به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، انسان برترين مخلوق الهي است که به فرمان خداوند فرشتگان بر او سجده کردند و مقام جانشيني خدا بر روي زمين به او اعطا گشت و حامل امانت الهي شد که کوهها و درياها از آن سر باز زدند. به تبع اين جايگاه رفيع دين اسلام نيز که حامل پيامهاي الهي براي سعادت بشر است، براي انسان جايگاه با ارزش و مهمي ترسيم نموده است و تمام هدفش سعادت دنيوي و اخروي بشر ميباشد. قران کريم گوهر اصلي وجود انسان را موجودي شريف و کريم معرفي مينمايد و اگر در صراط مستقيم حرکت کند، گوهر اصلي وجود خود را يافته و به قرب الي الله دست مييابد.
خداوند از روح خود در انسان دميد و همين بس که چون کرامت ارزشي ذاتي در پروردگار است، پس انسان نيز سهمي از کرامت دارد، چنان که خداوند در قران مي فرمايد: «ما انسان را گرامي داشتيم».
کرامت به معناي دوري از پستي و فرومايگي است و روح بزرگوار و منزه از هر پستي را کريم گويند. دنائت در برابر کرامت و دني در مقابل کريم است. (جوادي آملي، 1366، 22 ) در اصل كرامت كار خارق عادتي است كه از پيامبر يا امام يا يكي از اولياي الهي و انسانهاي پاك و باتقوا سر ميزند و دليل بر داشتن مقام الهي است و معمولا پيامبران و امامان در راستاي اثبات نبوت و امامت خود به مردم از اين ويژگي استفاده نموده اند. اما هر کار خرق عادتي که توسط هر انساني صورت مي گيرد دليل بر کرامت او نيست، کرامت خرق عادتي است ناشي از قرب الي الله و به اذن خداوند. از جمله جلوههايي که کرامت انساني را نمايان ميکند ميتوان به علم به اسماء، مقام خلافت الهي، تسخير آسمان و زمين براي او و بصيرت بر خويشتن اشاره کرد.
انسان موجودي دو بعدي است، يک بعد او به سمت خاک منتهي ميشود، بعدي که از گل بد بو و تيره رنگ تشکيل شده است و يک بعد او به عرش الهي منتهي ميشود، بعدي که از روح خدا در آن دميده شده است و همين دو بعد ميتواند انسان را به شقاوت یا سعادت بکشاند و به انحطاط و تکامل انسان منجر شود. انسان ميتواند به تبع اين دو بعد به مقام قرب الهي برسد و يا از چهار پايان پست تر شود.
وجود اين دو بعد در انسان و انتخاب سعادت يا شقاوت نشانه قدرت اختيار در وجود آدمي است. به همين دليل با توجه به راهي که انتخاب ميکند کرامت يا دنائت در وجود او نمايان ميشود.
خداوند کريم، قران و ائمه همگي تنها يک راه را براي رسيدن به کرامت به انسان معرفي مينمايند و آن راه تقواي الهي است. امام علي (ع) در اين باره مي فرمايند: « خدا شما را به پرهيزکاري سفارش کرد و آن را نهايت خشنودي خود و خواستش از بندگان قرار داده است. پس بترسيد از خدايي که در پيشگاه او حاضريد و اختيار شما در دست اوست و همه حرکات و حالات شما را زير نظر دارد. اگر چيزي را پنهان کنيد ميداند و اگر آشکار کرديد ثبت ميکند. براي ثبت اعمال، فرشتگان کريم و بزرگواري را گمارده که نه حقي را فراموش و نه باطلي را ثبت ميکنند. آگاه باشيد آنکس که تقوا پيشه کند؛ از فتنهها نجات مييابد، با نور هدايت از تاريکيها ميگريزد و به آن چه که دوست دارد جاودانه دسترسي پيدا ميکند. خدا او را در منزل کرامت خويش مسکن ميدهد، خانهاي که مخصوص خداست. سقف آن عرش پروردگاري و روشنايي آن از جمال الهي و زائرانش فرشتگان و دوستان و هم نشينانش پيامبران الهي هستند» ( نهج البلاغه، خطبه 183)
انسان به جهت قدرت اراده و اختيار و عقل، حاکم بر خصوصيات روحي و فکري و جسمي خود است و با تقويت اراده خود و تسلط بر آن ميتواند جايگاه خود را متحول کرده و در جهت حق يا باطل گام بردارد و در اين مسير يا سقوط يا صعود نمايد. صعود در اين مسير نمايان شدن ارزش ذاتي کرامت در وجود او را به همراه دارد که با تقوا امکان پذير است. کرامتي که حتي براي ملائکه ممکن نيست. همانگونه كه برائت از حقارت و پستي مراتب دارد، كرامت نيز داراي مراتبي است و هر موجودي به اندازه برائت خود از پستی و حقارت، كريم خواهد بود. هر قدر انسان بيشتر از استعدادهاي ذاتي خود در صراط مستقيم بهره گيرد و تقواي الهي پيشه کند، به مراتب بالاتري از کرامت دست مييابد.
اولين نشانه تقوا در وجود انسان پرهيز از دنيا پرستي است. به فرموده رسول مکرم اسلام(ص) «دوستي دنيا ريشه هر معصيت و ابتداي هر گناه است.» (منتخب ميزان الحکمة، ح 2194 ) «لذا دنيا، دنيا ناميده شد، چون که «بيمقدارتر از هر چيزی است« (همان، ح 2171 ) با توجه به اينکه دنائت در برابر کرامت و دني در مقابل کريم است و چون دني و دنائت و دنيا هم ريشهاند، از اينرو نميتوان کرامت و بزرگواری را در دوستِي دنيا جستوجو نمود، چرا که به فرموده حضرت علي(ع) «دنيا انسان را خوار و ذليل ميکند». (همان، ح 2192 ) کرامت نقطه مقابل ذلت و خواري است. بايد براي رسيدن به قله بلند کرامت به سلاح پرهيز از گناه و دنيا طلبي و هوا و هوس، و در يک کلمه به سلاح تقوا مجهز گشت. به فرموده اميرالمؤمنين علي(ع): «کرامت بدون تقوا حاصل نميشود». (نهج البلاغه، حکمت 113)
به عقيده علامه طباطبايي افراد انساني به لحاظ دست يابي به مقام کرامت سه دستهاند: دستهاي که به خدا و آيات او ايمان دارند، اما قول و عمل آنها نوعاً ناسازگار است و به آساني مرتکب گناه مي شوند. اين افراد نسبت به معيار کرامت انساني که همان قرب به کامل مطلق و معدن اصلي عزت و کرامت است، جاهل اند اما هنوز اين توان و قابليت را دارند که با رهايي از علايق مادي و شناخت هدف غايي و معيار اصلي کرامت، به عالم نور راه يابند؛ اما به سبب دلبستگي هايي که به دنيا و اسباب مادي، و نيز غفلتي که از حق تعالي داشتهاند، هرگز نميتوانند به انقطاع کامل و اوج قله کرامت برسند. (طباطبائي، 1386الف، ص36ـ43) دسته ديگر براي رسيدن به آخرت آباد حاضرند زحمات طاعت و ترک معصيت را تحمل، و دنيا را فداي آخرت کنند، اما چون غايت نهايي شان منافع شخصي و حب نفس است، نگاهي ابزاري به خداوند سبحان دارند؛ زيرا ترجيح آخرت بر دنيا، نوعي تجارت سودمند است.در واقع اين گروه، مانند گروه اول نتوانسته اند معيار کرامت را، که قرب به کامل مطلق و فاني شدن در معدن اصلي عزت و کرامت است، درک کنند و در شناخت هدف نهايي که شرط اصلي رسيدن انسان به اوج قله کرامت انساني است، گرفتار مشکل اند. (طباطبائي، 1372، ج11، ص 173) ؛و گروه ديگرکه، معيار اصلي کرامت انساني را که کامل مطلق و معدن اصلي عزت و کرامت است، به خوبي تشخيص داده اند و نسبت به آن معرفت دارند. ازاين رو، از ناب ترين معرفت، بالاترين همت و قوي ترين اراده برخوردارند. به همين دليل، جز رسيدن به کامل مطلق و اتصال به معدن عزت و کرامت، به هيچ چيز ديگري رضايت نمي دهند. لذا بهترين و بزرگ ترين کرامت براي عارفْان وصال، و بدترين ذلت و عذاب، هجران و دوري از خداي سبحان است. عارفان از مرحله اعتماد به نفس گذشته اند و به مرحله اعتماد به حق رسيده اند. (طباطبائي، 1372، ج1، ص 24-23؛ ج11، ص 178-174)
در قرآن به جز تقوا چيز ديگري به عنوان توشه مسافر به سوي خدا معرفي نشده است. به فرموده قرآن تقوا تنها چيزي است که از انسان به خدا مي رسد، بنابراين، فقط تقواست که معيار و مدار ارزش هاي اصيل اسلامي، انساني و کمالات روحي بوده و تنها راه رسيدن به مقام قرب الهي وکرامت نفساني است. «تزوّدوا فانّ خير الزّاد التّقوي» (197 بقره)
علّامه طباطبايي در تفسير آيه شريفه «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ » (حجرات: 12) مي نويسد«اين جمله إن الله عليم خبير اشاره دارد به اينكه اگر خداي سبحان از بين ساير مزايا تقوا را براي كرامت يافتن انسانها برگزيد، براي اين بود كه او به خاطر علم و احاطه اي كه به مصالح بندگان خود دارد، ميداند كه اين مزيت، مزيت حقيقي و واقعي است، نه آن مزايايي كه انسان ها براي خود مايه كرامت و شرف قرار داده اند؛ زيرا آن ها به طوركلي مزاياي وهمي و باطل اند. لذا بر هر انساني واجب است كه در هدف هاي زندگي تابع دستورات پروردگار خود باشد، آن چه او اختيار كرده است، اختيار كند و راهي را كه او به سويش هدايت كرده پيش گيرد و خدا راه تقوا را براي او برگزيده و او بايد همان راه را پيش گيرد. به علاوه بر هر انساني واجب است كه از بين همة سنت هاي زندگي، دين خدا را سنت خود قرار دهد (طباطبائي، 1372، ج18، ص 356ـ357(
منابع:
جوادي آملي، عبدالله، (1366)، کرامت در قرآن،تهران، مرکز نشر فرهنگي رجاء.
منتخب ميزان الحکمة،(1422ق) تلخيص سيد حميد حسيني، قم، دارالحديث، چاپ اول.
علامه طباطبايي، (1372)، الميزان في تفسير القرآن، چ پنجم، تهران، دارالکتب الاسلاميه.
علامه طباطبايي، (1386) الف، الولايه، ترجمه صادق حسن زاده، چ دهم، قم، مطبوعات ديني.
یادداشت از اعظم شجاعی