کد خبر: 3609656
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۰

وقتی ندای «الغوث» و «العفو» به آسمان می‌رسد/ عجز واژه‌ها از بیان طعم عاشقی

گروه اجتماعی: در احیای شب نوزدهم ماه رمضان، عده‌ای دلهای‌شان را در قطعه‌ای از بهشت، در حرم رضوی به آسمان گره می‌زنند و ناله الغوث سر می‌دهند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، نوزدهمین شب از ماه مبارک رمضان بنا به برخی روایات شب قدر است و دراین شب، بسیاری از زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی،  به پابوس امام رئوف(ع) می‌آیند تا در جوار بارگاه ملکوتی‌اش، این شب را احیاء کنند، ما نیز راهی حرم شدیم تا راوی این لحظات ناب بندگی باشیم.
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
اطراف حرم مملو از جمعیت است، راه برای تردد ماشین‌ها بسته است و مردم، قدم به قدم به سوی حرم روانه می‌شوند؛ درمسیر، نوای مداحی ضربت خوردن پدر یتیمان و امیرمومنان(ع)، دلت را راهی نجف می‌کند؛ هرچند حضور در حرم صفای دیگری دارد، اما مهم احساس حضور در محضر یار است، چه مشهد باشی، چه کربلا، چه در مسجد و حتی در خانه.. .مهم دلت است که کجا باشد.
بوی غربت در کوچه و خیابان منتهی به حرم پیچیده؛ غربتی از جنس ناله‌های امیرالمومنین(ع) در دل چاه و اینجاست که چشمانم بارانی می‌شود.
به حرم نزدیک شدیم، ندای «الغوث الغوث» به گوش می‌رسد و دل با کبوترهای حرم، به سوی آسمان پر می‌کشد، خوب که دل بدهی و با تمام وجود «سبحانک یا لا اله الا انت» را زمزمه کنی، دلت همگام ملائک می‌شود.
وقتی ندای «الغوث» و « العفو»به آسمان می‌رسد/ عجز واژه‌ها از بیان طعم عاشقی
وقتی دل بی بهانه می‌بارد

به حرم رسیدیم و پشت درهای ورودی، درصف بازرسی، دل بی‌قراری می‌کند و از همان جا، بی بهانه می‌بارد و تمنا می‌کند«خلصنا من النار یا رب» الهی، ما را نه فقط از آتش جهنم، که از آتش بغض، آتش کینه و از آتش گناه خلاص کن...
امشب تا آسمان راهی نیست
عده‌ای جلوی درب‌های ورودی حرم نشسته‌اند و هرکسی درحال خود، با معبود مناجات می‌کند «یا حبیب التوابین...یا حبیب من لا حبیب له»؛ آری، امشب تا آسمان راهی نیست...
به صحن انقلاب قدم می‌گذاریم و با جرعه‌ای از شراب عشق، آب سقاخانه حرم آقا، سرمست می‌شویم و در گوشه‌ای، به صفوف مردم می‌پیوندیم و عبارات دعای جوشن کبیر، اسما الهی را مزه مزه می‌کنیم.
 و با هر اسم از نام‌های او، ضربان قلب بالا می‌رود و دل با بی‌قراری می‌تپد، گویی خون در رگها هم بی‌تابی می‌کند برای وصال.
 دل به اندازه یک زندانی بی‌تاب است؛ مثل آزاده‌ای که یک سال در کالبد، در زندان نفس اسیر بوده و امشب با ذکر حق، برات آزادی، پر پرواز گرفته و می‌خواهد آسمان را بغل کند.
وقتی ندای «الغوث» و « العفو»به آسمان می‌رسد/ عجز واژه‌ها از بیان طعم عاشقی
عجز واژه‌ها از بیان طعم عاشقی

اما چگونه می‌توان عشق الهی و این لحظات عاشقانه را توصیف کرد، وقتی که واژه‌ها اینقدر محدودند و قاصر...
برای آخرین بار، می‌گوییم سبحانک یا رب... و بعد با قرائت زیارت امام حسین(ع)، دلها راهی کربلا می‌شود؛ دست ادب بر سینه می‌نشیند و سلامی به ضریح شش گوشه می‌رسد، سلام من به حسین(ع) و به کرب و بلای حسین(ع)
غبطه آسمانیان به اهل زمین
لحظات سپری می‌شوند و عده‌ای چشمان‌شان را به پنجره فولاد گره زده‌اند تا دلشان را به آسمان پیوند زند و عده‌ای، در این هوا، در قطعه ای بهشت عروج کرده‌اند و در آسمان‌ها سیر می‌کنند.
انگار ماه در گوشه‌ای از آسمان، نگاه محزونش را به حرم دوخته ولی لبخند بر لب دارد، لبخندی به شیرینی زمزمه‌های عاشقانه اهل زمین با حضرت عشق؛ گویا به حالشان غبطه می‌خورد.
به گمانم حتی ملائک هم در این شب به حال اهل زمین  حسرت می‌خورند، به حال زمینیانی که دل‌های آسمانی دارند، همان‌ها که خلیفه‌الله هستند و امشب، فاصله‌شان تا خدا، چند قدم بیشتر نیست...
اینجا به جز دم امن یجیب نیست... اینجا پر از صدای هجوم ملائک است... اینجا صدای هیچ غریبی غریب نیست.
وقتی ندای «الغوث» و « العفو»به آسمان می‌رسد/ عجز واژه‌ها از بیان طعم عاشقی
باید که غبار دل را زدود

قرآن‌ها به سر، سر‌ها به زیر، چشمان سر گریان و  چشمان دل، دوخته شده به آسمان. عطر خدا در فضا پیچیده و جایی برای بوی متعفن گناه نیست؛ باید که غبار دل را زدود و با آب دیده، دل را شستشو داد.
اما با روی سیاه؟! سرها را از شرمساری یارای افراشته شدن نیست و باید که به واسطه‌ای متوسل شد، از رسول رحمت، تا امیرمومنان، مادرپهلو شکسته، کریم غریب، شهید عطشان و میوه‌های دلش، پاره‌های تنش؛ همه واسطه می‌شوند.
تو نظر کن به دلم حال دلم خوب شود
و خورشید هشتم، به رسم میزبانی، با لطف و رأفتش از میهمانان پذیرایی می‌کند و ندای نادم را به آسمان می‌برد، ناله‌ی پشیمانی و نوای «الهی العفو» را... و دل انسان پر می‌کشد برای به آغوش گرفتن گنبد طلایی و دلت می‌خواهد یک عمر دلتنگی دلت را در محضرش فریاد بزنی.
انگار اشک‌ها و قسم به بهترین بندگان خدا، موثر واقع شده که انسان سبک‌بال می‌شود؛ انگار همه دلها متصل شده‌اند و ندای «یا الله» به آسمان می‌رود و این دعای صیقل داده شده، همه با هم ظهور آخرین حجت خدا(ع) را تمنا می‌کنند.
به امید آنکه این شب هجران پایان پذیرد...
فاطمه حکم آبادی
captcha