کد خبر: 3656335
تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۲

نقش دنیاشناسی در زندگی و باورهای انسان

گروه معارف: برخورد انسان با حوادث روزگار، انسان با دیگران و نگرش به دنیای پس از مرگ، از مواردی است که متاثر از نوع شناخت انسان نسبت به دنیا است؛ در واقع شناخت انسان از دنیا باعث می‎شود که از گذرگاه بودن و ناچیز بودن دنیا آگاه شود و در سایه این معرفت، به معرفتی بالاتر دست یابد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در بخشی از نامه 31 امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در رابطه با دنیاشناسی و نقش آن در زندگی و باورهای انسان می‎خوانیم: همانا مثل کسانی‎که دنیا را شناخته‌اند، مثل قوم مسافری است که منزل بی‌آب و گیاه با آنها سازگار نیامده و منزل پُرنعمت و ناحیه سرسبزی را قصد کرده‌اند؛ پس خستگی راه و جدایی از دوستان و سختی مسافرت و خشکی خوراک را تحمل می‌کنند تا به خانه وسیع و منزل آسایش خود برسند؛ از این‌رو، از مشکلات این سفر هیچ دردی احساس نمی‎کنند و هزینه در این راه را جریمه نمی‌دانند و هیچ چیز نزد آنان محبوب‌تر نیست از آن‌چه آنها را به منزل همیشگی و جاویدشان نزدیک کند و به محل سکونت‌شان برساند.
و مثل کسانی‎که از دنیا فریب خورده‌اند، مثل قومی است که در منزل پُرنعمتی بوده‌‌اند و آن منزل، آنها را به‌سوی منزل بی‌آب و گیاهی کوچ داده باشد؛ پس نزدشان چیزی دردناک‌تر نیست از جدا شدن از منزلی که در آن بوده‌اند و کوچ کردن به جایی‌که ناگهان بر آن وارد می‎شوند و به آن می‎رسند.
خدای متعال در آیه 38 سوره توبه فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ؛ اى كسانى‌كه ايمان آورده‌‏ايد شما را چه شده است كه چون به شما گفته می‎شود در راه خدا بسيج ‏شويد كندى به خرج می‎‏دهيد آيا به‌جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كرده‌ايد متاع زندگى دنيا در برابر آخرت جز اندكى نيست».
 معرفت دنیا
معرفت و شناخت، بالاترین موهبت الهی به انسان است که با آن می‎توان سعادت خود را تامین کند، امام علی(ع) در کلامی پُرمعنا به کمیل می‎فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکتی نیست مگر این‌که تو درباره آن به شناخت و معرفت نیاز داری، تلاش و کوشش بدون معرفت و شناخت، ممکن است انسان را به بیراهه‌هایی بکشاند که در مواردی برگشتن به مسیر را برای او غیرممکن می‎کند».
همچنین امام صادق(ع) می‎فرماید: «کسی‎که بدون بصیرت و شناخت عمل کند، همچون کسی است که در بیراهه حرکت می‎کند، هرچه بر تندی و حرکت خود بیافزاید از مقصد دورتر می‎شود» کمااینکه دنیا، یکی‎از واقعیت‌های مهمی است که انسان باید نسبت به آن شناخت و بصیرت پیدا کند، شناخت صحیح از دنیا در اعمال و رفتار انسان تاثیر دارد.برخورد انسان با حوادث روزگار، انسان با دیگران و نگرش به دنیای پس‌از مرگ، از مواردی است که متاثر از نوع شناخت‌ انسان نسبت به دنیا است.    
در واقع شناخت انسان از دنیا باعث می‎شود که از گذرگاه بودن و ناچیز بودن دنیا آگاه شود و در سایه این معرفت، به معرفتی بالاتر دست یابند؛ به همین دلیل، حیات پس‌از مرگ را زندگی برتر و حیاتی والاتر از دنیا می‎بیند از این‌رو مانند مسافرانی که هر لحظه شوق رسیدن به منزل دارند خود را برای زندگی آخرت مهیا می‎کنند؛ زیرا آخرت در باور ایشان، منزل دائمی و حیات جاودان است.
