کد خبر: 3637118
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۵

آزادی‌خواهی و دینداری از هم مجزا نیست

گروه معارف: یک محقق و پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه آزادی همان دینداری است، گفت: تا زمانی که به این باور نرسیم که آزادی‌خواهی و دینداری یکی است و از هم مجزا نیست، نمی‌توانیم از طریق آموزه‌های دینی، آزادی را در جامعه نهادینه کنیم.

عباس نصر، پژوهشگر تاریخ در گفت‌و‌گو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، اظهار کرد: آزادی با عدم بندگی برای غیر خدا یکی است، ولی به دلیل فشار استبداد و رسوب اندیشه‌های ارتجاعی، این دو در اذهان و نمادهای فرهنگی دوگانه و بیگانه معرفی شده‌اند. 
وی افزود: وقتی گفته می‌شود «فقط بنده خدا باشید»، یعنی بردگی هیچ کس را نپذیرید و آزاد زندگی کنید، این مهم از اهداف اصلی و فلسفه ارسال انبیاست که به گفته قرآن، انبیا با دعوت مردم به توحید، غل و زنجیرهای اسارت و استبداد را از دوش آنها برداشته تا آزادشان کند و به آزادی فطری برساند.
وی بیان کرد: در طول تاریخ هرگاه، آزادی‌خواهی دچار بن‌بست شد، انبیاء ظهور کرده و بن‌بست‌شکنی کردند، تا اینکه بشر به حدی از رشد رسید که دیگر امکان بن‌بست آزادی‌خواهی وجود نداشت، در واقع موتور محرکه آزادی‌خواهی که کتاب، قلم و خواندن است، به طور نسبی فراگیر شد و بشر به حدی از بلوغ رسید که می‌توانست بن‌بست‌ها را درک کرده و بشکند.
وی بیان کرد: درباره اینکه چرا به جای به کار بردن کلمه آزادی در ادیان الهی، عبودیت خدا و نفی هر خدایگان دیگری مطرح است، سه نکته ظریف وجود دارد؛ اول اینکه جمله بنده دیگری نباش و فقط بنده خدا باش، برای انسان این مسئولیت را ایجاد می‌کند که منشأ آزاد بودن خود انسان است، یعنی« این خود تو هستی که باید آزادگی خودت را از اعماق وجود خویش به نام دین و مذهب  محافظت کنی و کسی از بیرون نمی‌تواند حافظ  عبودیت و نوع بندگی  تو باشد»، برده یا بنده شدن ابتدا در وجود و درون خود انسان یا جامعه شکل  و بعد عملی پیدا می‌کند. 
این پژوهشگر تاریخ اضافه کرد: دوم اینکه آزادی بشر، محوری به نام خالق و فطرت انسانی یافته و از سرگشتگی مطلق به نام آزادی رها می‌شود، یعنی متوجه فطرت و گرایش‌های اولیه انسانی که خالق در او نهفته است، خواهد شد؛ نه اینکه در جامعه یا جهان خلقت سرگشته شود، بدین سوی و آن سوی دنبال آزادی بگردد و فاقد هیچ محور و ارزش فطری باشد و بالاخره امید به حق، او را در حفظ آزادی و سختی راه، از یأس و تسلیم باز می‌دارد، چرا که خدا را بزرگتر از هر سلطان و جباری به رسمیت می‌شناسد.
وی تصریح کرد: به نظر می‌رسد دین و مذهب راه آزادی‌اند، اما به دلیل عوام‌زدگی و سوء‌استفاده‌های زیاد از دین و فشار سلطه‌طلبان و اندیشه‌های ارتجاعی، در ظاهر همه ادیان مانع آزادی بشر شده‌اند و از ماهیت آزادی‌بخش اولیه مذهبی خبری نیست. ادیان متأخر بیش از دیگران سرگرم اختلافات فرقه‌ای و انسان‌کشی و استبداد‌ورزی‌اند، چون برای دین ماهیتی جدای از آزادی انسان تصور داشته و فکر می‌کنند دین خدا را باید حفظ کرد، در حالی که باید آزادی بشر را دین خدا تعریف و سپس آن را حفظ کرد. 
نصر افزود: برخی آداب دینی را که تمام آنها به نوعی در راستای نجات و آزادی بشر بوده و است، دین تعریف می‌کند و در جنبه‌هایی از این آداب فرو رفته و اصل موضوع را فراموش کرده‌اند و در انفکاک آیینی به سر می‌برند، اینها نیز خود را دیندار می‌دانند، در حالی که دینداری به معنای آزادی‌خواهی با رعایت همه جوانب آن است.
