به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، صدرالدین محمد شیرازی، معروف به «صدرالمتالهین» و «ملاصدرا»، حکیم، عارف، محدث و مفسر بزرگ شیعه و اسلام در سال 979 یا 980 (نهم جمادیالاولی) هجری قمری در شیراز به دنیا آمد.
پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهیم قوامی ـ سیاستمداری دانشمند و مؤمن بود و با وجود داشتن ثروت و عزت و مقام، هیچ فرزندی نداشت ولی سرانجام بر اثر دعا و تضرع فراوان به درگاه الهی، خداوند پسری به او داد که نامش را محمد گذاشتند.
ملاصدرا مدتی درس و بحث را رها کرد و همانگونه که خود در مقدمه کتاب بزرگ خود ـ اسفار ـ گفته است، عمر خود را به عبادت و روزه و ریاضت گذراند و از این فرصت که برایش فراهم شده بود استفاده کرد و مراحل و مقامات معنوی عرفانی را با شتاب بیشتری طی کرد و به بالاترین درجه معنویت رسید.
وی در این دوران ـ که از نظر معنوی دوران طلایی زندگانی اوست توانست به مرحله کشف و شهود غیب برسد و حقایق فلسفی را نه در ذهن که با دیده دل ببیند و همین سبب شد که مکتب فلسفی خود را کامل سازد.
وی تا حدود سال (1040 هـ / 1632 م) به شیراز بازنگشت و در روستای کهک قم ماند و شاگردان بزرگی را پرورش داد و در تمام این مدت به نوشتن کتب معروف خود مشغول بود یا رسالههایی در پاسخ فلاسفه همزمان خود مینوشت. دو تن از شاگردان معروف او به نام «فیاض لاهیجی» و «علامه فیض کاشانی» هستند که هر دو داماد ملاصدرا شدند و مکتب او را ترویج کردند.
ملاصدرا که خود یک محدث(یعنی متخصص در حدیث و روایات منقول از پیامبر(ص) و ائمه اهلبیت(ع)) بود کار مهمی در حدیث نیز دارد و آن شرح کتاب حدیث معروف الکافی تالیف کُلینی رازی است که وی بخش «اصول» آنرا شرح کرده و شرحش شاید بهسبب مرگ او ناتمام مانده است.وی دو کتاب هم در منطق بهنام «تنقیح المنطق» و «رساله تصور و تصدیق» دارد.
ملاصدرا در طول عمر خود گهگاه و به مناسبتهایی به تفسیر یکی از سورههای قرآن پرداخته و در دهه آخر عمر خود از اول قرآن آغاز کرده تا همه را بهصورت یک تفسیر کامل درآورد ولی اجل مهلتش نداده است نام سورهها و ترتیب زمانی و تقریبی تالیف آنها بدینگونه است: 1- سوره حدید، 2- آیةالکرسی، 3- سوره سجده، 4- سوره زلزال، 5- آیه نور، سوره یس، سوره طارق، 6- سوره اعلی، 7- سوره واقعه، 8- سوره فاتحه، 9- سوره جمعه، 10- سوره بقره.
در کتابشناسی ملاصدرا هر یک از این کتب، اثری مستقل به حساب میآید.وی همچنین دو کتاب دیگر درباره قرآن بهنام «مفاتیحالغیب» و «اسرار الآیات» نوشته که در حکم مقدمه تفسیر و فلسفه تفسیر قرآن محسوب میشود.
از دیگر کتب این فیلسوف میتوان به الحکمة المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیة، شرح الهدایة، المبدا و المعاد، امظاهر الالهیة، اکسیرالعارفین،المشاعر، الواردات القلبیة، ایقاظ النائمین، المسائل القدسیة، عرشیة یا الحکمة العرشیة، الشواهد الربوبیة، حاشیه بر شرح حکمةالاشراق، اتحاد عاقل و معقول اشاره کرد.
موضوع کتاب «الحشر» وی نیز نحوه حشر موجودات در روز قیامت است و در آن، برای اولینبار نظریه حشر حیوانات و اشیاء را در روز قیامت بیان کرده است.
