به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، سید سلمان صفوی، رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن، در نشست کاربست فلسفه صدرایی در اندیشه نوین دینی که شنبه چهاردهم اسفند ماه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان برگزار شد، اظهار کرد: جهان اسلام به لحاظ جغرافیایی و فکری قابل تقسیم است. به لحاظ جغرافیایی، به سه حوزه اروپا، آسیای غربی و آفریقا تقسیم میشود که وضعیت اندیشه دینی در این سه حوزه جغرافیایی با یکدیگر متفاوت است، هر چند که اسلام یک حقیقت و مکتب واحد است.
وی با تشریح وضعیت اندیشه دینی در این سه حوزه افزود: در جهان عرب، ظاهرگرایی غلبه دارد و نماد آن وهابیت است. در مقابل آن، نوعی گرایش سکولاریستی نیز وجود دارد که اسلام را به روابط شخصی میان انسان و خدا و حوزه اخلاق و معنویات محدود و حوزههای سیاسی و اجتماعی آن را حذف کرده است.
صفوی ادامه داد: امالقرای جهان تشیع، ایران است و شیعیان در آذربایجان و شبه قاره پراکنده شدهاند و در تاجیکستان و یمن نیز شیعه به معنای اعم(زیدی، اسماعیلی و اثنی عشری) وجود دارد. گفتمان غالب در اندیشه شیعه اثنی عشری، نوعی گفتمان عقلگرایی است که نماد آن را میتوان در اندیشههای امام خمینی(ره) یافت و بر اساس همین عقل ربانی بود که انقلاب اسلامی شکل گرفت.
رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن بیان کرد: مشاجراتی میان این فهمهای متفاوت از اسلام به صورت جدی وجود دارد که پیامد آن را در وضعیت جغرافیای سیاسی خاورمیانه در سوریه، یمن، بحرین، لبنان و افغانستان شاهد هستیم. در میان اینها، اندیشه تکفیری به هیچ نوع گفتوگو میان فرهنگها و تمدنها قائل نیست، اما اندیشه دیگری نیز وجود دارد که قائل به گفتوگو با فرهنگها و تمدنهای دیگر است و بر وجوه مشترک میان آنها تأکید میکند، تکثرگرایی را ذاتی بشر و عالم ناسوت میداند و بر آیه وحدت تکیه دارد.
وی تصریح کرد: از یک جهت، انقلاب اسلامی حاصل تفکر صدرایی امام(ره) است. امام یک فقیه و فیلسوف صدرایی و یک عارف و جمع میان فقه و حکمت و عرفان بود؛ بنابراین اندیشه صدرایی در ایران اثرگذار بوده و جواب داده است، اما به عقیده من امروز ظاهرگرایی در ایران در حال رشد بوده و جریانهای مخالف فلسفه و عرفان در غیاب حضرت امام در حال رشد و تقویت هستند و این خطری است که آینده عقلگرایی تفکر فلسفی امام را تهدید میکند.
صفوی با بیان اینکه هنگام صحبت از ملاصدرا باید مشخص شود که راجع به کدام ملاصدرا صحبت میکنیم، گفت: ملاصدرا در سه حوزه حکمت، تفسیر قرآن و تفسیر احادیث فعالیت کرده و کار مهمی که در حوزه فلسفه انجام داده، جداسازی تحقیق فلسفی از تحقیق کلامی است. فلسفه ملاصدرا، کلام نیست. ملاصدرا مطالب خود را در حوزه فلسفه در قالب برهان مطرح کرده و در حوزه تفسیر، قرآن را با قرآن و معرفت قلبی تفسیر میکند.
وی افزود: ملاصدرا دو نوع معرفت عقلی و قلبی را معرفی کرده که برای امروز ما کارساز است و میتواند در اندیشه ما تأثیر مهمی داشته باشد. عمده معرفت عقلی را در کتب فلسفی و معرفت قلبی را در کتب مربوط به قرآن و تفاسیر مطرح کرده است؛ اما عقلی که ملاصدرا معرفی میکند، عقل مدرن و دکارتی و Rationalism نیست، بلکه عقل Intellectualism است. در فارسی و عربی، برای تفاوت میان عقول واژه وجود ندارد، اما Reason به عقل جزئی ارجاع میدهد و Intellect به عقل کلی یا عقلی که به عقل ربانی وصل شده است. تا قبل از مدرنیته، فلسفه رایج در غرب به عقل Intellect تکیه کرده و با استفاده از آن، قضایا را تحلیل میکرد. ملاصدرا با توسل به عقل ربانی، تحلیل فلسفی انجام میدهد. مولوی حدود چهارده نوع عقل را در مثنوی و دیوان شمس معرفی کرده است و یک گفتمان عالی میان ملاصدرا و مولوی در کتابهای ملاصدرا شکل گرفته و وی تحت تأثیر این انواع عقل قرار دارد.
