طیبه فریدونی ولاشجردی، حافظ کمبینای تویسرکانی و یکی از نخبگان قرآنی کشور در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، اظهار کرد: من متولد 1358 هستم و حدود پنج سال است که حافظ کل قرآن شدهام، دوران تحصیلات خود را پس از اخذ دیپلم در حوزه علمیه شهرستان گنگاور به دلیل نزدیکی مسیر آن به تویسرکان ادامه دادم.
وی افزود: ابتدا چشمانم نزدیکبین بود و برای بیماریام که مربوط به شبکیه چشم و یک نوع نقص مادرزاد است به پزشکان زیادی مراجعه کردم، اما متأسفانه نتوانستند کار زیادی انجام دهند، دوران ابتدایی و راهنمایی، خطوط کتاب را تنها در روشنایی و نور چراغ میدیدم، در دوران دبیرستان نیز وضعیت بینایام بد نبود، اما تصویر کاملی از تخته سیاه کلاس نداشتم و فقط میتوانستم از روی کتاب بخوانم، هنگام امتحانات نیز سوالات برای من خوانده میشد و من پاسخ را بازگو میکردم و اصلا تسلطی به خط بریل ندارم و اولین جرقههای حافظ شدنم در چهارم ابتدایی با حفظ سوره محمد(ص) در من زده شد.
فریدونی اضافه کرد: از سال 79 که وارد حوزه علمیه شهرستان گنگاور شدم، حفظ قرآن را آغاز کردم و از آنجا که نقص چشمم به گونهای است که با گذر زمان قدرت بیناییام افول مییابد، در ابتدا خطوط درشت کتاب برایم واضح بود و برای حفظ نیز از قرآنهایی که دارای خطوط درشت بودند، استفاده میکردم، پس از آن به روخوانی قرآن با استفاده از نوارهای استاد پرهیزگار و تفسیر قرآن آیتالله جوادی آملی مشغول شدم.
مهمترین عامل موفقیتم؛ توکل به خدا و توسل به اهل بیت(ع)این حافظ قرآن مهمترین عامل موفقیت خود را توکل به خدا و توسل به اهل بیت(ع) عنوان و بیان کرد: همانطور که خداوند نعمتی را از انسان میگیرد نعمتهای دیگری را بر او عرضه میکند، از حافظه بسیار خوبی برخوردارم و با یک یا دو بار تکرار نوار، آیات را حفظ شده و در ذهن ثبت میکردم، در ابتدای راه زمانی که تنها سه الی چهار جزء را حفظ کرده بودم به حرم مطهر امام رضا(ع) مشرف شدم و در آنجا از امام رضا(ع) خواستم که خداوند توفیق حفظ کل قرآن را به من عطا کند.

وی ادامه داد: از آنجا که مشکلات ابتدای راه فراوان بود و وسایل کمک آموزشی بسیار کم بود، بسیاری اوقات نوارهای آموزشی از سوی دفتر تبلیغات اسلامی شهرستان با فاصله زمانی زیاد به دستم میرسید و سنگینی دروس حوزه و تداخل دوره حفظ من با امتحانات تنها موفق به حفظ 8 جزء شدم.
وی خاطرنشان کرد: در ادامه سال 84 هنگام فارغالتحصیلی ازحوزه فقط 15 جزء را حفظ کرده بودم و در حین تحصیل نیز تدریس جزء 30 و جزء یک و دو تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی را بر عهده داشتم، پس از اتمام تحصیلات حوزه در سال 89 تا 90، 15جزء بعدی قرآن را هنگامی که به طور رسمی مشغول تدریس در کلاسهای قرآن اوقاف تویسرکان و مبلغ دینی در روستاهای محروم بودم حفظ کردم، و در حال حاضر برای قرآنآموزان خود از قلمهای دیجیتالی که مجهز به تفسیر نور حجتالاسم محسن قرائتی است، استفاده میکنم.
تلاش و کوشش فراوان علت اصلی موفقیت قاریان مصری استاین نخبه قرآنی علت اصلی موفقیت قاریان مصری در مسابقات بینالمللی را تلاش و کوشش فراوان آنها و عدم ناامیدی آنها از شکست و تبعیت از راه و روش علما و بزرگان خود عنوان و افزود: ما نیز باید در هر زمینهای تلاش و کوشش فراوان و مستمری داشته باشیم و به قول بزرگان خود، حتی از دشمنان خود نیز تکنولوژی و راه و روش درست و صحیح را فرا گیریم؛ به خواهران و برادران خود پیشنهاد میکنم که سعی کنند روزانه یک آیه از قرآن کریم را بخوانند، بیشک به برکت قرآن بسیاری از مشکلات زندگی آنها حل خواهد شد و طبق آیه شریفه قرآن « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا؛ و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد»( آل عمران آیه 103)، به امید آن روزی که منجی عالم بشریت ظهور کند و جهان را از عدل و داد سرشار کند.

