حجتالاسلام والمسلمین سید مهدی واعظ موسوی، کارشناس اخلاق در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، به راهکارهای تحقق تربیت دینی اشاره و عنوان کرد: پدر و مادر به عنوان اولین مربیانی که فرزند آنان را در خانه تجربه میکند اگر دچار تنش باشند نمیتوانند در راستای تربیت دینی گام بردارند. اختلاف نظر میان والدین نه تنها به تربیت صحیح فرزند نمیانجامد بلکه نتیجه عکس نیز خواهد داشت و فرزند دچار دوگانگی و سردرگمی میشود.
واعظ موسوی به تأثیری که رفتارهای والدین بر دینپذیری فرزندان دارد اشاره و عنوان کرد: اگر والدین فرزند را به خواندن نماز دعوت کنند و خود نیز اقامه کننده نماز باشند اما در رفتارهای روزمره و تعاملی میان خود رعایت ادب، اخلاق، صبوری، گذشت و وفاداری را نکنند کودک را با این تعارض مواجه میکنند که نمازی که خوانده شد چه فایدهای خواهد داشت؛ تعارض حاصل از عدم مشاهده کارکرد عبادت در رفتار والدین مانع پذیرش نصایح و مواعظ آنان است، پدر و مادر، مربی مدرسه و روحانی اگر در رفتار و گفتار دچار تناقض باشند، نمیتوانند اثر تربیتی بر فرزندان و متربی داشته باشند.
وی مهمترین مشکل خانوادهها را درگیری والدین با یکدیگر دانست و گفت: در موارد متعددی که خانوادهها برای مشاوره حضور پیدا میکنند شاهد آن هستم که فرزندانی که آموزههای اسلامی را رعایت نمیکنند از والدینی برخوردارند که پدر و مادر با یکدیگر در تضاد هستند و فرزند را دچار سوءظن میکنند در صورتی که جنس باورهای دینی خوش بینی است چرا که انسانهای بدبین به هیچ چیز باور پیدا نمیکنند، در چنین شرایطی نه تنها فرزند به آموزههای دینی همچون نماز پایبند نمیشود بلکه فردی ضد نماز نیز تربیت میشود و ضدیت با آموزههای اسلامی پیدا میکند.
واعظ موسوی در ادامه با تأکید بر اینکه تربیت دینی با آموزش دینی متفاوت است و باید میان این دو تمایز قائل شد، گفت: گاهی فرزندان ما در مدارس از درس دینی نمره خوبی دریافت میکنند اما این آموزشها به باور تبدیل نمیشود. تربیت به معنای پرورش است اما آموزش نوعی تعلیم است و ما نیاز به تعلیم و تربیت در کنار یکدیگر داریم و فرآیند ترتیب بیش از آنکه نظری باشد، عملی است؛ تربیت عملی به منظور انتقال باورهای دینی با فرآیند آموزش صورت نمیگیرد. باورها آموزشی نیستند بلکه سرایتی هستند و سرایت نیز جز با مشاهده آثار باورها در اخلاق وعمل میسر نمیشود. پیامبر اکرم(ص) با اخلاق حسنه و خلق عظیم، مردم را به خود جذب میکرد و بدین نحو مردم شیفته باورهایی میشدند که چنین شخصیتی را شکل داده است نه اینکه نسبت به برپایی جلسات مذاکره اقدام کند و توحید را به افراد آموزش دهد.
این کارشناس اخلاق با تأکید بر اینکه پیامبر اکرم(ص) در زمینه تربیت افراد بیش از آنکه در راستای آموزش گام بردارد در زمینه پرورش ورود پیدا کرده است، گفت: عمل کردن بجای حرف زدن سبب شده است باورهای رسول اکرم(ص) در دل مردم نفوذ کند اما در آموزش و پرورش و در خانوادهها تربیت از عمل به سخنرانی تبدیل شده است؛ نتیجه چنین وضعیتی میشود دریافت نمره 20 از درس دینی بدون آنکه این آموزشها در عمل فرزندان پیادهسازی شود و به باور برسد، خلط بین آموزش و پرورش سدی جدی در برابر تربیت دینی است.
فاطمه بختیاری