به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ايكنا) از خوزستان، امروز چهارشنبه 30 فروردین مراسم خاکسپاری سيد نور هاشمی، فرزند آخرين بازمانده جهاد عشاير عرب در منطقه دهکده حمیدیه برگزار شد. سید نور هاشمی از سال ۵۹ تا ۸۹ مسئوليت امور بنياد شهيد و امور ايثارگران منطقه را به عهده داشته است و در هشت سال دفاع مقدس حضوری موثر داشته است.
در مراسم خاکسپاری سید نور هاشمی، غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان، آیات عظام عباس کعبی و محسن حیدری، عاشور سواری فرماندار حمیدیه و جمعی از مردم ولایتمدار استان خوزستان حضور داشتند.
به گزارش ایکنای خوزستان در اردیبهشت سال 1390، گزارشی روی خروجی ایکنای خوزستان قرار گرفت که امروز و با توجه به فوت و خاکسپاری سید نور هاشمی، این گزارش بازخوانی می شود.
عشاير دشتآزادگان واقع در «مينيور»، دشتی بين اهواز و حميديه در سال ۱۲۹۳ (۱۹۱۴) بين مردم مسلمان ايران و عراق و نيروهای انگليسی اتفاق افتاد. دفاع مقدس عشاير عرب خوزستان برگرفته از فرمان تاريخی آيتالله العظمی سيد «محمدكاظم طباطبايی يزدی»(ره) مرجع بزرگ شيعيان بود كه بر نقش گسترده علمای شيعه در نبرد نابرابر با قوای متجاوز انگليسی تأكيد داشت.
روحانيون نه تنها خود پيشگام مبارزه عليه مهاجمين بودند بلكه با رهبری قابل تحسين خويش مردم را برای مبارزه و استقامت آماده میكردند. جنگ جهانی اول كه برانگيخته از انديشههای استعماری و استثماری و چيرگی و زورگويانه جهانخوران بود نه تنها سرزمين كشورهای درگير جنگ را در برگرفت بلكه خوزستان و بصره را درگير كرد. از جمله شهرهای خوزستان كه در آن جهاد اتفاق افتاد دشتآزادگان بود.
در جريان جنگ جهانی اول علمای نجف به خصوص آيتالله سيد «محمدكاظم طباطبايی يزدی» كه مرجع تقليد عالم تشيع بود به منظور جلوگيری از تهاجم انگليس به كشورهای اسلامی و تجهيز قوای مسلمان فتوای جهاد عليه قوای مهاجم را صادر كردند. حجتالاسلام سيد«محمد يزدی» در رأس هيأتی از روحانيون مسلمان شيعه برای تشويق مردم عليه جهاد به مناطق عشاير خوزستان و عراق در منطقه حضور يافت.
پس از ابلاغ اعلاميه آيتالله يزدی، جنب و جوش بسياری بين عشاير به وجود آمد و هر لحظه برای نبرد با قوای انگليس آمادهتر شدند. عشاير غيور دشتآزادگان از مناطق سوسنگرد، بستان، حميديه، هويزه و روستاهای اطراف به سوی اهواز به حركت درآمدند و پس از تقريباً ۵۰ كيلومتر پيادهروی در دشتی بين اهواز و حميديه برابر قشون انگليس صفآرايی كردند. بسياری از طوايف دشتآزادگان در اين جنگ حضور داشتند.
نيروهای انگليس از چندين لشكر مجهز به توپخانه و سلاح سنگين تشكيل شده بودند و «ويلسون» يكی از قوای انگليسی با همكاری شخصی بنام «كوكی» به شعيبه و بصره و خرمشهر به اهواز آمد و در انجا متمركز شد. ويلسون، نخست نامهای به عشاير منطقه دشتآزادگان نوشته و با خدعه، اعلام كرد كه قشون انگليس هيچگونه دشمنی با آنها ندارند لذا آنان نيز به نوبه خود اجازه دهند لشكريان بريتانيا به راه خود ادامه دهند.
