کد خبر: 3570515
تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۲

روایتی از یک نظامی دوران شاه/ قرائت آیات قرآن در سلول ها

کانون خبرنگاران نبأ: قدرت الله سنجری زندانی قبل از انقلاب گفت: بنده در آن زمان 25 ساله و نظامی بودم حقوق شاه را می‌گرفتم و به شاه خیانت می‌کردم، به همراه دوستانم صحبت‌های امام خمینی(ره) در نجف اشرف را از روی نوار پیاده و به صورت اعلامیه در می‌آوردیم.

روایتی از یک نظامی دوران شاه/ قرائت آیات قرآن در سلول ها
قدرت الله سنجری، زندانی قبل از انقلاب و راوی موزه عبرت در رابطه با فعالیت‌های سیاسی‌اش در گفت و گو با کانون خبرنگاران ایکنا نبأ بیان کرد: بنده در آن زمان 25 ساله و نظامی بودم حقوق شاه را می‌گرفتم و به شاه خیانت می‌کردم، به همراه دوستانم صحبت‌های امام خمینی(ره) در نجف اشرف را از روی نوار پیاده و به صورت اعلامیه در می‌آوردیم که در مساجد و محله‌های شلوغ شهر تهران و یا حتی در همان محوطه نظامی پخش می‌کردیم که بخاطر همین نظامی بودنم بیشتر شکنجه می‌شدم.

وی ادامه داد: در آن سال‌ها در مکانی در خیابان شهباز قدیم که الان 17 شهریور نام دارد یک مکانی را در پوشش کتاب‌خانه درست کرده بودیم تا به کسانی که کتابی برای مطالعه از ما می‌گرفتند به صورت مخفی اعلامیه بدیم در واقع اعلامیه را لابه‌لای کتاب می‌گذاشتیم و کتاب را به مردم تحویل می‌دادیم که در نهایت در سال 52 گروه و هیئتمان به نام مکتب‌الزینب به علت تکثیر و پخش اعلامیه‌ها لو رفت و ما را بازداشت کردند و شبانه به این مکان کمیته مشترک ضد ساواک ‌آوردند و در بند 2 مدت 6 ماه زندانی بودم و مورد شکنجه‌های مختلف روحی و جسمی قرار گرقتم.

سنجری بیان کرد: نیمی از پازل انقلاب در این زندان گذشت زمانی که ما را به این مکان آوردند می‌گفتند هرچه بخواهید به شما می‌دهیم شما فقط از این راه دست بکشید ولی ما شکنجه‌های سخت را که گفتنش هم ساده نیست را به جان می‌خریدیم و امام را تنها نمی‌گذاشتیم و یارانمان را لو نمی‌دادیم. در این زندان نه کتاب و نه قلمی داشتیم، حتی اگر اینجا ما را هم می‌کشتند کسی نمی‌فهمید و جنازه‌هایمان را نیز تحویل خانواده‌هایمان نمی‌دادند بلکه مخفیانه در بهشت زهرا دفن می‌کردند خیلی از آن شهدا هنوز هم شناسایی نشده‌ و گمنام هستند.


خاطره‌ایی تلخ

این زندانی قبل از انقلاب تصریح کرد: ما را در بند می‌زدند تا صدای داد و فریادمان بر روی زندانیان دیگر هم اثر بگذارد و روحیه آنها را تضعیف کند. یکی از شکنجه‌هایی که فراموش نمی‌کنم این است که در سال 52 روزی مرا در بند 2 لخت کردند و با کابل بر سر و صورتم می‌زدو به من حرف‌های زشت و رکیک می‌زد و به امام(ره) هم توهین می‌کرد که به او گفتم چرا به امام توهین می‌کنی؟ گفت: ما هر کدام از شماهارا که می‌گیریم جوری به خمینی وصل هستید.  اگر روزی روزگاری دوباره آن شکنجه‌گر را ببینم شاید آن قسمتی که مربوط به خودم بود را ببخشم ولی قسمتی را که مربوط به امام بود را هرگز نمی‌بخشم.

سنجری ادامه داد: شکنجه‌های آن‌ها نشان دهنده ضعف و ترس آنها بودند که حتی از اسم امام هم می‌ترسیدند مردم ما باید بدانند که این انقلاب راحت و بی‌دردسر به‌دست نیامده بچه‌ها حاضر بودند شکنجه بشوند سیلی بخورند تا راه‌های رسیدن به این انقلاب هموار شود و به پیروزی برسیم ولی ساواک تلاش می‌کرد تا پایه‌های حکومت پهلوی را استوار نگهدارند و بتوانند شاه را چند سال دیگر در ایران نگهدارند که از خود گذشتگی مردم نگذاشت.

عبادت در زندان

راوی موزه عبرت ادامه داد: بسیاری از کسانی که در این زندان شکنجه شدند دغدغه دین را داشتند و برای دفاع از قرآن، اسلام و آزادی شکنجه شدند حاضر بودند بدترین شکنجه‌ها را ببیند ولی به مسیر انقلاب خدشه‌ایی وارد نشود. در این سلول‌هایی که مانند قبر تاریک و تنگ بود اصلا نمی‎‌دانستیم قبله کدام طرف است و با بدن زخمی و غرق خون با اینکه حتی مهر هم نداشتیم نماز می‌خواندیم و عبادت می‌کردیم و بهترین توسلات را در این سلول‌ها داشتیم. یکی از چیزهایی که خیلی کمک کرد بتوانم در مقابله شکنجه‌ها در بازجویی بایستم قرآن و اهل بیت بودند که وقتی می‌خواستند مرا به بازجویی ببرند این آیه شریفه را می‌خواندم: «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي» که نیروی بسیاری به من می‌داد و سبب می‌شد تا اطلاعاتی را که از من می‌خواهند را بهشان ندهم. در سلول بین خودمان قرآن می‌خواندیم که اگر صدای خوش قرآن در بند، بلند می‌شد به جرم اینکه با این صدای خوش به زندانیان روحیه می‌دادیم بشدت شکنجه می‌شدیم.

وی گفت: الان که حدود 40 سال از آن زمان گذشته من و بسیاری از دوستان هم‌فکرم به عنوان یک سرباز در موزه عبرت به عنوان راهنما و راوی مشغول انجام وظیفه هستیم تا بتوانیم گوشه‌ایی از بدترین و سخت‌ترین شکنجه‌ و زجرهای را که بزرگ‌ترین زنان و مردان در این مکان بخاطر پیروز شدن انقلاب اسلامی تحمل کردند را برای نسل‌های بعد بازگو کنیم که ای جوان ای هم‌وطن آزادی رایگان به‌دست نیامده.



زینب رحیمی

captcha