کد خبر: 3663774
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۴
یادداشت/

تأثیر «بازنگری» و «گشودگی» در آزاداندیشی علامه طباطبایی

گروه اندیشه: «بازنگری» و «گشودگی» که دو پایه اصلی حرّیت فکری‌اند در منظومه فکری علامه طباطبایی جایگاه ویژه دارند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، مهدی فردوسی مشهدی، محقق و دین‌پژوه در یادداشتی به بررسی «بازنگری» و «گشودگی» به عنوان دو پایه اصلی حرّیت فکری در منظومه فکری علامه طباطبایی پرداخته است. متن این یادداشت در ادامه از نظر می‌گذرد.

حسن بن‌علی (ع) امام دوم شیعیان نبیره‌ای داشت به نام ابراهیم که گفته‌اند به دو دلیل «طباطبا» لقب گرفت: یکی اینکه زبانش در ادای کلمه «قَبا» به‌درستی نمی‌چرخید و آن را «طَبا» تلفظ می‌کرد و دیگر اینکه پس از جای‌گیر شدنش در عراق، بومیان آن‌جا (نبطیان) به زبان خودشان او را «سید السادات» خواندند؛ یعنی «طباطبا».

باری، فرزندان و نوادگان ابراهیم به شورش‌هایی در برابر عباسیان دست زدند و از این‌رو، هر یک از آنان در گوشه و کنار قلمرو مسلمان‌نشین آن روزگار ساکن شد؛ یکی در حجاز و عراق و یمن، یکی در مصر و شام و یکی در هند و ایران. بنابراین، «آل‌طباطبا» چنین گسترده شد. بیش‌تر طباطبایی‌های ایران، فرزندانِ احمد نواده ابراهیم طباطبایَند که سده دوم هجری به اصفهان رفت. محمدحسین طباطبایی از تبار خاندان طباطبا در تبریز است.

سال‌ها پیش به سفارش مرکزی، گزارشی درازدامن درباره کتاب تفسیری ایشان به نام «المیزان فی تفسیر القرآن» نوشتم و در تصفح و تفحص کتاب دریافتم که آن بزرگوار کمابیش صد بار ترکیب «و الله اعلَم» را پس از عرضه دیدگاه تفسیری‌اش آورده و بدین شیوه بر سبیل احتیاط مَشی کرده، اما برغم چنین احتیاط‌های معرفتی، حریّت فکری را از دست نگذاشته است. برای نمونه، درباره عصمت پیامبران برغم دیدگاه رسمی رایج؛ یعنی «معصوم بودن پیامبر از گناه و خطا در دریافتن و رساندن وحی و خطاهای حسی و ذهنی»، تأکید می‌کند:

«خطاهای حسی و ادراکی و علمی مانند خطا در تشخیص صلاح و فساد و نفع و ضرر، از مبحث عصمت انبیا خارجَند؛ اما الخطأ فی غیر باب المعصیة و تلقی الوحی و التبلیغ ... کالخطأ فی الامور الخارجیه نظیر الاغلاط الواقعة للانسان فی الحواس و ادراکاتها او الاعتباریات من العلوم ... فالکلام فیها خارج عن هذا المبحث».

به تعبیر دیگر، ایشان به عصمت حداقلی پیامبران معتقد است نه عصمت حداکثری ایشان و بدون هیچ احتیاط و مجامله‌ای این دیدگاه را عرضه می‌کند. از عبارت «الله اعلم» هم در این مبحث خبری نیست.

از دیگر ویژگی‌های آن علامه بزرگوار، تمکین در برابر یافته‌های بشری و پذیرش حجیت علوم تجربی و انسانی و به تعبیر دیگر، «عقلانیت علمی» بود؛ چنان‌که در تفسیر آیات سوره کهف یا آیات مرتبط با آسمان و خورشید و ماه و ستاره یا آیات مرتبط با اجتماع انسانی یا اوضاع و احوال او، بارها به یافته‌های تاریخی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، کیهان‌شناختی، زیست‌شناختی و...، ارجاع و از آنها استفاده کرده است.

این دو نمونه، فرآورده دو ویژگی ذهنی به شمار می‌روند؛ یعنی «بازنگری» و «گشودگی» که دو پایه اصلی حرّیت فکری‌اند. بازنگری در مسلَمات و مقبولات و مشهورات و گشودگی در برابر تشکیکات و توضیحات و تحقیقات، دو ویژگی معرفت‌شناختی و روان‌شناختی تفکر انتقادی‌اند که آن علامه بزرگوار از آن دو، برخوردار بود. نمونه‌های پالایش داشته‌های کهن و گشایش در برابر یافته‌های تازه، نه تنها در «المیزان» که در آثار فلسفی و کلامی و اخلاقی هم ایشان فراوانَند.

خدایش بیامرزاد! 
captcha