فریدونی اذعان کرد: در مسابقات شهرستانی قرآن و عترت بسیح در سال 93 موفق به کسب رتبه سوم در رشته اذان و در مسابقات استانی بهزیستی در رشته قرائت، حفظ، و نماز مقام دوم را از آن خود کردم و در چهارمین مراسم تجلیل از نخبگان برتر طرح تربیت حافظان قرآن کریم یکی از 14 نخبه قرآنی کشور در مصلی امام خمینی(ره) تهران در اردیبهشت 95 مورد تجلیل قرار گرفتم.
وی با بیان اینکه قرآن مهجور و مظلوم مانده است، ابراز کرد: در روز قیامت پیامبر اکرم(ص) از امت خود شکایت میکند، چرا که قرآن مهجور مانده است همه باید تلاش کنیم تا بتوانیم به سخن رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر تربیت 10 میلیون حافظ قرآن و 20 میلیون قاری جامه عمل بپوشانیم و با راهاندازی یک کانال، سایت و نرم افزار برای فعالان قرآنی به گسترش فعالیتهای قرآنی و رواج فرهنگ قرآنی کمک کنیم.
مسئولین کار قرآنی را با دلگرمی انجام دهنداین حافظ قرآن اظهار کرد: از مسئولین انتظار دارم که کار قرآنی را با دلگرمی انجام دهند و با برنامه ریزیهای درست و دقیق از نظر معنوی و مالی حمایتهای لازم را از قرآن و فعالیتهای قرآنی انجام دهند، تا بتوانند به رشد و اشاعه فرهنگ قرآن کمک کنند، همچنین باید تلاش شود تا تمام دورهها و کلاسهای قرآنی مستمر باشد و منحصر به تابستان و اوقات فراغت و تنها ارائه یک گزارش نباشد.
این مدرس قرآن ابراز کرد: باید قرآن به صورت تخصصی تدریس شود و تخصصی هم از قرآن آموزان خواسته شود و در کنار آن کارهای تربیتی نیز انجام شود، در ابتدا باید خود معلمان و مربیان قرآن که الگویی برای شاگردان خود هستند، عامل به قرآن باشند.

فریدونی بیان کرد: نمونه بارز آن، چند وقت پیش که بابت کاری به اداره اوقاف و خیریه شهرستان تویسرکان رفته بودم که مدیر آنجا به من گفتند: برای رفع مشکل شما حتی اگر در دستانم پولی هم نباشد برای کارهای قرآنی گدایی هم میکنم؛ که این نشان از نهایت معرفت و احساس مسئولیت در برابر قرآن است، اگر همه مسئولین کشور ما دلسوزانه کار کنند کشور ما گلستان میشود، البته در تمامی این سالها اداره اوقاف از نظر مالی، روحی و روانی از من حمایت کرده و همیشه پشتیبان و حامی بنده بوده است که جا دارد تشکر و قدردانی خود را نسبت به این اداره و مسئولین ان بیان کنم.
وی عنوان کرد: از آنجا که جامعه ما یک جامعه قرآنی و اسلامی است باید به قرآن متصل باشد و من به عنوان یک مبلغ و عضو کوچک جامعه قرآنی با یاری پروردگار و همکاری ادره اوقاف شهرستان به دنبال راهاندازی دفتری برای پاسخگویی به سوالات شرعی خواهران در تمام روستاهای تویسرکان هستم تا بتوانم در تحقق شعار سال مبنی بر «اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل» قدم کوچکی برداشته باشم.
فعالان قرآنی خود عامل به قرآن باشنداین حافظ قرآن کریم ادامه داد: فعالان قرآنی نیز باید خود عامل به قرآن باشند که در این میان میتوان به امر مقدس ازدواج اشاره کرد متأسفانه در جامعه امروز دیدگاه غلطی مبنی بر مجرد بودن یا همان راهب و راهبه ماندن فعالان قرآنی رواج پیدا کرده است در حالی که اسلام با رهبانیت به شدت مخالف است و باید زمینه ازدواج را برای فعالان قرآنی که الگویی برای قرآن آموزان و شاگردان خود نیز هستند فراهم کرد.
وی افزود: بسیاری از ادرات و سازمانها با ترحم و دید تحقیرانه به من نگاه میکنند در صورتی که تواناییهای زیادی در من وجود دارد، و من با این نقص عضوم زمانی که در حوزه مشغول به تحصیل بودم، مسئولیت خوابگاه بر عهده داشته و از آنجا که دستپخت بسیار خوبی دارم برای هم کلاسیهایم غذا طبخ میکردم، اگر کسی نقص عضو دارد این نقص، یک نقص جسمانی است نه نقص شخصیتی و جامعه باید او را درک کنند و بدانند که اینان نیز به عنوان یک انسان در این جهان حق نفس کشیدن، زندگی کردن و معاشرت دارند.