رئیس مرکز بینالمللی مطالعات صلح ادامه داد: ملاصدرا در دوره خلوتنشینی در کهک سیر من الخلق الی الحق انجام داد و بعد از دوازده سال خلوتنشینی و فکر و ذکر به حضرت حق متصل شد، از طریق تهذیب نفس، ریاضتهای شرعیه و توسل جستن به اسماء الهی، معارف الهی را مکاشفه کرد و در سفر من الحق الی الخلق، بخشی از معارفی را که مشاهده کرده بود، به زبان عقل در کتب فلسفی خود بیان کرد که از این جهت با ابن سینا در اشارات تا حدودی به یکدیگر نزدیک هستند. بنابراین در مقابل ظاهرگرایی، میتوان تفکر و روش عقلانی ملاصدرا را در فهم جهان و اندیشه دینی به کار برد.
صفوی با بیان اینکه نوع خدا و معادی که در فلسفه صدرایی معرفی میشود، با آنچه که در کلام سنتی آمده، متفاوت است، گفت: اندیشه ملاصدرا در حوزه مبدأ و معاد مبتنی بر یک عقل ربانی بوده که امروز در سطح جهانی قابل دفاع است و ما باید با تکیه بر مبانی مشترک عقلی با دنیا وارد گفتوگو شویم. اگر بخواهیم با دنیای غیر اسلامی وارد گفتوگو شویم، با تکیه بر برهانها و عقل صدرایی میتوانیم اندیشمندان از فرهنگهای متفاوت را به حقانیت اندیشه اسلامی که اندیشهای ناب است، دعوت کنیم.
وی بیان کرد: زمانی که از فلسفه اسلامی صحبت میکنیم، وجه اسلامی آن این است که اندیشمند مسلمان با الهام از قرآن و روایات، ایدههای جدید را اخذ میکند، اما آنها را با روش عقلی و فلسفی جمعبندی کرده و برهان ارائه میدهد؛ در حالی که علم کلام آن است که بگوییم چون قرآن فلان مطلب را گفته، پس ما به آن معتقدیم، اما فیلسوف تنها به عقل تکیه کرده و به آن متعهد است.
رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن اظهار کرد: من در دو کتاب واجبالوجود از دیدگاه ملاصدرا و ارسطو و نفس از دیدگاه ملاصدرا و دکارت نشان دادهام که چگونه تفکر صدرایی به مراتب برای دنیای امروز بالاتر و کاربردیتر است و مهمترین تفکری که میتواند بر یک زبان مشترک ایستادگی کرده و قادر به گفتوگو با فرهنگها و تمدنهای دیگر باشد، زبان عقلانی دین است که نماد آن ملاصدراست و بر همین اساس، امام(ره) در نامه به گورباچف، او را به مطالعه کتب ملاصدرا و محیالدین اندلسی دعوت کرد.
وی با بیان اینکه شاهین عقل سقف پروازی دارد، گفت: از یک مرحله بالاتر، این کار قلب است که به معرفت دست پیدا کند. قرآن نیز ما را به قلب سلیم دعوت کرده است. ملاصدرا معرفت قلبی را در آثار تفسیری خود با جزئیات معرفی کرده و معتقد است معرفت حقیقی و عالی بدون تهذیب نفس و منور شدن قلب به نور حضرت حق ممکن نیست. با دلایل فلسفی میتوان اثبات کرد که معرفت قلبی فهم مشترکی از حقیقت را در مرتبه اعلی برای عارف به ارمغان میآورد، معرفت قلبی که اساس آن بر معنویت است و امروز دنیا از خلأ معنویت رنج میبرد.
