علیاحمد پناهی عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: در آسمانی که غبار اندوه بر دامان زمین نشسته و شهر جامه سکوت بر قامت کشیده، مردم همواره در صحنه، یک بار دیگر حقیقتی ژرف را به تصویر میکشند. وفاداری به آرمانها در هیاهوی لحظات خلاصه نمیشود، بلکه در صلابت تاریخ معنا مییابد. آنان در تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، نه صرفاً برای وداعی جسمانی، که برای تجدید عهدی روحانی گردهم میآیند؛ عهدی که ریشه در باور، ایثار و بصیرت دارد و در اعماق جان نسلها جاری خواهد ماند.
این حضور باشکوه مردم قم، فراتر از یک آیین سوگ، بیانیهای زنده از استواری ملتی است که نیک میداند راه رهبران، با رفتن پایان نمیپذیرد؛ بلکه در خون دلهای بیدار و گامهای استوار پیروان، جاودانهتر میشود. مردم این سرزمین، با چشمانی اشکبار و دلهایی سرشار از صلابت، اعلام میکنند که پرچم آرمانها بر زمین نخواهد افتاد، چراکه هر دل مؤمن، خود مشعل فروزانی در ادامه این مسیر روشن است.
در ازدحام آمیخته با اندوه و شکوه، یک حقیقت بار دیگر رخ نشان میدهد اینکه پیوند امت و رهبر، هرگز پیوندی عاطفی و مقطعی نیست؛ بلکه ریشه در باوری عمیق دارد؛ باور به راهی که عزت، عدالت، استقلال و کرامت را پاس میدارد. از همینرو، آیین وداع با پیکر مطهر قائد امت، صحنهای برای تجلی وفاداری مردمی خواهد بود که سوگ را به صلابت بدل و فقدان را به میثاقی تازه برای ایستادگی تبدیل میکنند.
قم، اینبار نیز ثابت خواهد کرد که میراثدار حقیقی بصیرت است. پیوند ناگسستنی مردم با آرمانهای راهبر خویش، ضامن بقای این مسیر در گامهای آینده انقلاب است. آینده از آن کسانی است که وفاداری را نه در مرور گذشته، بلکه در ساختن فردا به اثبات میرسانند. این امت، با تکیه بر مکتبی که در قم ریشه دوانده و با توشهای که از آموزههای قائد خود اندوخته، با صلابتی افزونتر، پرچم آرمانها را بهسوی تمدن نوین اسلامی به اهتزاز درمیآورد. آری، قم ایستاده است تا راه روشن رهبرش را تا قلههای پیشرو، استوار و بیوقفه ادامه دهد.
سهشنبه، صرفاً یک روز در تقویم نیست؛ فرصتی است برای نقش بستن صفحهای ماندگار در حافظه جمعی این سرزمین. در این سهشنبه، قم بار دیگر صحنه تجلی ایمان، وفاداری و بیداری مردمی خواهد بود که میدانند حضورشان شرکت در یک آیین سوگ نیست، بلکه ادای دینی است به راهی که با خون دلها و روشنایی اندیشهها پیموده شده است.
مراسم وداع با پیکر مطهر قائد امت، فرصتی است برای تپیدن دلها و همصدایی در گواهی بر استمرار راهی که مقصدش عزت، عدالت و سربلندی ملت است. این وداع، وداع فراموشی نیست؛ بلکه میثاق حضور است؛ میثاقی که در آن، مردم با گامهای استوار خود اعلام میکنند که آرمانها با رفتن اشخاص به محاق نمیروند، بلکه در جان امت، روشنتر و ماندگارتر میشوند.
قم، این شهر نور و بصیرت، در سهشنبه پیش رو بار دیگر خواهد درخشید، چراکه هر کوچه و میدانش میزبان دلهایی خواهد بود که برای تجدید عهد آمدهاند. حضور مردم در این مراسم، نه تنها پاسداشت گذشته، بلکه سرمایهگذاری برای فردایی است بر شانههای همدلی و همقدمی استوار. از اینرو، سهشنبه را باید روز حضور دانست؛ روزی برای اثبات این حقیقت که پیوند امت با راه و راهبرش، پیوندی زنده و جاریست. بیایید در این وداع باشکوه گردهم آییم تا یک بار دیگر، صلابت ایمان و شکوه وفاداری را در قاب تاریخ ثبت کنیم.