وی با اشاره به چالش‌های فکری در بحث رابطه میان دین و آزادی گفت: اولین چالش این است که میان دین و آزادی تفکیک تاریخی وجود دارد و سنت‌گرایان نمی‌توانند باور کنند که مثلا امام حسین(ع) به دلیل وجود استبداد شهید شد. تا زمانی که حوزه دین از حوزه آزادی تفکیک شده باشد، دین به سرعت می‌تواند خودش استبدادآفرین باشد و قرن‌ها حاکمیت نماید، اما بر حسب هدف انبیاء، اگر دین معنای آزادی‌خواهی داد، می‌توان به آزادی در جوامع مذهبی رسید. 
این محقق تاریخ ادامه داد: هرگاه این تفسیر از دین که صحیح‌ترین تفسیر از راه انبیاست، صورت گرفت، جامعه به سوی آزادی قدمی برداشت و هرگاه از این تفسیر دور شد، اسیر استبداد گشت. اتفاقا امام حسین(ع) در هنگام اتمام حجت با دشمنانش که همه مسلمان و نماز‌خوان بوده و حتی برخی از آنها با خود امام نماز خوانده بودند، به دلیل طرفداری از استبداد، آنها را بی‌دین قلمداد کرد و فرمود اگر دین ندارید، آزاده باشید، پس دینداری و آزادگی هم‌ردیف‌اند.
وی اظهار کرد: بزرگترین چالش برای رسیدن به آزادی‌های مطرح در حقوق طبیعی و انسانی در کشور ما، نگاهی خلاف نگاه قرآن است که می‌فرماید«خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی‌دهد، مگر اینکه خودشان آن را تغییر دهند». این نگاه معتقد است اصلا مردم چه کاره‌اند که بخواهند رأی دهند و با آرای خویش سرنوشت خود را تعیین کنند، چون حکومت، قدرت و مشروعیت سیاسی حاکمان را خدایی و نه بشرساز می‌دانند. 
نصر اضافه کرد: از طرف دیگر، میان آزادی انسان و دین دوگانگی یا دو محور مجزا قائل هستند، در حالی که امام علی(ع) به اندازه عطسه بز برای حکومتی که خروجی آن عدالت و جلوگیری از ظلم، یعنی تضمین امنیت و آزادی مردم نباشد، اهمیت قائل نبود و اصلا ذات حکومت را خدایی یا بهتر است بگوییم فطری نمی‌دانست. ایشان مشروعیت حکومت خود را به دلیل حضور مردم می‌دانست.
وی گفت: بنابراین تا زمانی که به این نقطه نرسیم که همه باور داشته باشند دینداری با آزادی‌خواهی یکی است و دو محور جداگانه نیست و حکومت دینی یعنی حکومتی که ابتدا به فکر آزادی‌های مردم و سپس به فکر تثبیت خودش باشد که در این صورت می‌توان آن را حکومت دینی دانست، تا آن زمان از طریق دینی به آزادی اساسی نمی‌رسیم.
وی خاطرنشان کرد: ناچاریم همزمان که برای نهادینه‌سازی فرهنگ دینی برابر با آزادی و دموکراسی تلاش می‌کنیم، از تجربیات بشر استفاده کرده و در قالب حقوق مدنی و حقوق بشر و نهادهای مرتبط مثل احزاب، مجلس و غیره با زمامداران چانه‌زنی کنیم، به این ترتیب شاید پله‌هایی از راه آزادی را طی کنیم، به امید اینکه روزی قرائت دینی ما اصلاح شود، به گونه‌ای که با آزادی‌خواهی قرین گشته و موتور محرکه تأمین حقوق ملت و تضمین‌کننده آزادی‌ها گردد. 
این پژوهشگر تاریخ با اشاره به نمونه‌ای از انحراف در برداشت از دین گفت: مفهوم امر به معروف در مکتب اسلام به منظور نظارت اجتماعی بر رهبران جامعه و اصلاح مستمر حکومت طراحی شده است، چنانچه امام علی(ع) می‌فرماید: اگر امر به معروف تعطیل شود، اشرار زمامدار شما بر شما مسلط می‌گردند. ولی اکنون تقلیل‌گرایی از این دستور نظارت اجتماعی به اینجا رسیده که مزاحمت در حوزه خصوصی افراد را امر به معروف و بالتبع انجام تکلیف دینی قلمداد می‌کنیم.
captcha