کد خبر: 3513153
تاریخ انتشار : ۱۵ تير ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۶

شرح دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان

گروه اندیشه: در دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان آمده است«اللَّهُمَّ غَشِّنِي فِيهِ بِالرَّحْمَةِ وَ ارْزُقْنِي فِيهِ التَّوْفِيقَ وَ الْعِصْمَةَ وَ طَهِّرْ قَلْبِي مِنْ غَيَاهِبِ التُّهَمَةِ يَا رَحِيما بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، معنای این دعا این است «خدايا در اين ماه با رحمتت فروگير و توفيق و خود نگهدارى نصيبم كن، و از تيرگي‌هاى اوهام و تردید دلم را پاك گردان، اى مهربان به بندگان با ايمان».
غش : پوشاندن، غش در معامله یعنی پوشاندن عیب جنس .
توفیق: موافق گردانیدن، مدد کردن؛ در اصطلاح، همراهی خداوند در کار خیر را گویند.
عصمت: اصل عصمت را ریسمان معنی کرده‌اند که سپس توسعه معنایی پیدا کرده و به هر وسیله‌ای که باعث حفظ چیزی شود عاصم گفته می‌شود.
تهمه: تردیدها و اوهام باطل
غیاهب: جمعِ غَیهَب، تاریکی، اسب بسیار سیاه، شب بسیار تاریک ، مرد نادان و پلید و ناتوان
 در این بیست و نهمین روز از خداوند می‌خواهیم تا با مهربانیش سراپای وجود ما را در بر بگیرد و عیب‌های‌مان را بپوشاند و از مائده توفیق و عصمت روزی‌مان کند .
او را که بر بندگانِ دل در گروِ او نهاده‌اش مهربان است می خوانیم تا قلب‌مان را از سیاهی‌های تردید و اوهامِ باطل پاک و تطهیر نماید.
شرح:
به ایستگاه آخر این ماه پر خیر و برکت نزدیک شده‌ایم و این‌ها آخرین تیرهای در ترکش ماست که به هدف اجابت روانه می‌کنیم ، باشد تا از این میانه یکی کارگر شود !... 
هر چه کرده‌ایم و هر چه شده است همین‌ایم که اکنون هستیم. هنوز هم عیب‌های‌مان را می‌توانیم ببینیم که هستند و وجود دارند هر چند شیاطین  دست های‌شان بسته بود اما 
در وقت باز شدن آن دست‌ها همین عیب‌های باقیمانده می‌توانند ما را هدف و بازیچه آنان کنند. وقتی که این ضعف‌ها آشکار باشند و بتوانند دیده شوند، شیاطین و فرصت طلبان بازیگر 
را به طمع خواهند انداخت تا عمرمان را مرتع خویش سازند و هر سبزه‌ای و گلی و درختچه‌ای را که با هزار زحمت کاشته‌ایم و آب داده‌ایم و ... زیر پا لگدکوب و نشخوار کنند.
پس از خدا می‌خواهیم حال که تا همین حد بیشتر نتوانسته‌ایم در این باغ بکاریم و رشد دهیم، عیب‌ها و نقص‌ها و کاستی‌هایمان را با مهربانی و رحمت خود بپوشاند و ازگزند آن سارقان 
راهزن مصون بدارد.
و از او طلب توفیق می‌کنیم تا شرایط را موافق مصلحت‌مان نماید و اسباب و مقدمات لازمی را که از قدرت ما خارج و در دست اوست در اختیارمان قرار دهد و راه را بر ما آسان کند که در این ماه ما را موانعی است.  از جنس تردید (توبه44-45)، و سنگ دلی(یونس 88) و تنگی صدرو کم حوصلگی(انعام 125)و کفر و چشم پوشی از حق (مائده41-توبه 45).
و بر این توفیق آثاری است چون دوری از شیطان و توبه و بازگشت به سوی خدا و زدودن گناهان و راهیابی به سوی بهشت و توکل و شرح صدر و مغفرت و هدایت خاص و ....
درخواست عصمت تیر در ترکش بعدی است که در چله این کمان قرار می‌دهیم، عصمتی که چون ریسمانی به آن بیاویزیم و از ته چاه دنیا و خویش به در آئیم، ریسمانی که ما را حفظ کند ،ریسمانی که سر دیگرش در دست اوست!
  عصمت دارای دو مولفه است، آگاهی و آزادی (علم و تقوی). هر چه بیشتر از این دو بهره داشته باشیم بیشتر در امانیم و محفوظ. علمِ به منافع و مضار و خود نگهداری و آزادیِ از شهوات و تمنیات و جبرهایی که دست و پاها و چشم‌ها را می‌بندند تو را عصمت می‌بخشند و به هر میزان که از این دو سرچشمه بیشتر بهره برده باشیم معصوم تریم و از گزند آن سارقان و راهزنان محفوظ تر.
 و در آخر باز نگاهی به قلب خود می‌اندازیم و آن را سیاه و تاریک می‌بینیم!
این چرخش نگاه‌های ما از بیرون به داخل و از داخل به بیرون، از خدا به خویش و به گناهان و به همرهان و ... نشانه و علامت انسانِ نا آرامی است که قدر این ماه را و اندازه خود را و مسیر طولانی پیشاروی را و زمان اندک در دسترس را و ... می‌داند و می‌خواهد در این فرصت کوتاه رمضان همه عرصه‌ها را سرکشی کرده سامان دهد.این است که پاک شدن قلب را از سیاهی‌های ظلمانی اوهام و تردیدها را طلب می‌کند.
قلب‌هایی که بدون آن توفیق‌ها و در غیاب آن حفاظ‌ها بدون دروازه و دروازه بان رها شده‌اند و هرچه و هر که و هر وقت و هر طور و از هر جا و با هر نام و در هر شکل  و ... وارد آن شده‌اند و در آن خیمه و خرگاهی! بر پا کرده‌اند.
قلبی که چون شبی تار، سیاه و ظلمانی شده است و چون اسبی سیاه و سرکش و پلید که سواری نادان و ناتوان را به تاخت در دشت اوهامِ بی انتها ،سرگردان به پیش می‌راند!!
آیا جز از او که نسبت به بندگان مومنش مهربان است چه کسی می‌تواند ما را ازچشم  دشمنان راهزن‌مان (دنیا، نفس و خلق و شیطان) با جلوه‌ها و بازی‌ها و حرف‌ها و اغواهای‌شان بپوشاند؟
و آن توفیق‌ها را و عصمت‌ها را روزی‌مان کند؟
و این قلب‌هایمان را از آن پلیدی‌ها و سیاهی‌ها پاک کند؟
مهربانی او هدف همه این تیرهای آخر از چله رها شده است...
یادداشت از داریوش اسماعیلی/ معاون فرهنگی جهاددانشگاهی واحد اصفهان
captcha