عشاير مسلمان با رد پيشنهاد انگليس به ويلسون نوشتند كه به هيچ وجه اجازه عبور به قوای انگليس را نخواهد داد و برای جنگ با لشكريان ويلسون به خط اول جبهه آمدند. سلاح عشاير مناطق در اين جنگ «تفنگ»، «فاله»، «چماق قيری» (مگوار) نيزه و شمشير بوده است.
نيروهای انگليس پس از دريافت پاسخ عشاير از اهواز به طرف تپههای مينيور در غرب اهواز به حركت درآمدند و برای جنگ با عشاير آماده شدند. عشاير با سردادن شعارهای اسلامی خود را برای شهادت در راه خدا آماده ساخته بودند. با توجه به برتری ارتش انگليس و عدم امكانات جنگی عشاير، به افراد تحت فرماندهی خويش دستور دادند كه با يورش شبانه خود به انگيسيها اجازه استفاده از توپخانه و سلاح سنگين را ندهند.
حمله ناگهانی و سريع عشاير، نيروهای انگليس را غافلگير كرده و جنگ به مواضع دشمن كشيده شد. در اين نبرد نيزه، چماق و فاله نقش تعيينكنندهای ايفا كردند، قدرت حمله به حدی بود كه سربازان انگليسی نتوانستند از سلاحی كه در اختيار داشتند استفاده كنند. زد و خورد ساعتها ادامه داشت و عشاير غيور توانستند انگليسیها را بكشند.
در اين نبرد حدود دو هزار سرباز و افسر انگليسی كشته شده و نيروهای بريتانيا(انگليس) و بصره با دادن كشتههای زياد و از دستدادن توپخانه سنگين نيز به غنيمت عشاير مسلمان درآمد. در دومين نبرد، انگليسیها با عشاير خوزستان و بصره جنگيدند ولی با توجه به امكانات و تجهيزات انگليسیها متأسفانه، بالاخره عشاير خوزستان شكست خوردند و تعدادی از عشاير و علمای خوزستان در اين محل به شهادت رسيدند.
سيد «طاهر هاشمی آل مهدی» بزرگ عشيره سادات آلمهدی، آخرين رزمنده دفاع مقدس عشاير عرب خوزستان در برابر قوای متجاوز انگليسی بود كه تيرماه سال ۱۳۸۹ در سن ۱۱۲ سالگی بر اثر كهولت سن، دارفانی را وداع گفت.
اين رزمنده دلاور، در جريان مقابله با متجاوزين انگليسی در سال ۱۲۹۳ شمسی با قوای اعزامی از دربار بريتانيا موسوم بهD و هنگ «پونا» از هندوستان در حالی كه ۱۵ سال سن داشت به عنوان مسئول تداركات عشاير عرب خوزستان در اين حماسه حضور پيدا كرد.
وی اسفندماه سال ۱۳۸۸ با بيان گوشهای از خاطرات خود در جريان رزمايش بزرگ گمبوعه، به چگونگی مبارزات مردم دلير خوزستان پرداخت و با يادآوری رشادتهای عشاير شهيد منطقه، خواستار تداوم روحيات ضد استكباری در مردم شد.
وی دفاع مقدس عشاير را برگرفته ازفرمان تاريخی حضرت آيتالله العظمی آقا سيد محمدكاظم طباطبايی يزدی(رضوانالله تعالی عليه) مرجع بزرگ شيعيان در آن زمان میدانست و در نقش گسترده علمای شيعه در نبرد نابرابر با قوای متجاوز انگليسی تأكيد داشت.
«سيد نور هاشمی»، فرزند آخرين بازمانده جهاد عشاير عرب در گفتو گو با ایکنا خوزستان اظهار كرد: پدرم نوجوان ۱۵ سالهای بود كه مسئول پشتيبانی بود. زمانی كه دشمن (نيروهای انگليسی) از طرف اهواز به سمت سوسنگرد پيشروی كرده بودند همه جا را ويران میكردند و شب را در اهواز و يا همان «ناصريه» قديم گذرانده بودند.