وداع با رهبر شهید، وداع با فصلی درخشان از دفتر پرافتخار این سرزمین است؛ فصلی که با تازیانه صبر، تدبیر و ایستادگی رقم خورد و اینک با خون جاوید شهادت، به قداست و ابدیت پیوسته است. این بدرقه، نه همراهی صرف با پیکری بیجان، که گواهی بر اوجگیری مجاهدی است که نیم قرن، جان خویش را در بوته ایمان، عدالت و فداکاری برای خلق گداخت.
اکنون که قامت بلند آن مرد میدان و چراغ فروزان هدایت، در افق تاریخ این دیار جاودان شده است، بر ماست که ایشان را نه با اندوهی خاموش، که با حماسهای پرشکوه و صلابت، بهسوی لقاءالله بدرقه کنیم، چراکه ایشان از تبار آن مردان بود که شکوه زندگیشان نه در گذر سالها، که در وسعت تأثیر و عمق جایگاهشان در قلب تاریخ معنا یافته است.
تشییع این مؤمن برگزیده، فراتر از آیین سوگ و مرثیه است؛ این تشییع، شهادت جمعی اهل ایمان و گواهی امت بر پاکی مسیر و رفعت مقام اوست. در منطق حق، همراهی با پیکار قائدی مجاهد، تجلی پیوند خلق و خالق است.
اکنون که پس از نیم قرن مجاهدت بیدریغ، آن رهبر شهید به میهمانی حق شتافته است، باید وداع با ایشان، وداعی در تراز ایمان و عظمت باشد؛ وداعی که در آن، ملت نه تنها در سوگ فقدان، که در حیرت عظمت یک عمر خدمت و مجاهدت، بایستد. ایشان از آن بندگان برگزیدهای بود که عمر خویش را در بارگاه مسئولیت، با صبری ایام پسند و اخلاصی بینظیر سپری کرد؛ در روزگار تلاطم، مأوای آرامش بود، در میادین آشوب، ستون استقامت و در لحظه پرواز، با مُهر شهادت، بر دفتر زندگی خویش، تأیید الهی گرفت.
از اینرو، این تشییع باشکوه، صرفاً یک مراسم نیست؛ بلکه میثاقی است استوار میان امت و آرمان، پیوندی است میان نسلها و حقیقت و پیوندی جاودان میان خاطره مجاهدت و آینده مسئولیت. نکته مهمتر آنکه تشییع مؤمن، نه تنها وظیفهای دینی و اخلاقی است، بلکه پاداشی عظیم در پی دارد و تشییعکنندگان مشمول رحمت الهی میشوند. خاتمالانبیاء محمد مصطفی(ص) میفرمایند: «إِنَّ أَوَّلَ مَا يُجَازَى بِهِ الْمُؤْمِنُ بَعْدَ مَوْتِهِ أَنْ يُغْفَرَ لِجَمِيعِ مَنْ تَبِعَ جَنَازَتَهُ»؛ نخستین پاداشی که پس از مرگ مؤمن به او داده میشود، این است که همه تشییعکنندگان جنازهاش آمرزیده میشوند.
پس اگر در تشییع پیکر مطهر رهبر شهید و قائد عظیم امت شرکت میکنیم، مشمول رحمت وافر الهی میشویم. اگر چشمها نمناک است، اشک معرفت و دلدادگیست، نه اندوهی بیپایه. اگر فریاد برمیآوریم، فریاد وفاداریست، نه هیجانی گذرا و اگر پیکر ایشان را بر دوش میکشیم، با دلهایی استوار، چنین گواهی میدهیم که ما ایشان را از دست ندادهایم، بلکه به افق جاودانگی سپردهایم و پیمان میبندیم که راهشان را در قامت استوار ایمان و در مسیر خدمت، تا آستانه ابدیت ادامه دهیم.
انتهای پیام