محمدصادق احمدی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، گفت: در عرصه وحدت و حوزه دانشگاه باید به مسائلی نظرانداخت که باعث شد که این وحدت شکل نگیرد.
وی افزود: اگر دو عرصه بخواهند به هم پیوند بخورد باید این دو عرصه از نظر جنس و موضوع و هدف در یک رسته باشند؛ یعنی در ابتدا باید از نظر ماهوی دلایل این عدم جذب را بررسی کرد که چه عواملی باعث شد که این دو از این سه حیث همدیگر را جذب نکنند.
مدیر دفتر قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی بیان کرد: در برخی از محافل این گونه شنیده میشود که برخی از حوزویان علوم حوزوی را علومی الهی میدانند و علوم دانشگاهی را برگردان صرف علوم غربی سکولار تعریف می کنند که وقتی این نگاه در این قالب شکل میگیرد ممکن است که این وحدت شکل نگیرد.
وی گفت: نمیتوان به شکل قاطع گفت که دانشگاه منشا غربی دارد و همه علوم آن نیز غربی است؛ زیرا بسیاری از علوم دانشگاهی ما به خصوص در حوزه علوم انسانی نیز با تتبعات کثیر دانشمندان و اساتید به سمت بومیشدن پیش میرود و استانداردهای پژوهشی و آموزشی آن ها نیز چندان غیرعقلانی نیست و ناشی از تجربه بشر است.
وی اظهار کرد: اگر دانشگاه از تجربه دانشی کشورهای دیگر استفاده کرد دیگر به این معنی نیست که علم را نیز در آن محصور میداند؛ اگر سیستم آموزشی خود را با تجربیات غرب درانداخت به این معنی نیست که این کار اشتباه است زیرا قطعا این سیستم آموزشی با تجربه بشری صدها ساله به دست آمده است و پاسخ خود را نیز داده است.
احمدی بیان کرد: نکته مهم در اینجا آن است که نباید دین را حداقلی بگیریم و علوم دینی را نیز تنها در علوم حوزوی که امروز در حوزه تدریس می شود منحصر کنیم زیرا به قول آیتالله العظمی جوادی آملی، هر علمی در دنیا تولید میشود، استخراجی از عالم خدایی است.
وی گفت: بر طبق این مضمون همه علوم، علم خداست و شیمی و فیزیک و مکانیک و... نیز علم خدایی است و به همین خاطر کسی که کاشف اسماء و افعال الهی است در حقیقت به دنبال علم خدایی رفته است و نباید به یک دید دیگر به او نگریست.
این فعال دانشگاهی بیان کرد: اگر معتقد باشیم که برگ درختان نیز تنها با اراده خدا به زمین میریزد دیگر نمی توانیم بگوییم که هر کس که علمی غیر از علم ما را دنبال می کند غیر خدایی است.
وی گفت: در وهله اول در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه باید این دید اصلاح شود و تا زمانی که این دید در دو وجه آن یعنی دانشگاه و حوزه اصلاح نشود هیچ وحدت علمی شکل نخواهد گرفت.
احمدی یادآور شد: در سال های گذشته شاهد حضور حوزویان در دانشگاه بودیم و این حضور در قالب استادی و دانشجویی شکل گرفت و اکثر طلاب نیز با هدف توسعه مباحث دینی و ارزشی در بین جوانان و دانشجویان راهی دانشگاه شدند.
وی گفت: حضور روحانی برای هدایت و تربیت نسل جوان از مهمترین آرمانهای هر حوزوی است ولی وقتی این ورود صورت گرفت و آنها مجبور شدند که در ابتدا خود را با بروکراسی دانشگاهی و سیستم آموزشی آن وفق بدهند و اولین ایستگاه و توقفگاه شکل گرفت.
وی عنوان کرد: پس از مدتی وقتی این حوزویان در قالب اساتید وارد شدند در سالهای آینده دغدغههای خاصی شکل گرفت و روحانیون در سلک استادی درآمده و برای طی مراحل و مراتب بالاتر استادیاری و استادی و هیئت علمی مجبور شدند خود را در سیستم دانشگاهی تعریف کنند بسیاری از این هدفهای آرمانی کمرنگ شد.
وی گفت: این تجربه در سالهای گذشته به این شکل بود که به نظر نمیآید که این حضور آن چنان که در ابتدا منظور و هدف بود موفقیتآمیز بوده باشد زیرا با تجربه سال ها حضور دانشگاه مشاهده شده است که بسیاری از اساتید حق التدریسی در سال های اول حضور انگیزه ونشاط و شور و سعه صدر بیشتری برای ارتباط با دانشجویان داشتند تا سال هایی که مراتب رتبهای جدیدی کسب کردند زیرا اشتغالات پژوهشی و شغلی در کنار فعالیتهای دیگر و افزایش سن این طراوت را از بین میبرد.
وی تصریح کرد: آیتاللهالعظمی مکارم در جمع دانشگاهیان در سال ها پیش فرمودند که گاهی یک استاد شیمی با بیان یک روایت تاثیرگذاری بسیار بیشتری از یک روحانی دارد زیرا جوان با خود میگوید که آن روحانی این مباحث را به حسب جایگاه و جنس کاری و فلسفی خود بیان میکند ولی استاد شیمی و فیزیک قطعا در این علم به عنصر خدایی دست پیدا کرده است.
این پژوهشگر دانشگاهی اظهار کرد: حضور طلاب در دانشگاهها فی نفسه امری لازم است ولی باید به شکلی باشد که این هدف متعالی دست خوش روزمرگی و ذوب شدن آنها در این سیستم نشود.