صفوی افزود: اگر بخواهیم با دنیا وارد گفتوگو شده و آنها را به حق دعوت کنیم، سه راه برای این کار وجود دارد، عقل، قلب و هنر که ملاصدرا دو راه اول را معرفی کرده است. بنابراین در مقابل روش خشونت، تکفیر و ظاهرگرایی، میتوان با تکیه بر معنویت اسلامی که مبتنی بر قرآن و روایات بوده و با زبان عقل معرفی شده است، با دنیا وارد گفتوگو شد و تحت تأثیر این دو رویکرد عقلی و قلبی، اسلامی را معرفی کرد که نور است و انسانها را به تعقل و بازگشت به فطرت پاک خود دعوت میکند؛ آن فطرتی که خدایی بوده و آن قلبی که فینفسه سلیم است و در پروسه زندگی اجتماعی ممکن است به کدورت برسد، غبار بر آن بنشیند و انحراف پیدا کند.
وی ادامه داد: رنه گنون فیلسوف فرانسوی با تکیه بر نگاه معنوی از دین به نقد مدرنیته پرداخت و امروز این نگاه معنوی اسلام خریدار زیادی در جهان غرب دارد و اگر با نوع نگاه ملاصدرا دین را تفسیر کنیم، این دین میتواند برای انسان معاصر، چه مسلمان و چه غیر مسلمان جذابتر باشد.
رئیس مرکز بینالمللی مطالعات صلح اظهار کرد: ملاصدرا در فلسفه هنر مباحث اساسی دارد که میتواند اثرگذار باشد. خود قرآن در ابعاد مختلف موسیقیایی، داستاننویسی، ریتم و محتوای زیبا یک اثر هنری محسوب میشود و یک بعد اعجاز قرآن، اعجاز هنری است. خداوند آخرین کلام خود را به زبان هنر معرفی کرده، ولی ما از آن غافل بودیم و در دوره صفوی، هنر اسلامی و شیعی خود را بروز داد و شروع به رشد کرد.
وی افزود: اگر بتوانیم تفکر خودمان را تحت تأثیر قرآن و اندیشههای ملاصدرا به روش هنری معرفی کنیم، دنیا خریدار اندیشههای ما خواهد شد. آنچه ملاصدرا در حکمتهای خود بیان کرده است، میتواند به عنوان فلسفه هنر اسلامی آکادمیک معرفی شود. امروزه یکی از ضعفهای ما در حوزه فلسفه مضاف، فلسفه هنر است؛ ما هنوز آرای مستدل و منقح در باب معرفی فلسفه هنر نداریم، ولی نوع جمالشناسی، جلالشناسی و وجودشناسی که ملاصدرا معرفی میکند، ظرفیت تأسیس فلسفه هنر اسلامی را دارد.
صفوی ادامه داد: به عقیده من، اصل وحدت در کثرت و کثرت در وحدت مورد نظر ملاصدرا هم در فلسفه هنر و هم در فلسفه فقه کاربرد زیادی دارد. در حوزه فقه، از آنجا که احکام متفاوت است، اگر نگاه وحدتبین داشته باشیم، میتوانیم به احکام در یک چارچوب واحد نگاه کنیم که خروجی آن، قسط و عدالت اجتماعی است؛ در غیر این صورت، این فهم ماست که اشکال دارد. بنابراین قاعده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت میتواند شاقول راهنمای فقیه باشد.
رئیس آکادمی مطالعات ایرانی لندن با بیان اینکه یکی از مهمترین شاهکارهای ملاصدرا، بحث چگونگی ارتباط و نسبت امر حادث با امر قدیم است، گفت: ملاصدرا این ارتباط را با نظریه فقر و غنای ذاتی بیان کرده است. بر اساس این نظریه، حضرت حق که مبدأ اعلی و وجود مطلق و در عالیترین مراتب وجود است، غنی بالذات است و مادون او همه سراپا فقر هستند، به او وابستگی ذاتی وجودی دارند و بر اساس نیاز ذاتی با غنی بالذات که واجبالوجود است، مرتبط هستند.
وی تصریح کرد: ملاصدرا این تفکر را از قرآن گرفته و به روش برهانی بیان کرده است. این نظریه میتواند در حوزه سیاست، عرفان، عقل و تدبیر منزل کاملا اثرگذار باشد.