انسان در مسیر رسیدن به سعادت ابدی، خستگی اطاعت، جدایی دوستان، دشواری قرب به خدا و سختی روزگار را تجربه خواهد کرد؛ تنها انسانی می‎تواند این‌ها را تحمل کند و به سعادت برسد، که شناخت درستی از دنیا داشته باشد و به حیات جاودان آخرت باورمند باشد.
چنین اشخاصی در دنیا رنج و سختی را احساس می‎کنند؛ ولی آن‌را رنج و سختی نمی‎بینند، هزینه می‎کنند؛ ولی آن‌را هر رفته نمی‎دانند؛ زیرا می‎دانند در مقصد و منزل نهایی به تمام آرزوها و خواسته‌های خود دست خواهند یافت.پس از مشکلات این سفر هیچ دردی احساس نمی‎کنند و هزینه در این راه را جریمه نمی‎دانند و هیچ چیز نزد آنان محبوب‌تر نیست از آن‌چه آن‌ها را به منزل همیشگی و جاویدشان نزدیک کند و به محل سکونت‌شان برساند.
گروه دیگر کسانی هستند که شناخت درستی از دنیا پیدا نکرده‌اند و زیبایی‎های گذرای دنیا آنها را فریب داده است؛ گذرا بودن و ناچیز بودن دنیا، حقیقتی است که برای ایشان در غبار فریب گم شده است و توجهی به آن ندارند.کسی‎که دنیا را محدود و ناچیز نبیند، نمی‎تواند به معرفت بالاتر یعنی توجه به آخرت و شوق به آخرت دست یابد؛ از این‌رو با فراموشی آخرت، حقیقت خویشتن را نیز فراموش می‎کند و یادش می‎رود که انسان برای حیاتی جاودان خلق شده است.حال کسی‎که دنیا را مقصد نهایی و تامین کننده سعادت خود می‎بیند، جز این نخواهد بود که جدایی از این دنیا برایش جانگاه و دردآور است؛ چراکه تمام آرزوها و خواسته‌های او بر محور دنیاست و در چارچوب دنیا معنا می‎پذیرد؛ جدا شدن از دنیا برای او به‌معنای از دست دادن همه خواسته‌ها و بر باد رفتن تمام آرزوهاست.
همچنین در آیات 6 و 7 سوره جمعه در این رابطه آمده است: «قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿6﴾ وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ؛ بگو اى كسانى‌كه يهودى شده‌‏ايد اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر پس اگر راست می‎‏گوييد درخواست مرگ كنيد، و[لى] هرگز آن را به سبب آنچه از پيش به دست‏ خويش كرده‌اند آرزو نخواهند كرد و خدا به [حال] ستمگران داناست».
از امام حسن‌مجتبی(ع) پرسیدند: «ما را چه شده است که از مرگ می‎هراسیم و آ‌ن‌را دوست نمی‎داریم؟ حضرت در پاسخ فرمود: ترس شما به این دلیل است که آخرت خود را خراب و دنیای خود را آباد کرده‌اید! از این‌رو کراهت دارید که از آبادانی به‌سوی خرابی انتقال پیدا کنید».
اسلام می‎کوشد تا انسان مسلمان را از تمام قیدها و وابستگی‎ها آزاد سازد، حتی از قید زندگی و بر این اساس، مرگ را گذرگاهی برای وصول به زندگی برتر معرفی می‌کند و با گشودن پهنه «الی الله المصیر»، «الیه راجعون» و «الیه المنتهی» افق دید انسان را تا شعاعی به امتداد ابدیت گسترش می‌دهد؛ زیرا این یکی‌از اصول مسلم اسلام است که هرگاه توجه به آخرت و اندیشیدن به قیامت و فکر حساب از صحنه زندگی انسان خارج شد، تعلقات مادی و دنیوی دامن‌گیر او می‎شود و چنین انسانی نمی‎تواند به سمت ابدیت و سعادت پرواز کند.
captcha