به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، آیتالله مصباح معتقد است هنر در زبان فارسی، کاربردی عام، تقریباً مترادف با «مهارت» دارد، مفهومی که در حرفهها و صنعت کاربرد دارد اما استاد مصباح کاربرد اخصی نیز برای هنر سراغ میدهند که روح معنای «مهارت» لیکن با بار معنایی بیشتری در آن حضور دارد، هنر در همان معنای عام و مرادف با مهارت دو کاربرد نزدیک به هم دارد؛ کابردی شبیه مصدر و اسم مصدر، یا مانند کار و ملکه.
روح معنای هنر در این کابرد، عبارت است از اینکه فاعل با ارادهای، حرکات منظم و هدفداری را در نظر بگیرد و بکوشد با سرعت و کمال بیشتر آنها را انجام دهد؛ بهگونهای که وقت و مصالح کمتری صرف کند و نتیجه بیشتری بگیرد.براین اساس، کسیکه در انجام کاری، یا بهطور کلی در حرفهایف ویژگیهای مزبور را دارد «ذوقن» یا «هنرمند» خوانده میشود، و این فرد ذوقن، بر اثر تمرین و ممارست، به قوهای ویژه دست یافته است که به مدد آن میتواند این کارها را به سرعت، با ترتیب درست و به بهترین وجه انجام دهد.
درک زیباییهنگامیکه خداوند معرفت شهودی و علم حضوری نسبت به مراتب عالی وجود را به بندهای عطا میکند، زیبایی این مراتب، وی را مدهوش کرده و به اعجاب وامیدارد و در نتیجه وی به هوش میافتد و میفهمد که وجود به خودی خود زیباست و جان کلام الهی را درک میکند که در آیه هفتم سوره سجده با این مضمون «الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ» میفرماید: «او کسی است که هر چیزی را آفریده، به نیکوترین وجه آفریده است».
درک زیبایی بهطور کلی به دو عنصر اساسی وابسته است: نخست کیفیت مدرک و دیگری خود ادراک.درخصوص کیفیت مُدرک باید گفت صرفنظر از ادراک، میبابد کمالی وجودی در موضوع باشد تا نفس در مواجهه با آن کمال، به احساس لذت دست یابد.اما درباره ادراک، که عنصر اساسی دوم است، میباید به مَدرِک زیبایی پرداخت.بدیهی است که خود زیبایی بهطور مستقیم دیده یا شنیده نمیشود، بلکه مَدرِک تمام مراتب زیبایی، نفس و ... است.نفس تا هنگامیکه در مرتبه پایین قرار دارد، نمیتواند زیبایی موجود در مرتبه بالا را درک کند.بر این اساس، نفس مدرِک، هرچه قویتر و پرورده باشد، مراتب افزونتری از زیبایی را درک میکند و در برابر هرچه ضعیفتر و بالقوهتر باشد از درک شکوه و زیبایی مراتب بالای هستی کمبهرهتر خواهد بود.بر این اساس نفوسی که رد شهواتهای حیوانی غرق شدهاند بهندرت از معانی لطیف لذت میبرند و برعکس، نفوس لطیفی که زیباییهای معنوی را درک میکنند، چندان به لذتهای حیوانی اهتمام نمیورزند.
هنر و هنرمندنخستین یادگارهایی که آدمی در تاریخ برجای گذاشته، نشان از آن دارد که فطرت کمالپرست و جمالپسند او همیشه زنده بوده و هنر، تجلی و نمودی از این بُعد وجودی انسان است، لیکن هرچه ذهن و زندگی انسان پیشرفت کرده و گسترش یافته، درخت هنر نیز در حیات او پُرشاخ و برگتر شده است؛ چنانکه امروزه هنر در همه ساحتهای فردی و اجتماعی زندگی بشر ریشه دوانیده است.برای نمونه، فیلم، عکس، موسیقی، تنها سه شاخه از شاخههای پرشمار هنرند که تقریباً در تمام حوزههای زندگی بشر وارد شدهاند و امروزه در ساحتهای دینی و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و بهطور ویژه اسلامی، روشن میشود و بدیهی است که یکیاز مهمترین و اولویتدارترین مسائل در این حوزه، پرداختن به هنر متعهد است؛ چه، اگر هنرمند بخواهد میان حقیقت و مخاطب خویش واسطگی کند میباید ویژگیهای و امکانات وجودی داشته باشد.اگر چنین شود و چنان کسی پرورش یابند، هنر متعهد نیز زاده خواهد شد و روشن است که زمینهی کمال و تعالی فردی و اجتماعی انسان را فراهم میسازد.
تاثیر هنرهنر تیغی دولبه است، تربیت هنرمندان متعهد و دینمدار موجب تغییر هنر کشور بهسمت امور مذهبی خواهد شد.هنر ازجمله ساحاتی است که با قلب و روان آدمی سر و کار دارد، در این میان هنرمندان علاوهبر آشنایی کافی به قوانین و آداب هنرهای مختلف باید مهارتهای لازم را هم کسب کنند کمااینکه تاثیر هنر در زندگی فردی و اجتماعی انسان بسیار عمیق و گسترده است.
یکیاز امتیازات دین اسلام این است که کتاب آسمانی مسلمانان یک اثر هنری نیز هست، از اینجا میتوان درک کرد خداوند نقش هنر را در نزول قرآن در نظر داشته است بهطوریکه برخی افراد در طول تاریخ فقط با شنیدن صوت زیبای قرآن به اسلام گرویدهاند.