رضاعلی نوروزی، استاد علوم تربیتی در گفتوگو با
خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، درباره ویژگیها و خصوصیات دوره کودکی، اظهار کرد: کودک از زمان تولد شروع به شنیدن و دیدن میکند، البته در ابتدا واکنشی به دنیای اطرافش ندارد، اما با گذشت زمان واکنشهایی نسبت به دنیای اطراف پیدا میکند. دنیای ذهنی کودک ساخته و پرداخته همین اتفاقات اطرافش است.
وی ادامه داد: شکلگیری شخصیت بچه و کنش و واکنشهای او به قبل از زمان تولدش بازمیگردد؛ زمانی که زن و مردی تصمیم به ازدواج میگیرند از همان زمان خلقوخو و شخصیتشان بر کودک اثر میگذارد. قبل از تولد کودک و زمانی که در شکم مادر به سر میبرد، فضای اطراف مادر به شدت بر کودک اثرگذار است. ما از زمان تولد کودک تا حدود یکی دو سالگی، درک دقیقی از دنیای ذهنی کودک نداریم، اما هرچه که هست محصول شرایط محیط است.
وی افزود: پدری که تندی میکند، روی کودکش اثر میگذارد و دنیای ذهنی او را میسازد. حال ذهن کودک در فضایی آرام و ایمن، همانطور آرام و ایمن شکل خواهد گرفت و هرچه بزرگتر میشود رفتار منطقی و بهتری خواهد داشت و هرچه رفتارش منطقیتر باشد آرامشش هم بیشتر است. اما برعکس اگر فضای محیط و شخصیت پدر و مادر آرام و عقلانی نباشد، رفتار کودک هم آرام و عقلانی نخواهد بود.
نوروزی اضافه کرد: شرایط محیط و رفتار والدین از سه سالگی کودک خود را نشان خواهد داد؛ مثلا واکنشهای یک کودک میتواند شخصیت خود محور، ترسو یا مضطرب او را نشان دهد، یعنی فضای ذهنی کودک هرچه که او بزرگتر میشود نمود بیشتری مییابد تا زمان نوجوانی و جوانی و بزرگسالی.
این استاد علوم تربیتی گفت: اگر هرکس در زمان ازدواج دقیق به این فکر کند که من چه خاصیتهایی دارم و چه کسی با چه ویژگیهایی میتواند مرا کامل کند، سرنوشت کودک به شکل بهتری شکل میگیرد و از زمانی که فرزند به وجود میآید، والدین باید مراقب باشند که خدای ناکرده تهدید یا چالشی ایجاد نکنند که موجب اضطراب کودک شود، ولی متاسفانه بسیاری به این موارد توجه نمیکنند.
وی ادامه داد: بچهها آینه تمام نمای اتفاقات داخل خانه و رفتار پدر و مادر حتی در زمان قبل از تولد هستند و به مرور هم که کودک وارد اجتماع میشود، بازهم تحت تاثیر فضای خانه و خانواده قرار دارد.
نوروزی بیان کرد: گاهی باید کودک را آزاد بگذاریم و به او میدان عمل بدهیم که تا مادامی که خود یا خانواده را تهدید نمیکند، فرصت عمل داشته باشد. متاسفانه این در جامعه ما بد جا افتاده و یا کودک آزادی بیحد و مرز دارد و یا گاه فرصت عملی ندارد که بسیار خطرناک است. کودک باید تا حدی خودش را نشان دهد، اگر اینطور نشود درک درستی از خودش نخواهد داشت تا زمان بزرگسالی و دلیل آن این است که میدانگاهی نبوده تا خودش را بشناسد. در علم روانشناسی ما رفتار را مطالعه میکنیم؛ یعنی آنچه که در ذهن کودک است به مرور خودش را نشان خواهد داد.
این استاد علوم تربیتی خاطرنشان کرد: کودک با فطرتی پاک متولد میشود؛ کودک فطرتا حقطلب، عدالتطلب و خداجو است، دنبال انجام کارهای خوب است، اما فضای خانوادهها گاهی نه تنها به پرورش این فطرت پاک کمک نمیکند، بلکه آن را نابود میکند. کودک زمانی که معنویت را میبیند، آن را دنبال میکند، اما خیلی جاها رفتارهای ما آنها را زده میکند. پدر و مادری که دروغگو هستند، دروغگویی را در رفتار کودک خود نهادینه میکنند، اما کودکان خودشان صادق هستند.
نوروزی افزود: مایههای دینداری فطرتا در کودک وجود دارد و نیازی نیست که دنبال آن بگردیم؛ فقط نباید آن را خراب کنیم. قصه پر غصه این است که خانوادهها با رفتارهای غلط این فطرت را از کودکان میگیرند. کودک در حالت عادی راستگو است، اما وقتی پدرش را میبیند که دروغ میگوید، راستگویی خود را از دست میدهد.
وی خاطرنشان کرد: پیامبر(ص) میفرمایند که «مردم را با زبان به دین دعوت نکنید»؛ همین که من راست بگویم،کودکم هم راست خواهد گفت، اگر من نماز بخوانم او هم نماز خواهد خواند، اگر خدا را قبول داشته باشم، او هم خدا را قبول خواهد داشت. حتی در سیره پیامبر(ص) داریم که فردی از وی تقاضا کرد به بچه من بگویید خرما نخورد، پیامبر(ص) فرمودند فردا بیایید، من امروز خودم خرما خوردم». پیامبر(ص) که انسان کامل است تا این حد در رفتارش ملاحظه میکند، اما ما اینطور نیستیم.
وی در پایان گفت: سوال اینجاست که چرا زمانی حرفمان در کودکمان تاثیری ندارد؟ چون حرفی میزنیم، اما خلاف آن عمل میکنیم و کودک این را میبیند و میفهمد. پس روشها باید عملی، دینی و غیر مستقیم باشد. قرآن هم مفاهیم را با داستان و مثال منتقل میکند تا هرکس را متناسب با ظرفیتش هدایت کند.