کد خبر: 3531644
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۹۵ - ۰۸:۰۴

رفتار علی‌وار با زیردستان ویژگی برجسته شهید اتحادی/نوشیدن شهد شهادت در عید غدیر

گروه هنر: شهید سیدمحمد اتحادی مهربان، دلسوز و خوش‌مشرب بود. به خدایش عشق می‌ورزید و خانواده‌اش را بسیار دوست می‌داشت؛ احترام زیادی برای اهل خانواده قائل بود. با زیردستان، علی‌وار رفتار می‌کرد، علی‌گونه زیست و بالاخره در عید امامت و ولایت به دیدار مولایش مولی‌الموحدین(ع) شتافت...

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، خط به خط دفتر 37 ساله انقلاب اسلامی، یادآور رشادت‌های مردان خداست. جان بر کفانی که در کمال اخلاص و خداباوری در دفاع از مرزهای جغرافیایی و اعتقادی این مرز و بوم سر از پا نشناخته و با لبیکی به هنگام به ندای مقتدای خود، نقشی جاودانه بر تارک تاریخ زدند که تا ابد ماندگار شد.
بر اساس این گزارش، هر یک از روزهای این 37 سالی که از پیروزی
شکوهمند انقلاب می‌گذرد، شاهد عروج ده‌ها تن از جوانان این مرز و بوم بوده است. اما در این میان، شمار شهدای گرانقدر مشهدی که هجدهم ذی‌الحجه، همزمان با عید سعید غدیر، عید ولایت و امامت مولی‌الموحدین علی(ع)، علی‌وار پرگشودند و آسمانی شدند، 29 نفر است؛ همچنین، جمع شهدای سادات دفاع مقدس در کل کشور نیز به 1164 تن می‌رسد.
شهید سیدمحمد اتحادی، در زمره شهدایی به شمار می‌رود که نه تنها از سلاله پاک زهرای مرضیه(س) است که در سالروز عید سعید غدیر خم، همچون مولایش، مظلومانه پر کشید. به همین بهانه، سری به اسناد و خاطرات برجای مانده از این شهید سرافراز زدیم تا با تورق آنها، هرچند برای دقایقی کوتاه، نسبت به سیره و جایگاه این شهید والامقام، اندکی روح و جان را جلا داده و کسب معرفت کنیم.
سال 1329 بود که شهید سیدمحمد اتحادی در قریه دهبار، از روستاهای حومه مشهدالرضا(ع) متولد شد. روستایی کوچک اما باصفا که با تقدیم 18 شهید و شماری جانباز، دِین خود را به انقلاب و دفاع مقدس ادا کرده است و رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به کرات در آنجا حضور یافته‌اند.
شهید اتحادی در خانواده‌ای متدین و مذهبی رشد و نمو یافت. پدرش مردی وارسته و متقی بود که بیشتر اوقات خود را صرف رسیدگی به امور و دادرسی مردم می‌کرد و از آنجایی که خود اهل علم و تقوا بود، ترک دیار کرده و عازم شهر شد.
سیدمحمد که کوچکترین فرزند ذکور خانواده محسوب می‌شد، در سن پانزده سالگی که تازه دوره ابتدایی نظام قدیم را در دبستان خاقانی پشت سر گذاشته بود از نعمت پدر محروم شده و در ادامه در کسوت شاگردی به حرفه فلزکاری اشتغال یافت؛ وی سرپرستی مادر و دو خواهر مشغول به تحصیل خویش را بر عهده گرفته و در نهایت به علت مضیقه مالی در سال 1349 به استخدام ارتش درآمد.
زیرکی و تبحر شهید در جنگ؛ زبانزد خاص و عام
با آغاز انقلاب اسلامی در سال 57 و در تلاطم جریان انقلاب، سیدمحمد از نادرترین کسانی محسوب می‌شود که پیش از همه به مردم انقلابی ایران پیوسته و پرچم اسلام را بر سردرب پادگان لشکر 77 پیروز خراسان به اهتزار درمی‌آورد. در آغاز جنگ تحمیلی نیز، لباس رزم بر تن کرده و رهسپار جبهه شد و‌ هشت سال در مقابل صف‌آرایی دشمن، دلیرانه جنگید به طوری که زیرکی و تبحر وی در جنگ، همواره زبانزد خاص و عام بود.
هشت سال مبارزه بی‌امان با دشمن
شهید اتحادی یکبار در حمله فتح‌المبین در حالیکه فرماندهی یک گردان را بر عهده داشت از ناحیه معده هدف تیر قرار گرفت و در حالیکه از دو طرف در محاصره کامل دشمن بعثی قرار داشت، چهار کیلومتر پیاده و سینه‌خیز و با مشقات فراوان خود را به قوای خودی رساند و تحت مداوا قرار گرفت.
پس از بهبودی، مجدد عازم میدان نبرد شد و سرانجام این سردار رشید اسلام و این اسوه مقاومت و ایثار پس از هشت سال مبارزه بی‌امان با صدامیان و سرسپردگان شرق و غرب در شامگاه 23 مردادماه سال 66 در منطقه عملیاتی میمک بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ ارتش مزدور عراق دعوت حق را لبیک گفت و رهسپار دیار ابدی شد.
