به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، رضا داوری اردکانی، فیلسوف و متفکر معاصر ایران روز گذشته پنجشنبه 28مرداد در همایش«خرد سیاسی در عصر مشروطیت» که در محل خانه بیداری اصفهان برگزار شد، در توضیح معنای خرد سیاسی، اظهار داشت: خرد سیاسی خردی است که به زندگی و خرد معمولی ما نزدیک باشد و ضرورتا خرد اهل فلسفه نیست.
وی افزود: یک اشتباه شایع و رایج این است که ما عقل را چیزی پیوسته و متعلق به خود میدانیم، چنان که هوش اینطور است و از طریق وراثت منتقل میشود. اما به عقیده من این عقل، عقل تاریخی است.
این فیلسوف و متفکر معاصر افزود: همواره در هر تاریخی صورتی از عقل وجود دارد؛ عقل، زبان زمان است و به زبان تاریخ در میآید. تاریخ، سخن و جلوه زمان است، زمان جلوه وجود، و وجود، ظهور خداست.
رییس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران گفت: در حدیث است که کسی که به او حکمت داده شود، خیر بزرگی به او عطا میشود. آدمی در هیچ برههای از زمان از خرد بی بهره نیست. وقتی خرد ضعیف است، بی سر و سامانی به وجود میآید. وقتی خرد باشد، سامان هم است.
داوری اردکانی ادامه داد: غرب هم با تفکر و تعقل بر جهان استیلا یافته است. با عقل است که آدمی جان، روح، درک و فهم پیدا میکند. آدمیان با عقل به هم متصل و پیوسته میشوند. وقتی عقل باشد، یک نقطه را میبینند و یک مقصد پیدا میکنند.
وی سپس به بحث مشروطه پرداخت و گفت: مشروطیت از این جهت حادثه عجیبی بود که در آن مسئله آزادی و قانون مطرح شد. بحث آزادی که امروز مطرح است، در قرن 18 مطرح شد و تا قبل از آن در هیچ جا حتی در دموکراسی یونان هم مطرح نبود.
وی بیان کرد: وقتی فکر آزادی در مشروطیت آمد، یک راه این بود که اهل نظر و دانش ببینند آن چه که غربی از آن تعبیر به آزادی میکند، چیست و چه معنایی دارد؛ این راه ممکن نبود و انجام هم نشد. درست است که کسانی سطحی از فکر سیاسی اروپاییها را گرفتند، ولی این که بنیاد مفاهیمی مثل آزادی، لیبرالیسم و دموکراسی چیست، اینها گرفته نشد.
وی با بیان اینکه در طرف دیگر این جریان، مردم قرار داشتند، افزود: اندیشه آزادی و قانون به میان مردم آمد و به صورت عدالت بروز کرد؛ به گونهای که نمیشد آزادی و عدالت را از هم جدا کرد. وی ادامه داد: عدالت، صورت آزادی و آزادی، ماده عدالت بود و گاهی هم بر عکس. علما نمایندگان مردم بودند و اکثر آنها از مشروطیت پشتیبانی میکردند، ولی بعدا بزرگان آنها از مشروطه جدا شدند و این همان وضع تراژیکی است که در مشروطه پدید آمد.
رئیس فرهنگستان علوم ایران در ادامه به کودتای 28 مرداد 1332 اشاره کرد و گفت: کودک زیبایی که در 1324 ( نهضت مشروطه ) علیل به دنیا آمده بود، در 28 مرداد 32 از دنیا رفت.؛ در 28 مرداد نهضت ضد استعماری پایان گرفت و 28 مرداد پایان نهضتهای استقلال طلبانه و آزادی خواه بود. از آن زمان وضع دیگری در جهان پدید آمد. مبارزات ضد استعماری تعطیل نشد، اما شکل و صورت دیگری پیدا کرد و دیگر کمتر به نام استقلال ملی خوانده شد.
وی خاطر نشان کرد: ظهورات عقل مشروطه را میتوان در نظر، عمل و تاریخ مشاهده کرد؛ اینجانب مشروطه را آغاز نهضت میدانم و بعضی میگویند نهضت نا تمام؛ نهضتی که تمام نشد. این که احمد محمود در کتاب تاریخ روابط ایران و انگلیس معتقد است، مشروطه از سفارت انگلستان بیرون آمد، باید گفت شاید و حتما انگلیسیها در ماجرای تحصن تعدادی از مشروطه خواهان در سفارتشان طرح و قصدی داشتند، اما تا مردم چیزی را قبول نکنند و نخواهند، تا چیزی در وجدان مردم نفوذ نداشته باشد و تا چیزی خرد را به حرکت در نیاورد، اتفاقی رخ نمیدهد.
داوری اردکانی گفت: انقلاب اسلامی را نیز میتوان طرح دیگری دانست که بی ارتباط با آن چه در مشروطه گذشت و پیش آمد، نبود.