به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، همانگونه که انقلاب اسلامی با رهبری حضرت امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، دفاع مقدس نیز با رهنمودها و فرماندهی ایشان ادامه یافت و آنچه حاصل شد دستاوردی عظیم بود، چراکه در دویست سال اخیر، برای اولین بار ایران در جنگی نابرابر حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد و از مستشاران خارجی کمک نگرفت. روی پای خود مردانه ایستاد، در صنایع دفاعی به خودکفایی رسید حتی در اوج جنگ از رفتن به پای صندوقهای رأی برای تعیین سرنوشت غفلت نکرد و خود را به عنوان قدرتی که میتواند پشتوانه مستضعفان جهان باشد تثبیت کرد. رهبر کبیر انقلاب با سخنان پر مفهوم و آرامش بخش خود، موجب شد تا رزمندگان با تلاش و کوشش هر چه بیشتر به مقابله با دشمن بروند، این پیر جماران در سخنانی با اشاره به رزمندگان فرمود: «من در ميان شما، باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مىكنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتانِ شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند.
در ادامه وصیتنامه شهدا در خصوص امام خمینی(ره) نگاهی به وصیت شهید محمدرسول احمدى رق آبادى
میاندازیم.شهید محمدرسول احمدی رق آبادی در سال 1332 در روستایی اطراف مشهد به دنیا آمد. نماز و روزه را از هفت سالگی شروع کرد و با توجه به روحیه مذهبی که داشت در جلسات مذهبی و دورههای قرآن شرکت میکرد.
این شهید، در همین سن و سال بود که پدرش را از دست داد و سرپرستی مادر و برادر کوچک را به عهده گرفت با این وجود به تحصیل خود تا ششم ابتدایی ادامه داد و به علت فقر مجبور به ترک تحصیل شد.
در یکشنبه خونین به همراه آیتالله شیرازی مورد محاصره مزدوران پهلوی قرار گرفت
وی، با روی آوردن به شغل بنایی اداره زندگی را متحمل گشت و اوقات فراغت خود را به مطالعه و رفتن به مسجد و حرم امام رضا(ع) میگذراند، در دوران انقلاب در کلیه راهپیماییها شرکت میکرد و در روز 10 دی که به یکشنبه خونین معروف است همراه با آیتالله شیرازی مورد محاصره مزدوران پهلوی قرار گرفت و به شدت مجروح شد.
شهید احمدی رق آبادی، بعد از پیروزی انقلاب در بسیج مسجد از اعضای فعال بود و وقتی جنگ شروع شد از طریق بسیج مسجد به جبهه اعزام گشت. تمام هدف وی پیروزی در جنگ و باز شدن راه کربلا بود.
این شهید، برای دوستان و خانواده خود به منزله یک معلم اخلاق به شمار میرفت و همیشه در نامههای خود از این جمله استفاده میکرد که دست از امام برندارید.
دعاگو امام خمینی(ره) باشيد
«بسم رب الشهداء و الصديقين و الصالحين»
«به نام ايزد يكتا، وصيتنامهام را شروع مىكنم و از خداوند یکتا مىخواهم كه مرا يارى كند تا آنچه را در دل و جان و روحم دارم، بتوانم بازگو کنم. من با عقيده به اين آيه كريمه به جبهه آمدهام: «و قاتلوا فى سبيل الله الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين» «در راه خدا با آنان كه به جنگ و دشمنى شما برخيزند، جهاد كنيد ولى ستمكار نباشيد كه خدا ستمكاران را دوست ندارد».
سلام اى مادرم، اى آنكه در خون و روح من جاى دارى، من نمىدانم كه چطور از شما قدردانى كنم. اى مادرى كه يك عمر با كار و تلاش و زحمت فراوان و با آرزو به اينكه من بتوانم براى اسلام و شما خدمت كنم، مرا پرورش دادی اما من فكر مىكنم كه تا اين لحظه، نتوانستهام خدمتى هر چند ناچيز براى شما انجام دهم و اميدوارم كه اين خون ناقابل من براى اسلام خدمت كرده باشد و در اينجا است كه من به خود جسارت مىدهم كه از شما تقاضاى بخشش كنم. مادر جان، هرگز در سوگ من گريه نكن و اگر چنانچه دلگير شدى بر حسين مظلوم گريه كن. مادر جان از شما مىخواهم كه دعاگو و گوش به فرمان امام راحل(ره) باشيد كه رستگارى در اين است.
برادر عزيزم، اميدوارم كه هميشه و در همه حال زير سایه عنايت پروردگار زندگى بگذرانى و چنانچه من از دستورات پدرانه شما تخطى كرده باشم، مرا ببخش، زيرا بخشش از شم است و اما اى برادر، وصيت من به شما و خواهش من اول امام، دوم امام، سوم امام و بعد از شما مىخواهم كه براى فرزندانم عموى خوبى باشى و آنها را تربيت اسلامى كنى و همسر مرا گرامى بدار.
در ازل پرتوی حسنت زتجلی دم زد
عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد
سينهام ز آتش دل، در غم جانانه بسوخت
آتشى بود در اين خانه ،كه كاشانه بسوخت
محمد رسول احمدی رق آبادی».