نمونه‌ای از یک انسان واقعی بود
همسر شهید اتحادی در بخش‌هایی از سخنانش در وصف خصائص و سجایای اخلاقی این شهید والامقام، وی را اینگونه توصیف می‌کند: «هم همسرم بود و هم راهنمای من، هم مونسم بود و هم راه‌گشای من. در مورد شهید اتحادی هرچه بگویم کم گفته‌ام. بسیار مهربان و دلسوز و در عین حال خوش‌مشرب و خنده‌رو بود، در حقیقت نمونه‌ای از یک انسان واقعی بود. به خدایش عشق می‌ورزید، خانواده‌اش را بسیار دوست می‌داشت و با مردم رئوف و مهربان بود.
با زیردستان علی‌وار رفتار می‌کرد
وی ادامه می‌دهد: با زیردستان علی‌وار رفتار می‌کرد. هر کس که یکبار او را ملاقات کرده بود در شنیدن خبر عزایش به شدت گریست. شهید اتحادی را می‌توان از سربازانش شناخت که چه بود و چه می‌کرد. به مادر، خواهر و برادرانش بی حدو حساب احترام می‌گذاشت و بالاخره زندگی ما همه‌اش خاطره بود. خاطره‌هایی جاودان از همراهی با یک انسان واقعی.
محبت و گذشتی که هیچ‌گاه از یاد نمی‌رود
همسر شهید با بیان اینکه هیچ‌گاه محبت و گذشت فراوان او را از یاد نخواهم برد، می‌افزاید: «هنگامی که از جبهه می‌آمد بسیار در کارهای خانه به من کمک می‌کرد و می‌گفت: «یک ماه خسته شدی، زحمت کشیدی، بچه‌ها اذیت کردند؛ حالا نوبت من است». وای که محمد چه بود و با ما چه کرد... به خاطر دارم آخرین باری که عازم جبهه بود در حالیکه چندورق کاغذ نوشته شده در دستش بود، گفت: «این وصیت‌نامه و درد دل من است، بخوان، مخصوص توست»...
وی اضافه می‌کند: من که هرگز تصور شهیدشدنش به ذهنم خطور نمی‌کرد، با ناراحتی گفتم، محمد از این حرفها نزن. من و تو باید با کمک هم بچه‌ها را بزرگ کنیم. مگر تو نمی‌خواهی که بچه‌ها درس بخوانند به جاهای عالی برسند؟ پس از این حرف‌ها نزن و او که هیچ‌گاه تحمل ناراحتی مرا نداشت وصیت‌نامه را در جیب ساکش گذاشت و عازم جبهه شد، غافل از اینکه به سر آمد آنچه از آن می‌ترسیدم».
همسر شهید اتحادی در خاتمه متذکر شد: از شهیداتحادی، چهار فرزند به یادگار مانده است که ادامه دهنده راهش خواهند بود. دو پسر و دو دختر که همیشه می‌گفت: «فرزندانم باید آنقدر به تحصیلاشان ادامه دهند که فردی مفید برای اسلام، کشور و مردم محروم باشند».
تا پایان عمر جز دفاع از اسلام و خمینی(ره) کار دیگری نخواهم کرد
در پایان فرازی از وصیت‌نامه این شهید والامقام را مرور می‌کنیم. شهید بزرگوار وصیت خود را با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب، خانواده‌های شهدای انقلاب و رزمندگان اسلام که با نثار جانفشانی‌ها، درخت انقلاب را آبیاری کردند، آغاز و ادامه می‌دهد: «من در خط خمینی قدم گذاشته‌ام و با اهل ضداسلام نبرد می‌کنم و اگر زنده بمانم تا پایان عمر جز دفاع از اسلام و خمینی کار دیگری نخواهم کرد.
تا فتح نهایی اسلام و مسلمین اسلحه‌ام را زمین نگذارید
شهید اتحادی همچنین می‌افزاید: اگر قطره خون من مانند خون پاک هزاران شهید اندکی ارزش داشته و خدا پذیرفت، شهادت را با دل و جان می‌پذیرم و تنها سخنی که از من خواهید شنید، یاری نمودن رهبر کبیر انقلاب خواهد بود. شخصی که تمام عمرش را در دفاع از این آب و خاک صرف کرده و امیدوارم که برادران و فرزندانم، اسلحه من را تا فتح نهایی اسلام و مسلمین جهان بر كفر، بدون رزمنده نگذارند.
وی در فراز پایانی وصیت‌نامه‌اش، ارزش حجاب را مورد تأکید قرار داده و بیان می‌کند: سفارش ديگرم به شما خواهرانم و تو اى مادر و همسرم، نگذاريد كه سخن اطفال چهارده ساله ما در زندان‌هاى بعثى كه فرمودند : «اى زن، به تو از فاطمه اين‌گونه خطاب است، ارزنده‌ترين زينت زن، حفظ حجاب است»، بدون عمل واقع شود، بلكه اگر مى‌خواهيد خدا از شما راضى باشد در مرحله اول حجاب خود را حفظ کنید»...
روح پاکش قرین رحمت
محبوبه اسدپور
captcha