به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)از قم، حجتالاسلام والمسلمین هادی صادقی امروز 15مهرماه در نشست علمی تکثر گرایی در سیر و سلوک در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: در متون عرفانی، مبنای دقیق و روشنی برای تکثرگرایی در این حوزه بیان نشده است.
وی افزود: برخی این تکثر را به آن چیزی معنی کردهاند که آیا روش های سیر معنوی به سوی خدا متعدد است یا تکثردارد و اگر تکثر دارد این حدتکثر تا چه اندازه خواهد بود و اینکه آیا این حوزه به یک نسبیت منجر نمیشود؟.
صادقی اظهارکرد: برخی دیگر این مساله را به سمتی بردند که حالات انسانها متفاوت است و بر اساس این حالات با خداوندارتباط برقرار میکنند؛ در فرهنگ عرفانی ما چنین دسته بندیهایی بیان شده است که هر کدام استدلالاتی نیز مطرح میکنند.
استاد حوزه بیان کرد: برخی از این دستهها استدلالات قرآنی را نیز بیان میکنند که البته این استدلالات عموما ذوقی است و استدلالات عمیق از قرآن نیستند.
وی افزود: برخی در این دسته بندی ها عده ای را بر دیگران افضل دانستهاند و برخی دیگر این مراحل و مراتب را نسبت به دیگران برتری داده و به دسته بندی آنها پرداخته اند؛ برخی دیگر طرق معرفت را شامل حزن و شادی و محبت افضل دانستهاند.
صادقی اظهارکرد: در فلسفه اخلاق در عرصه اخلاق هنجاری معیارهایی وجود دارد که این طبقه بندی را انجام میدهد؛ مجموعه مکاتب در عرصه اخلاق هنجاری، معیار ارزشمندی کار اخلاقی یا معیار الزام اخلاق را بیان میکنند.
استاد حوزه بیان کرد: برای تعیین موضع در این زمینه باید گفت که هیچ یک از این دستهها به عنوان معیار انحصاری نمی تواند درست باشد، زیرا هر کدام دارای نقاط ویژه و قوت و ضعف هستند.
وی افزود: ارزشها و الزامات اخلاقی در واقع در عرصه حق اخلاقی معنی میشوند؛ این حق دارای چند معنی است که شامل عرصههای هستی شناسی و معرفت شناسی و اخلاقی است؛ در عرصه اخلاقی حق به معنی شایستگی و بایستگی است.
صادقی اظهارکرد: در عرصه اخلاقی به دنبال آن هستیم که چه چیزی شایسته و بایسته و چه عناصری ناشایست است؛ معنی حقی که در اینجا به کار می بریم بی ارتباط به انسان نیست؛ وقتی در عرصه ارزشها، از ارزش اخلاقی نام می بریم منظور آن است که باید ببنیم که آن کار یا فضیلت فی نفسه چه حسنی دارد.
استاد حوزه بیان کرد: در مباحث کلامی و در اصول فقه مباحث بسیاری پیرامون حسن وقبح بیان شده است که فیلسوفان اخلاق نیز با همین مباحث مواجه هستند؛ پس در فضای مباحث اسلامی این بحث بنیادین در کلام و اصول یافت میشود ولی بنیاد این مباحث در کلام وجود دارد.
وی افزود: در این فضا به دنبال این امر هستیم که در فهم حسن و قبح توسط عقل چه اتفاقی رخ می دهد؛ معنی زیباشناسانه در میان متکلمین به سه معنا بیان شده است که در همین زمینه نیز سه شاخه کمال نفس، مطلوبیت برای آدمی و استحاق مدح و ذم و ثواب و عقاب ایجادشده است.
صادقی اظهارکرد: در زیبایی شناسی باید موضع خود را مشخص کنیم که زیبایی و حسن به چیست؟ پایه حسن اخلاقی حسن زیبایی شناختی است؛ این مفهوم زیبایی شناسانه امری دو جنبه ای دارد یعنی مطلقا عینی و انفسی نیست.
استاد حوزه بیان کرد: رکن مفهوم زیبایی، تناسب است که البته نیازمند بداعت نیز می باشد؛ رکن دوم زیبایی شناسی ملائمت با نفس مدرک زیبایی است؛ رکن سوم مدح است که این مدح زمانی رخ میدهدکه این دو رکن روی دهد.
وی افزود: همین زیبایی در اخلاق نیز رخ میدهد حسن اخلاق ملکاتی است که فی نفسه کمالی دارد که آن را قابل تحسین میکند و مناسب با طبع ما است و سپس آن را ستایش میکنیم و از نظر الهی نیز استحقاق ثواب و عقاب پیدا میکند.
صادقی اظهارکرد: پس از این مساله مقصود از حق اخلاقی مشخص میشود؛ یعنی یک کاری باید فی نفسه مطلوب و دارای کمال باشد و با طبع انسان تناسب داشته باشد و سپس مورد تحسین واقع شود.
استاد حوزه بیان کرد: پایه ارزش اخلاقی آن است که تناسب آن با کسی که می خواهد از آن بهره مند شود وجود داشته باشد؛ وقتی حسن اخلاقی با انسان مرتبط میشود، تناسبات با انسان به حسب تفاوتهای انسانی نیز متفاوت میشود؛ از همینجا مبدا این تفاوتها که منش طرق الی الله است ایجاد میشود.
وی افزود: تاثیرگذاری تفاوت انسانها در تفاوت در حسن اخلاقی؛ ممکن است یک فعل واحد از دو نفر انجام شود ولی یک نفر تقبیح و دیگری مدح میشود زیرا قصد آن دو متفاوت بوده است چون این تناسبات با هم متفاوت است.
صادقی اظهارکرد: این دو مدح و ذم به واسطه تناسب با فعل و فاعل انجام میشود؛ این دو تناسب ارزش کار را مشخص میکند؛ در اینجا وسع انسانها خود نمایی میکند؛ زمانی که وسع انسانها متفاوت شد، انتظارات از آنها نیز متفاوت میشود؛ یعنی در شایستگیها و بایستگیها نیز متفاوت می شود.
استاد حوزه بیان کرد: در این زمینه باید معیار را نیز به این عرصه بکشانیم و معیاری فراگیر داشته باشیم که همه این معیارها را در خود جای دهد؛ حق گروی تعبیری برای اشاره به معیار فراگیر است که درون خود زیرمعیارهایی را جای می دهد که به تناسب وسع انسان ها می تواند در نظر گرفته شود.