به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، حجتالاسلام مرتضی جوادی آملی، استاد حوزهعلمیه، روز گذشته در همایش مکتب فلسفی اصفهان با اشاره به عنوان، نقش و تاثیر حکمت متعالیه در تشکیل تمدن نوین اسلامی، اظهار کرد: دوران مکتب فلسفی اصفهان، یکی از دورانهایی است که باید به آن افتخار کرد، زیرا به حق درخشندگی این مکتب در آن روزها آثار و برکات فراوانی را برجای گذاشت.
وی گفت: فرهنگ و تمدن امروز در اصفهان محصول مکتب درخشان روزهایی است که بزرگانی همچون میرداماد، میرفندرسکی، صدرالمتالهین و شیخ بهایی و دیگران در راس آن بودند. امروز نیز اگر خواستار این باشیم که اصفهان را دوباره آنگونه ببینیم، لزوما باید این مکتب فلسفی را بر اساس درخشش این مکتب که در بیانات و نوشتهها و آثار صدرالمتالهین آمده است، نهادینه کنیم.
این استاد حوزهعلمیه بیان کرد: تمدن، سفارشی و فرمایشی نیست و تمدن را نمیسازند، بلکه ساخته میشود وتمدن اصیل مبتنی بر اندیشه متعالی و فکر ارزشمند است.
وی گفت: در آن دوران که روزگار درخشندگی و تابش خورشید علم و معنویت و فرهنگ و دیانت بود، اتفاق عجیبی رخ داد و آن اتفاق این بود که عالمان دینی و فرزانگان حوزه فکر و فلسفه و عرفان اسلامی خود را در کنار و مهد مکتب اصیل تشیع، یعنی قرآن و عترت دیدند.
جوادی آملی با اشاره به سخنی از پدرگرامیشان حضرتآیتالله جوادی آملی، بیان کرد: اگر عالمان و فرزانگان در همه ابعاد، خصوصا در فلسفه و عرفان در کنار منبع لایزال علم و حکمت قرآن و سنت معصومین قرار بگیرند، تحول افتخار آمیزی به وجود میآید که به حق میتوان آن را به صورت یک تمدن اسلامی شکل گرفته دید.
وی با بیان اینکه نقش و تاثیر حکمت متعالیه در تشکیل تمدن نوین اسلامی باید واکاوی شود، افزود: تمدن امکانی است که بشر در سایه آن بهتر میتواند به سعادت خود بیاندیشد و برای راهیابی به سعادت از این امکان و فرصت بهرهمند میگردد.
جوادی آملی گفت: مناسبات اجتماعی، روابط صحیح انسانی و امثال آن و همچنین بستر تعالی و رشد انسانی درسایه یک تمدن شایسته انسانی و اصیل اتفاق خواهد افتاد. تا زمانی که مناسبات اجتماعی روابط و فضای حاکم بر جامعه اصیل،شایسته، اخلاقی، انسانی و الهی نباشد، هر تلاشی بدون نتیجه خواهد ماند.
وی با بیان اینکه فرهنگ و تمدن برای رساندن انسان به سعادت نقش اساسی و اصلی دارد و تمدن حیثیت جمعی و اجتماعی انسان است، تصریح کرد: انسان در فضای اجتماع باید به طریقی زندگی کند تا زمینه سعادت خود را بیابد. همچنین انسان باید به عنوان محور جهات تمدنی به خوبی شناخته شود و قبل از انسان، هستی و واقعیت موجود در نظام هستی باید واکاوی شود.
وی در ادامه گفت:در فضای اصل واقعیت، حکمت متعالیه فوقالعاده درخشید. تا قبل از حکمت متعالیه، واقعیتها به هستی و چیستی تقسیم میشد و حتی برای چیستی هم سهمی از هستی قائل میشدند، ولی مرز بندی که توسط صدرالمتالهین در حکمت متعالیه با دقت نظر انجام گرفت، مرز بین هستی و چیستی به درستی روشن شد.
وی افزود: واقعیت از هستی را حکمت متعالیه به درخشندگی تمام به بلوغ رسانید و توسعهای در واقعیت و عمقی به قلمرو واقعیت بخشید و انسان را تا اصل واقعیت به پیش برد. بنابراین جدا شدن هستی از چیستی، از خلاقیتهای حکمت متعالیه است و این وسعت بخشیدن به واقعیت و توسعه دادن به آن است.
جوادی آملی با بیان اینکه تمدنها نباید در فضای موهون و خیالی ایجاد شوند، تصریح کرد: امروزه تمدن غرب در یک فضای حسگرایی شکل گرفته و حداکثر فضای خیالی و وهمی صورت میگیرد. اگر تمدن در واقعیت بنا نشود و واقعیت در مدار حس یا خیال و وهم خلاصه شود و از عقل و شهود و فراتر از آنها بهرهای برده نشود، یک تمدن ناچیز و منحرف شکل میگیرد و در این بین مکتبی مانند اومانیسم ایجاد میشوند و در این مکتب شاهد این هستیم که از انسان ابدی و انسانی که مرتبط با پروردگار عالم است، خبری نیست. در این ساحت تنها از انسانی نام برده شده که در علم تجربی خلاصه میشود.
وی گفت: بنابراین توسعه هستی و تعمیق قلمرو هستی از جایگاه حکمت متعالیه اسلام گرانقدر است و بر اساس آن تمدنی بنا میشود که این تمدن فقط محبوس در طبیعت و محصور در عالم ماده نیست، این تمدن انسانی را میسازد که اگر بخواهد در ازل و ابد حضور داشته باشد با او همراه است.
وی خاطر نشان کرد: عالم عقل به مراتب عمیقتر و والاتر است، این یک فضاست که حکمت متعالیه به عنوان یک مبنای اصیل برای تمدن نوین تولید کرده است.