسیار.... خدایا این سختیها و سنگینیها را از پشت من بردار.
ای خدایی که به بندگان صالحات رئوف و مهربانی و وقوع درد و ناراحتی را بر ما بر نمیتابی، این سختیها و سنگینیها کمرمان را شکسته است و درد آن امانمان را بریده از شدت سنگینی درد در حالت بیهوشی از درک موقعیت خود به سر می بریم و در رویا و فراموشی زندگی میکنیم !!
خداوندا ما را جزو بندگان صالحات بهشمار آور که به دنبال ترک پست بندگی نیستند و به دنبال بند شدن و اتصال به بینهایتاند. بر ما رأفت بورز ای رئوف...
یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان