به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، در یک یادداشت وارده به قلم اعظم شجاعی آمده است «امام جواد (ع) نخستين امام شيعيان بود که در خردسالي عهدهدار اين وظيفه مهم گرديد و همين مسئله باعث شد عدهاي با اين بهانه که رسيدن به بلوغ شرط تصدي اين جايگاه است و امام جواد ويژگي لازم براي امامت را ندارد از پيروي از اين امام سرباز زده و حتي ايجاد شبهه کردند، غافل از ان که محدوديت سني نميتواند مانعي براي دارا بودن ويژگي لازم براي مقام امامت باشد.
آن چه مشخص و بديهي است اين است که علم و عصمت دو ويژگي مهم امام محسوب ميشود. امام بايد داراي علم و بصيرت کافي باشد تا معارف دين را بداند، شبهات را پاسخ گويد، در منازعات به حق داوري کند، قدرت تدبير امور اجتماعي و سياسي و توانايي آگاه نمودن مردم را داشته باشد. از سوي ديگر امام بايد معصوم باشد، زيرا مسئوليت حفظ شريعت محمدي را برعهده دارد و براي مصون ماندن اين شريعت از تغيير و تحريف، حافظ آن بايد مصون از خطا و گناه باشد، از سوي ديگر امام در مقام پيشوايي و هدايت مردم بايد معصوم باشد، در غير اين صورت به فرد ديگري احتياج است تا خطاي او را اصلاح کند. امام جواد (ع) با وجود سن کم از هر دو ويژگي مورد نظر برخوردار بود، زيرا علم و عصمتي که امام از آن برخوردار ميگردد، ارتباطي به سن فرد ندارد و بلوغ لازمه آن نميباشد.
سير اختيار انسان در انجام اعمال داراي دو رکن است: علم و اراده. مرتکب گناه شدن توسط انسان به دو دليل است يا عدم آگاهي از زشتي گناه و يا عدم وجود اراده قوي براي ترک آن. معصومين کساني هستند که هم از نظر شناخت چنان هستند که زشتي و ناپسندي هر کار بدي را به چشم دل ميبينند و هم به لحاظ اراده چنان قدرتي دارند که طوفان غرايز حيواني عنان اختيار را از کف آنان نميربايد. همه افراد انساني مرتبهاي از چنين مصونييتهايي را تجربه کردهاند و درجاتي از عصمت در وجود همه انسانها تحقق يافته است؛ اما تفاوت معصومين با ديگر افراد در اين است که به نظر آنها همه گناهان هم چون زهري کشنده هستند. ويژگي مهم فطري اهل بيت معصوميت آنان است. عصمت، اهل بيت را در هالهاي از تقدس قرار ميدهد تا از خطرات درون و برون اعم از خواهشات نفساني و القا وسوسههاي شيطاني کاملا مصون بمانند و اعتقاد، گفتار، روش زندگي و اخلاقشان سرمشق همگان قرار گيرد.
پيامبران الهي به طور فطري در مرحله نفس مطمئنه قرار دارند و همواره بهطور مستقيم مورد تربيت خداوند قرار ميگيرند و در تمام مراحل زندگي از بدو ولادت تا لحظه وفاتشان مورد توجه و عنايت خاص خداوند هستند و از اعتقاد به کفر و شرک و ارتکاب انواع گناهان صغيره و کبيره مصون ميمانند. در چنين حالتي غرايز نفساني کاملا در مقابل او رام ميشوند. علاوه بر آن پيامبران از ايمان، علم و دانش فوق العادهاي برخوردارند و به حقايق و اسرار جهان و عوامل خوشبختي و بدبختي انسان آگاهي کامل دارند، انگيزههاي گناه را ميشناسند و با توجه به اين که به عواقب آن واقفاند، خويشتن را از عوامل گناه بر حذر ميدارند.