همچنین از دیگر کتب ملاصدار میتوان از اجوبه المسائل، اتصاف الماهیة بالوجود، التشخص، سریان نورالوجود، لمّیة اختصاص المنطقة، خلقالاعمال، قضا و قدر، زادالمسافر در اثبات معاد و آخرت از راه فلسفه، شواهد الربوبیه، مزاج، اصالت جعل وجود، الحشریة، الالفاظ المفردة، رد شبهات ابلیس، سه اصل، کسراصنام الجاهلیة، التنقیح، التصور و التصدیق، دیوان شعر، نامه و مکاتبات و مجموعه یادداشتهای علمی ـ ادبی نام برد.
ملاصدرا همچنین، کتابی بهعنوان «متشابهات القرآن» دارد که این رساله درباره آیاتی از قرآن است که دارای معانی پنهانی و پیچیده است و این رساله در واقع فصلی از «مفاتیجالغیب» شمرده میشود.
ملاصدرا یکی از فلاسفه پُرکار است وی با آنکه مدتی را که در حال انزوا و عبادت بود، دست به تالیف نزد و پس از آن نیز همواره به تدریس و تربیت دانشجویان فلسفه، که از سراسر ایران به گرد او میآمدند، پرداخت، ولی در تمام فرصتهای ممکن، چه در سفر و چه در حضر، از نوشتن کتاب و رسالههایی کوچک و بزرگ درباره فلسفه، در قالبهای مختلف کوتاهی نکرد و بههمین سبب مجموعهای متنوع فلسفی و بسیار مفید و استدلالی و با صورتها و هدفهای گوناگون بهوجود آورد.
برخی از کتب او کتاب درسی است و برای آموزش مقدماتی و یا تکمیلی عمیق فلسفه و عرفان از دیدگاه مکتب مخصوص او بهنام «حکمت متعالیه» بسیار مناسب است.برخی دیگر برای توضیح و اثبات نظریههای ویژه خود اوست و چند کتاب او را میتوان در اخلاق و آداب انسانی دانست.
وی بخش مهمی از آثار خود را به تفسیر قرآن اختصاص داد و اگر چه مرگ به او اجازه نداد که تمام قرآن را شرح فلسفی و عرفانی بکند ولی تا آنجا که توانست بنویسد، دارای ویژگیهایی است که آنرا در میان تفاسیر بینظیر کرده است.
محمدبن ابراهیم قوامی شیرازی معروف به «صدرا» و «صدرالمتالهین» حکیم الهی و فیلسوف ربانی بینظیر که حکمت الهی را وارد مرحله جدیدی کرد.ملاصدرا، اصول و مبانی اولیه فلسفه را تغییر داد و آنرا براصولی خللناپذیر استوار کرد.
فلسفه صدرا از یک نظر به منزله چهاراهی است که چهار جریان یعنی حکومت مشائی ارسطویی و سینایی و حکمت اشراقی سهروردی و عرفان نظری محییالدینی و معانی و مفاهیم کلامی با یکدیگر تلاقی کرده و مانند چهار نهر سر به هم برآورده، رودخانهای خروشان بهوجود آوردهاند.
صدرا شاگرد شیخ بهایی و میرداماد بوده است در شرحی که بر اصول کافی نوشته، از شیخ بهایی بهعنوان استاد علوم نقلی و از میرداماد بهعنوان استاد علوم نقلی یاد میکند.
در زندگی ملاصدرا نوشتهاند که وی هفت سفر ـ پیاده ـ به سفر مکه رفته است. در چهارصد سال پیش این سفر را با اسب یا شتر و از راه صحرای خشک مرکزی عربستان طی مینمودند. بنابرین، سفر حج نوعی ریاضت هم شمرده میشد.
در این سفر که بهصورت کاروانهای بزرگ حاجیان انجام میشد عدهای از گرما و تشنگی و خستگی در راه میمردند. با این وصف طی این سفر که چند هزار کیلومتر راه دشوار بود با پای پیاده، مسلماً دشواریهای بیشتری داشته و قوت اراده و ایمان را میطلبیده است.
ملاصدرا هفت بار قدم در این راه گذاشت و سرانجام در سال 1050 قمری در سفر هفتم بر سر راه خود به مکّه و زیارت کعبه در شهر بصره (در خاک عراق) بیمار شد و چشم از جهان فرو بست.
شهید مطهری ارادت خاصی به ملاصدرا داشته و اسم انتشارت خود را صدرا نامگذاری کرده است و در سفرش به شیراز عنوان کرده بود که چهقدر لذتبخش است در جایی نفس میکشم که ملاصدرا 400 سال پیش در این شهر نفس کشیده است.