کد خبر: 3570087
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ - ۰۶:۱۶

ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران، خودجوش بود

گروه سیاست و اقتصاد: عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان گفت: بیشتر انقلاب‌ها ایدئولوژی برون‌مرزی و غیربومی دارند، اما ایدئولوژی انقلاب اسلامی ایران، خودجوش و برون‌مرزی بود.

محمدعلی بصیری، استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان در گفت‌وگو با خبرگزاری  بین‌المللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، اظهارکرد: هر انقلابی معمولاً بعد از اینکه ساختار نظام داخل را برهم می‌زند و یک ساختار جدید به میان می‌آورد، احتمال زیادی نیز به‌همراه دارد که ساختار نظام منطقه‌ای و بین‌الملل را به هم بزند و به چالش بکشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان بیان کرد: انقلاب ایران از آن انقلاب‌هایی بود که با حذف کردن نظام شاه در داخل و جایگزینی جمهوری اسلامی به دنبال آن بود که نظام ناعادلانه و غیر انسانی منطقه‌ای و بین‌الملل را نیز به چالش بکشد و آن را تغییر دهد.
بصیری ادامه داد: به همین دلیل نظام منطقه‌ای بعد از انقلاب اسلامی و بعد از چندین سال که سیستم دو قطبی بر اساس دو بلوک شرق و غرب بر آن حاکم بود، به هم می‌ریزد.
وی گفت: انقلاب آثار خود را بر نظام جهانی نیز نشان داد و نظام بین‌المللی را به چالش کشید و در واقع یک بلوک اسلامی متحد را در برابر قدرت‌های دوگانه آن زمان قرار داد و امروز نیز آثار خود را به یک جبهه جنوب یا جهان سوم سازمان یافته‌تر که عمدتاً در کنفرانس‌های اسلامی و غیر متعهدها و همکاری جنوب، نشان می‌دهد.
این استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان با بیان اینکه معمولاً ایدئولوژی انقلاب‌ها برون مرزی بوده‌اند و از خارج وارد شده‎اند، گفت ایدئولوژی انقلاب کشورهایی مثل شوروی و چین برون مرزی و غیر بومی بود و براساس آن ساختار کشورشان تغییر کرده است.
وی افزود: ایدئولوژی انقلاب ایران درون جوش است و از درون فرهنگ و  دین بومی سازمان پیدا کرده و به نام اسلام سیاسی، نظام شاهنشاهی را به جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرد.
بصیری رسیدن به استقلال، حرکت به سمت خودکفایی، اسلامی و بومی شدن ایدئولوژیک و اجرایی شدن اسلام سیاسی در داخل را از دستاوردهای انقلاب اسلامی برشمرد و افزود: انقلاب در هر کدام از حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و  فرهنگی ده‌ها دستاورد داشته است.
وی گفت: حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی، استقلال در سیاست خارجی، دستیابی به امنیت و منافع ملی از دیگر دستاوردهای انقلاب در حوزه بین‎الملل بوده است.
بصیری در ادامه تصریح کرد: معمولاً وقتی یک نظام سیاسی غیرمشروع می‌شود، عنایت مردم را از دست می‌دهد و مبانی نظری‌اش دچار ضعف می‌گردد، و در حوزه سیاست داخلی و خارجی ناکام می‌شود و این باعث نارضایتی عمومی می‌گردد و نهایتا مطالبات اکثریت در قالب جنبش و انقلاب بروز می‌کند که این جنبش‌ها از جریان‌های فکری مختلفی هستند.
وی ادامه داد: در کشور ما و در زمان انقلاب نیز جریان‌های فکری گوناگون مثل ملی‌گراها، ملی‌گراهای مذهبی، کمونیسم‌ها، توده‌ای‌ها و مارکسیست‌ها همه در آن زمان خواهان تغییر و جایگزینی نظام جدید براساس آرمان‌ها و ایدئولوژی‌های خاص خود بودند.
بصیری گفت: بعداز براندازی نظام قبلی هرکدام از جریان‌های فکری با ایدئولوژی‌های خاص خود در فکر راه اندازی یک نظام جدید بودند که این وضعیت ایران در سال های ۵۷ تا59 تداوم داشت.
وی اظهار کرد: عمده جریان‌های انقلابی و مبارزه کننده با نظام سلطنت به تدریج توسط جریان‌هایی که قوی‌تر بودند و با اکثریت مردم بودند حذف شدند، مثل مارکسیسم، توده‌ای‌ها، ملی‌گرا‌ها و... و در نهایت جریانی به حکومت رسید که رای اکثریت مردم بود.
captcha