در روايتي از امام صادق(ع) درباره موهبت ويژه پيامبران (عصمت) چنين آمده است: «از آن جا که خداوند به هنگام آفرينش پيامبران ميدانست که آنان از او فرمانبرداري ميکنند و تنها او را عبادت نموده و هيچ گونه شرکي روا نميدارند از موهبتهاي ويژه خويش برخوردارشان ساخت. پس اينان به واسطه فرمان برداري از خداوند به اين منزلت و کرامت والا رسيدهاند».
آن چه از اين روايت قابل دسترسي میباشد، اين است که خداوند با علم ازلي خود ميدانست عدهاي از بندگانش بيش از سايرين از قدرت اختيار خود بهره ميگيرند و حتي اگر موهبت خاصي به آنها اعطا نگردد بيش از سايرين با اعمال اختياري خود سرآمد ديگران خواهند شد. اين منزلت که پيامبران با سير اختياري خود بدان ميرسيدند سبب گرديد که خداوند موهبت ويژه خويش را به آنان اعطا نمايد و آنان را از علم و ارادهاي برخوردار گرداند که از مصونيت کامل برخوردار بوده و راهنمايان مطمئني براي افراد بشر باشند.
در خصوص عصمت انبياء و امامان بايد دانست كه علاوه بر آن مراتب فطري و اكتسابي معرفت و محبت نسبت به خداوند، بعد از احراز مسئوليتهاي الهي اين ملكه تقويت شده و بالاترين نصابهاي عصمت را براي آنها رقم ميزند كه اين درجه از عصمت عطيهاي الهي است كه علاوه بر عصمت از گناه و معصيت حتي مانع از خطا و سهو و فراموشي لااقل در موارد خاص مانند امور مرتبط با تبليغ دين ميشود. بنابراين ويژگي عصمت، چيزي نيست که با گذر عمر و يا رسيدن به مرحله خاصي از زندگي به امام اعطا شود بلکه اين ويزگي از بدو تولد در وجود آنها نهاده شده است.
درباره علم امام نيز بايد گفت، علمي است حضوري، به اين معنا که ائمه به اذن الهي از علمي لدني و مطلق برخوردارند که از راه الهام و افاضه به دست ميآورند و يا از رسول و پيغمبر ديگر به آنها ميرسد. در واقع علمي که امام از آن برخوردار است همانند علمي نيست که ساير مردم از طريق حواس ظاهري به دست ميآورند، امام در اين گونه علم با ساير مردم شريک است، اما آن چه او را از ديگران متمايز ميسازد اين است که آنها راسخون در علم هستند، خداوند علم و دانش آنها را با علم و دانش خود مقرون ساخته و عالم بودن ايشان را به تأويل قرآن مجيد و كتاب آسماني در عرض علم خود به تأويل، قرار داده است. در واقع امامان هرگز در مکتب خانه و کلاس درس در نزد معلم علمي نياموختهاند بلکه علم آنها از راه اتصال به معدن خزائن الهي، وراثت پيامبر و ارتباط با فرشتگان است. چنان که امام رضا (ع) در اين باره ميفرمايند: «هنگامي که خداي تعالي کسي را (به عنوان امام) براي مردم بر ميگزيند به او سعه صدر عطاء ميکند و چشمههاي حکمت را در دلش قرار ميدهد و علم را به وي الهام ميکند تا براي جواب از هيچ سئوالي در نمانده و در تشخيص حق سرگردان نشود».
براين اساس، سن ملاک يا ويژگي براي تصدي مقام امامت نيست، چنان که امام جواد(ع) با وجود سن کم بعد از شهادت پدر، توانست به همه شبهات و مسائل پاسخ گويد و به ارشاد و هدايت مردم بپردازد و طرح مسائلي هم چون سن کم تنها دستاويزي براي افرادي است که به دنبال ايجاد شبهه و تفرقه در سير امامت شيعه هستند».
منابع:
يوسفيان، حسن و احمد¬حسين شريفي، پژوهشي در عصمت معصومان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1388.
مصباح يزدي، آموزش عقايد (سه جلد در يک جلد) انتشارات سازمان تبليغات اسلامي، چاپ هفدهم،1384.