مردم با ديدن دشمن، تعجب كرده بودند كه چگونه با تجهيزاتی كه داشتند، از رودخانه كارون عبور كرده بودند. مردم اولين بار بود كه شاهد احداث پل بودند، نيروهای انگليسی اقدام به احداث پل كرده بودند. وقتی كه به وسيله پل از كارون عبور كرده بودند، به منطقهای به نام «منيور» نزديكی اهواز رسيده بودند.
عشاير عرب اهواز نيز با فتوای آيتالله «شيرازی» كه فتوای جهاد را داده بودند از اهواز، سوسنگرد عشاير و خرمشهر در منطقه جهاد جمع شدند و چادر زدند. دشمن شب در منطقه «اللهاكبر» يا همان مينور ماند. مردم با ديدن توپخانه، به دنبال اين بودند كه مقابل دشمن ايستادگی كنند. به همين دليل به طرف توپخانه هجوم بودند. جمعيت زيادی به طرف مينور هجوم آورده بودند.
به گفته هاشمی، مردم به دليل ناآشنا بودن با توپخانه، عكسالعملهای متفاوتی از خود نشان دادند. در اين ميان يكی از افراد سر خود را وارد توپ كرد به اين تصور كه میتواند از هجوم دشمن جلوگيری كند اما توسط دشمن شهيد شد.
مردم در آن زمان از ابزاری مانند «فاله»، «چماق» چوب و تفنگهای اوليه به جنگ دشمن رفتند. مردم با هر سلاحی كه داشتند به هجوم دشمن بردند. دشمن به سمت رودخانه كرخه پيشروی كرد و اقدام به احداث پل كرد. عشاير دشتآزادگان مقابل دشمن مقاومت كردند. نيروهای انگليسی از طرف خوزستان به سمت عراق پيشروی كرده بود. مردم خوزستان نيز كه سلاح گرم نداشتند، تنها با «فاله» يا همان چنگك، نيروهای توپخانه انگليسی را نابود كردند. در اين زمان نيروهای عثمانی به كمك نيروهای خوزستان آمدند. مسأله همدلی بين عشاير عرب و ترك مشهود بود.
وی افزود: خوشبختانه سال گذشته، سردار «باقرزاده» اقدام به بازسازی و نوسازی منطقه جهاد كرده است و يادبود شهدا به شكل جديدی احداث شده كه جای تقدير دارد. همچنين در اين منطقه بنياد شهيد اعلام كرده كه بازماندگان اعلان نام شهدا سنگ قبر شهدا را ساخت تا زمينه ماندگاری ايثار مردم ثبت شود.
هاشمی تصريح كرد: پيروزی نيروهای عشاير همه نشأت گرفته از امداد الهی بوده است. دليل هجوم نيروهای انگليسی نيز زيادهخواهی نيروهای انگليسی بوده است. انگليس نيز كه پی به منابع نفتی برده بود اين هجوم را برنامهريزی كرد. دشمن پی برده بود كه خوزستان از منابع عظيم نفتی برخوردار است، به همين دليل هجوم وحشيانه خود را آغاز كردند. اما آنها نمیدانستند كه مردم با فتوای آيتالله «شيرازی» حضور داشتند. اما در اين جنگ نه تنها عشاير عرب حضور داشتند بلكه نيروهای ديگر نيز با شنيدن خبر سريع خودشان را به منطقه رساندند.
وی در خصوص حضور زنان در جهاد عشاير عرب خوزستان گفت: زنان برای آشپزی در منطقه حضور داشتند. با توجه به اينكه پدر من مسئول پشتيبانی و تداركات نيروها بوده است، غذا را به نيروهای درگير منتقل میكرد.
وی گفت: با توجه به فتوای آيتالله «شيرازی» حتی نيروهای عثمانی نيز در اين منطقه حضور داشتند. نبايد فراموش كرد كه پيشروی نيروهای درگير همراه با «يزله» و يا همان حماسهخوانی بوده است. از جمله يزلهها اين بوده كه با فتوای «شيرازی» در بهشت به روی ما باز شده است. مردم نيز به دنبال اين بودند كه هرچه سريعتر به جنگ دشمن بروند و تنها سلاحشان نيز ايمان قوی و فطری آنها بوده است. در اين جنگها، ارزشها به خوبی نمود پيدا میكند.
