به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قم، حجتالاسلام والمسلمین حبیبالله بابایی بعد از ظهر امروز در نشست علمی شاخصههای رویکرد تمدنی در مطالعات اسلامی در پژوهشکده مطالعات منطقهای پژوهشگاه جامعهالمصطفی(ص) گفت: یکی از مواردی که باید در رویکرد تمدنی در مطالعات اسلامی مورد توجه قرار بگیرد، موضوع کلان بودن است. وی افزود: برای کلان بودن یا فراخ بودن، در سه لایه می توان این گستردگی را مطرح کرد؛ نخست، بحث جغرافیا است؛ یعنی این نظام مراودات انسانی و تمدنی دارد و باید در یک جغرافیای بزرگ شکل بگیرد.
مدرس حوزه و دانشگاه بیان کرد: مساله دیگر، گستره سیستمی است؛ یعنی این رویکرد در حوزه سیستمی نیز کلان و فراگیر است؛ ضلع اقتصادی و سیاسی و فرهنگی تمدن همخوان هستند.
بابایی اظهارکرد: بحث سوم آن است که گستره ارتباطی تمدن باید کلان کلان باشد یعنی تمدنها همیشه در ارتباط با دیگر تمدنها شکل می گیرند؛ هر مقدار که گستره ارتباطی تمدنی نسبت به تمدن های دیگر بیشتر است فرایند تمدنی آن بیشتر و کم خلاتر است؛ از این روی باید گفت که اسلام با تمدنهای مختلف از جمله ایرانی و.. ارتباط گرفته است.
وی گفت: بحث کلان دیگر مرتبط به تنوعات قومی و مذهبی و نژادی است؛ یعنی این تمدن میتواند همه مردم را از اقوام و فرهنگها و ادیان برای ساخت این تمدن به کار بگیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: تاریخ قدیم و جدید اروپا و آمریکا شاید چیزی را در نگاه ظاهری تغییر ندهد ولی زمانی که در عرصه تمدنی حضور پیدا میکنیم تفاوتهای سبک زندگی اروپایی و آمریکایی در سبک زندگی مشاهده میکنیم.
وی گفت: یکی از نکات و شاخصههایی که برای رویکرد در مطالعات اسلامی لحاظ میکنیم شاخص کلان بودن مطالعات است؛ یعنی اگر مطالعات ما سیستمی، تطبیقی، نظری و عملی باشد و بتواند با سلایق مختلف فکری شکل بگیرد و از دیگر سوی عقبه تاریخی را نیز در این مطالعات تزریق کنیم این مطالعه به مطالعه تمدنی نزدیک میشود.
بابایی اظهارکرد: به هر میزان که در مطالعات خود چه به جهت منابع و مخاطب و متدولوژی گستره مطالعات خود را فراخ تر کنیم، مطالعات مان در حوزه اسلام شناختی به مطالعات تمدنی نزدیک شده است.
این پژوهشگر حوزه مطالعات اسلامی گفت: مخاطبشناسی در مطالعات تمدنی بسیاری مهم است زیرا با تغییر مخاطب، منابع، مسایل، متد و ادبیات ما نیز تغییر میکند.
نویسنده و پژوهشگر حوزوی تصریح کرد: هر مقداری که مخاطب خود را به مرزهای انسانی نزدیک کنیم، مطالعات ما قویتر و به مرزهای تمدنی نیز نزدیکتر خواهد شد.
وی افزود: به هر مقداری که ادبیات و منابع و... را برای مخاطب شیعی تعریف کنیم، کالایی که برای انجام آن زحمت کشیدهایم تنها منحصر به همان فرد و افراد منحصر و مختص میشود.
بابایی بیان کرد: به هر مقدار، مخاطب ما انسان به ماهو انسان باشد رویکرد تمدنی آن لحاظ میشود؛ مخاطب مطالعات اسلامی در حوزه تمدنی باید با لحاظ مخاطب عام باشد.
وی گفت: یکی از شاخصههای مطالعات اسلامی در حوزه میان رشته ای است؛ اولین عنصر، ارتباط یک علم با دیسپلینهای علمی دیگر است؛ عنصر دیگر، ارتباط علم با همان علم در کانتکسهای دیگر است.
وی عنوان کرد: تبدیل کردن ارتباط حوزه نظر به عمل و همچنین رویکرد انتقادی داشتن از دیگر شاخصههای مطالعات بین رشتهای اسلامی تمدنی است؛ یعنی ما صرفا گیرنده نیستیم بلکه باید آنچه می گیریم را آنالیز کنیم.
استاد حوزه و دانشگاه اظهارکرد: در این حوزه مطالعاتی اسلامی با رویکرد تمدنی کار فردی نداریم بلکه باید رویکرد جمعی داشته باشیم.
وی با ذکر این مطلب که بحث حکمت عملی در این حوزه مطالعات جدی است، اظهارکرد: علاوه بر لحاظ کردن حکمت عملی باید چالشهای مرتبط به دنیایی بودن این امور نیز لحاظ شود.
وی گفت: هر مطالعه اسلامی که به دنبال تمدنی شدن است باید پاسخگویی داشته باشد و در این جا نمیتوان صرفا به بیان انتزاعیات بسنده کنیم و بگوییم که مطالعات تمدنی داشته ایم.
بابایی اظهارکرد: اگر فرهنگ در عناصر تمدنی مهم باشد این رویکرد باید طبقه بندی خاص خود را نیز نشان دهد که بر اساس چه عناصر طبقه بندی خاصی این مبانی چیده میشود.
وی گفت: نکته بعدی آن است که امروزه مطالعات اسلامی برای رویکرد تمدنی باید بتواند دیگر خود را تعریف کند؛ به خصوص دیگری که در صحنه زندگی ما حاضر است که در این زمینه میتوانیم به مطالعات فرهنگ غربی اشاره کرد.
این استاد حوزه بیان کرد: رویکردهای تمدنی در عرصه مطالعات و فرهنگ و حوزه اجتماعی بحث خاصی نشده است و آنچه مشکل است بحث تمدن است؛ همه بحث میکنند که تمدن چیست ولی در جلسه ای که در خصوص تمدن چیست تشکیل شده است نشانههای تمدن را در آن مشاهده نمیکنیم.
وی اظهارکرد: بحث رویکرد تمدنی باید گفتگویی باشد که این مساله به زندگی ما نزدیک تر می شود؛ یعنی اینکه ما نباید صرفا بحث از تمدن را به یک عرصه آرزویی و محال نزدیک کنیم.
این استاد حوزه و دانشگاه با ذکر این مطلب که قرآن باید متن واحد تمدن اسلامی باشد، گفت: قرآن باید در محتوای خود نیز تحدی کند؛ یعنی باید بیان کنیم که نظام اخلاقی که قرآن بیان کرده است بینظیر است؛ در مقام بعدی باید در مقام تحقق عینی نیز تحدی کنیم، یعنی در این شهر بگوییم که ما نظام اخلاقی قرآنی را ایجاد کرده ایم که هیچ کسی نمیتواند بیان کند.
وی اظهارکرد: اگر قرآن به چنین مقام متحدی برسد باید در مقیاس یک امت خوانش، فهم و عمل شود و الا به نقطه تحدی نمیرسیم.