علی اصغر باباصفری، استاد ادبیات دانشگاه اصفهان در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: یأس و ناامیدی در آثار ادبی بازتاب بسیار گستردهای داشته و ناشی از شرایط اجتماعی هر جامعه است و اوضاع و احوال اجتماعی تأثیر مستقیمی در بازتاب دادن امید و ناامیدی در جامعه دارد.
وی افزود: در بعضی از دورههای تاریخی به دلیل مسائل سیاسی و اجتماعی و رویدادهایی چون حمله مغول و تسخیر کشور توسط آنها، یأس و ناامیدی بر جامعه ایرانی حاکم و باعث سرخوردگی روح اجتماعی در ایران شد، در حالیکه در قرون چهارم و پنجم، اشعار فارسی سرشار از امید، آرزو، شادی و شادکامی بود.
باباصفری ادامه داد: ادبیات برآیند شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی است و آنچه را که در جامعه میگذرد، مثل آیینهای بازتاب میدهد و آیینه تمام نمای هویت یک ملت است.
استاد ادبیات دانشگاه اصفهان تصریح کرد: یأس و ناامیدی ارتباط مستقیمی با حاکم شدن تفکر جبرگرایی در ایران دارد که همان تفکر اشعریگری است. این تفکر مربوط به فرقه اشاعره از اهل سنت بود که معتقد بودند جبر مطلق حاکم است و انسان اختیار ندارد.
وی بیان کرد: این دیدگاه کلامی از قرن ششم بر جامعه ایرانی حاکم شد، یعنی از زمانی که مدارس نظامیه توسط خواجه نظامالملک طوسی در ایران تأسیس گردید و نقش این مدارس نظامیه، ترویج و ترغیب مردم به مذهب شافعی بود. اساس این مذهب نیز جبرگرایی بود.
باباصفری با اشاره به تأثیراتی که پدیده جبرگرایی بر جامعه میگذارد، گفت: جبرگرایی در آثار شاعران بازتاب مییابد و بالطبع روح جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد، هرگونه امید و نشاط و تحرک و پویایی را از جامعه سلب کرده و از تغییر و تحول و اصلاح جامعه جلوگیری میکند.
وی خاطر نشان کرد: در بعضی از ادوار، حوادث تشدید شد و روحیه جبرگرایی به صورت مضاعف و تصاعدی در جامعه رشد کرد که میتوان نمود آن را در شعر شاعران مختلف مشاهده کرد؛ اما از طرف دیگر، در شعر شاعرانی مثل رودکی، فردوسی، ناصر خسرو، منوچهر دامغانی، ثنایی، کسایی و امثال آن، روحیه امید و شادی را میبینیم و علت آن این است که جامعه زمان آنها دستخوش تغییرات نشده بود.
استاد ادبیات دانشگاه اصفهان گفت: در شعر شاعرانی همچون کمالالدین اسماعیل اصفهانی، جامی و معاصران او شاهد یأس و ناامیدی هستیم که این آثار ریشه در پیشینه تاریخی و فرهنگی جامعه داشته است.