در جنگ عشاير عرب خوزستان حدود هزار نفر از نيروهای دشمن كشته شدند و تعدادی اسير شدند و اين همه نشأت گرفته از نيروی اعتقادی بالايشان بود. مردم در آن زمان ايثار كردند و حضور زنان گرچه در خط مقدم نبود ولی با تشويق همسران خود مانع از استقرار دشمن در منطقه شدند.
وی در ادامه به هشت سال دفاع مقدس و حضور به همراه پدرش اشاره كرد و گفت: سيد «طاهر هاشمی» در اين جنگ نيز حضور داشت و هيچ وقت حاضر به ترك منطقه نشد. گرچه پير بود ولی تمايل داشت كه با حضورش دلگرمی را به رزمندگان داشته باشد.
وی با اشاره به خاطرهای از جنگ هشت سال دفاع مقدس، گفت: در زمان جنگ، با يك دستگاه جيب حدود ۱۲ زن را به منطقه امنی رساندم و از سوسنگرد به حميديه انتقال دادم. كار سختی بود كه با توكل به خداوند محقق شد. اگر ايمان رزمندگان در دفاع مقدس نبود شاهد پيروزی نبوديم.
با شروع جنگ، شاهد دلاوری نيروهای رزمنده بوديم. در زمان جنگ شروع و برای حفاظت از پدرم، نيروهای رزمنده به دنبال اين بودند كه پدر به جای امنی منتقل شود ولی پدر من حاضر به ترك خوزستان نبود و در منطقه حضور داشت.
نيروهای عراقی در عرض ۴۸ ساعت به حميديه رسيدند و توانست به منطقه پيشروی كند. اما خوشبختانه مقاومت مردم منطقه از زن و مرد، كوچك و بزرگ گرفته همه مقابل دشمن ايستادند و به فرموده امام راحل خوزستان دين خود را به اسلام ادا كرد. اين گفته واقعاً گفته بزرگی است. مردم خوزستان اصلاً عقبنشينی نكردند و مقابل دشمن ايستادند. ايثار مردم و فداكاری كه داشتند نبايد فراموش شود. در جنگ خانوادههايی داشتيم كه يك روز فقط ۱۲ از اعضای خانواده خود را از دست داده بودند. مردم خوزستان در كنار دلاوری ديگر رزمندگان حماسهآفرينی داشتند. شهدای خوزستان، شهدايی بودند كه اغلب در درگيریهای مستقيم و بمباران شهيد شدند.
فرزندان اين منطقه همه ذوق داشتند كه در منطقه حضور داشته باشند. با پايان يافتن جنگ نيز چندين نفر از علما تصميم گرفتند كه در منطقه حضور داشته باشند و پايان يافتن جنگ را به مردم و رزمندگان اعلام كنند.
وی در خصوص ملاقاتی كه با مقام معظم رهبری داشتند گفت: مقام معظم رهبری مهارت مديريت و علم داشتند. وقتی خدمت ايشان رسيديم در حق مردم اين منطقه دعا كردند.
وی گفت: امنيتی كه هماكنون در كشور هست به بركت پيروزی انقلاب اسلامی است و اميدواريم ايثار و فداكاری مردم در همه دوران پابرجا و ثابت بماند.
وی از سال ۵۹ تا ۸۹ مسئوليت امور بنياد شهيد و امور ايثارگران منطقه را به عهده داشته است و حدود ۶ ماه است كه مشكلات مردمی را حل و فصل كردند و با توجه به اعتمادی كه بين مردم دارد در شورای حل اختلاف بنياد شهيد فعاليت میكند.
در جريان نبرد عشاير قهرمان عرب خوزستان با قوای انگليسی بيش از ۱۰۰۰ تن ازنيروهای انگليسی كشته و قريب ۵۰۰ تن از عشاير نيز به شهادت رسيدند. در پی اين عمليات، قوای متجاوز انگليس تا روستای مريد از توابع خرمشهر عقبنشينی کردند.