کد خبر: 3554325
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۰

اذانی که 18 اسیر عراقی را به لشکر حق کشاند

گروه فرهنگی: شهید ابراهیم هادی، فردی بود که با اذان خود 18 اسیر عراقی را به سپاه اسلام دعوت کرد و تا با جنگ مقابل صدامیان هر 18 نفرشان به درجه رفیع شهادت نایل شوند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآنی(ایکنا) از یزد، شهید ابراهیم هادی، فردی که با اذان خود 18 اسیر عراقی را به سپاه اسلام دعوت کرد و تا با جنگ مقابل صدامیان هر 18 نفرشان به درجه رفیع شهادت نایل شوند.
این گوشه‌ای از اوصاف شهیدی است که این هفته اهالی قرآن میزبان خواهر و دیگر میهمانانش بودند چراکه محبوبیتش در میان اهل قرآن مثال زدنی است.
زهره هادی، خواهر شهید ابراهیم هادی در مصاحبه‌ای با خبرنگار ایکنا از انس شهید با قرآن گفت و اینکه ابراهیم از همان دوران کودکی با الگوگیری از پدر و مادر در جلسات قرآن و هیئت‌های مذهبی شرکت می‌کرد و همچنین با تشکیل هیئت‌های مذهبی در جمع دوستان آنان را نیز با اینگونه معارف آشنا می‌کرد.
وی با اشاره به اینکه ابراهیم به نماز اول وقت به خصوص نماز جماعت صبح تاکید داشت افزود: ابراهیم حتی برای لحظه ای از نماز جماعت کانال دور نشد، در آن حال و هوا که همه به فکر خود هستند، اذان می‌گفت و نماز جماعت برگزار می‌کرد.
هادی افزود: به قول خودش همه کارهایش برای رضای خدا بود، هر وقت من یا دیگر اعضای خانواده چیزی نیاز داشتیم ابراهیم بدون فوت وقت با علاقه زیاد برایمان فراهم می کرد.
وی ادامه داد: ابراهیم آنقدر دلسوز بود که حتی زمانی که برایش خواستگاری رفته بودیم، مدتی به انتظار آمدنش بودیم اما خبری از ابراهیم نشد، وقتی از خانه بیرون آمدیم ابراهیم با لبخند همیشگی اش در کوچه به استقبالمان آمد و وقتی از دلیل نیامدنش پرسیدیم، جواب داد: من می خواهم به جبهه بروم و سرنوشت آمدن یا نیامدنم معلوم نیست نمی خوام کسی اینگونه منتظرم باشد.
خواهر شهید هادی ادامه داد: مهربانی ابراهیم محدود به این ها نمی شد، از حقوق خودش برای شاگردانش صبحانه تهیه می کرد تا بتوانند خوب درس بخوانند.
وی ادامه داد: سالی خبر دادند قرار است چند شهید گمنام در تهران تشییع کنند من آن موقع به یاد ابراهیم بودم و خیلی دوست داشتم یکی از این شهدا ابراهیم باشد، یکی از همان شب ها در خواب دیدم زمانی که تابوت شهدا را آوردند شهیدی از یکی از تابوت ها بیرون آمد و دست هایش را به حالت دعا رو به آسمان بلند کرد و گفت: فقط برایم دعا کن.
هادی افزود: سال88 بود و مخالفان نظام در کشور آشوب و فتنه بر پا کرده بودند و من نگران این اوضاع بودم که یک شب در حالی که خودم را جلو درب دانشگاه تهران دیدم ابراهیم به من گفت: نگران نباشید ما هستیم.
این خواهر شهید تصریح کرد: قبل از عملیات والفجر ابراهیم هنگام خواب روی زمین می خوابید وقتی از او در مورد این کارش می پرسیدم می گفت: می خواهم بدنم به این زمین عادت کند و اینگونه با خدا معامله کنم.
از اهمیت به نماز اول وقت تا معامله با خدا

ریحانه فراصت
captcha