کد خبر: 3668058
تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۶

شریعتی پیش از هر کس، منتقد خود بود

گروه معارف: یک کارشناس رسانه و استاد دانشگاه گفت: شریعتی پیش از هر کس، منتقد خود بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، هادی خانیکی، کارشناس رسانه و استاد علوم ارتباطات در نشست شریعتی و روشنفکری دینی که سه‌شنبه 7 آذرماه در دانشگاه اصفهان برگزار شد، با بیان اینکه امروز چقدر امکان بازخوانی الگوی شریعتی از روشنفکری دینی وجود دارد، اظهار کرد: دکتر شریعتی اصرار زیادی در تعریف این مفهوم داشت و معتقد بود روشنفکر اصطلاحی است درست در کنار مذهب، آدمی خودآگاهی است در برابر فیلسوف که جهان‌آگاه و عالم، که آگاه به قوانین و تکنسین که آگاه به تکنیک است، روشنفکر انسان آگاه به وضع اجتماعی‌اش و آگاه به جایگاه خود است، جای به معنای مکان و گاه به معنای زمان.  شریعتی از پدیده‌ای سخن می‌گوید که زمان و مکان خود را می‌شناسد.  
خانیکی بیان کرد: چه موافق شریعتی باشیم و چه مخالف او، وی پر مخاطب‌ترین روشنفکر به معنای عام آن در ایران است و حتی در جهان، به مفهوم اینکه تولیدات اندیشه‌ای او به کنش و واکنش در جامعه تبدیل شود. نه قبل و نه بعد از شریعتی، هیچ روشنفکری نبوده که اینقدر بازار گرم پر مخاطب داشته باشد، متهمی باشد، برای تمام فصول و پرونده‌اش برای همیشه باز باشد، به این معنا که آن اتهام مورد توجه قرار گیرد. از نظر تعداد و کمیت مخاطبان در حوزه نظر و عمل، چه کسی در حد شریعتی است؟
وی ادامه داد: در حوزه نظر، از مهمترین اندیشمندانی که به تفکر در جهان معاصر پرداختند، از ادوارد سعید و فوکو گرفته تا دیگران، شریعتی بخش‌هایی از مطالعات آنان را به خود اختصاص داده است. همچنین از نظر تداوم و پایداری مخاطبان از حیث زمانی، بسیاری از کسانی که در نشست‌های مربوط به شریعتی حضور دارند، افرادی هستند که در درس‌های او در حسینیه ارشاد شرکت می‌کردند و سوم، از نظر عمق ارتباط با مضامینی است که شریعتی به آنها پرداخته، چون یکی از مشکلات روشنفکران، بیگانگی مخاطبانشان با مفاهیمی است که آنها مطرح می‌کنند
این کارشناس رسانه تصریح کرد: اگرچه در بازخوانی یا خوانش‌هایی که از شریعتی رخ می‌دهد، ممکن است در هر زمانی بخش‌هایی از وی بیشتر مورد توجه قرار گیرد، ولی می‌توان پذیرفت که شریعتی به این دلیل مطرح است که چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه او را روشنفکر مصلح و یا روشنفکر مسلح بدانیم، در هر دوی این تصاویر زنده بوده و مسائلی که او به آنها پرداخته، زنده است و این موضوع را در دین، جامعه دینی و جنبش‌های سیاسی و اجتماعی به نام دین نمی‌توان نادیده گرفت.
وی اضافه کرد: شریعتی الگویی را در جامعه ما به وجود آورده که امروز نیز می‌توان روشنفکران را با آن سنجید، چون بازار گرمی که با اندیشه و تجربه خود ایجاد کرد، بعد از او و به گرمی او در میان لایه‌های بعدی روشنفکران اعم از دینی و غیر دینی دنبال نشد. تصور می‌شد اگر تبی را که شریعتی در جامعه به وجود آورد، با نوعی عقلانیت ابزاری کاهش دهیم و یا اینکه این انسان‌ها را به درون خودشان بکشانیم، می‌توانیم موفق باشیم. به نظر من توفیق در این زمینه کمتر بود، چون مسائل اجتماعی که در جامعه ما وجود دارد، با الگوی شریعتی سازگارتر است.
خانیکی تصریح کرد: مفاهیم شریعتی همچنان مورد نیاز است، به دلیل تغییراتی که در جامعه ما رخ داده، یعنی زمانی که در سال 1396 در ایران صحبت می‌کنیم، عمده تحقیقات اجتماعی نشان می‌دهد که جامعه ما به سوی نوعی مادیت و فردیت در حال تغییر است و غلبه مادیت و فردیت به مسئله اجتماعی جامعه ایرانی تبدیل می‌شود. برای اینکه این مادیت و فردیت بنیادهای جامعه ما را تغییر ندهد، می‌توان و باید از الگویی نظیر شریعتی استفاده کرد.
وی با اشاره به هفت تجربه موفق از شریعتی که می‌تواند در برابر مادیت و فردیت غالب در جامعه قابل اعتنا باشد، گفت: اولین مسئله‌ای که شریعتی خود را به عنوان یک روشنفکر دیندار به آن ملتزم می‌دانست، مسئله‌محوری بود. وی به مسائل حاشیه‌ای نپرداخت، بلکه به مسائل سخت در متن وارد می‌شد که کار بسیار دشواری می‌باشد. برای روشنفکر آسان‌تر است که به مسائل حاشیه‌ای، علمی‌تر، آکادمیک‌تر و بی‌دغدغه‌تر بپردازد، در حالی که ورود به مسئله سخت است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: دومین ویژگی شریعتی، انتخاب رویکرد گفت‌و‌گویی و گشودگی بود. در منطق اندیشه‌ای شریعتی، هر تفکری ولو تفکر مخالف او مورد توجه بود و شاید دلیل آن، دنیاهای مختلفی باشد که تجربه کرده بود. ویژگی سوم او که برای یک روشنفکر و مصلح اجتماعی مهم محسوب می‌شود، جعل امید و امیدوار بودن است. برای جامعه دستخوش تغییر، همیشه انقلاب توقعات فزاینده، سرخوردگی‌های فزاینده ایجاد می‌کند، ولی شریعتی یک روشنفکر امیدوار بود و سعی می‌کرد که از متون و منابع مختلف دینی، تاریخی و ادبی جعل امید کند
وی با بیان اینکه چهارمین ویژگی شریعتی، کنشگری بود، گفت: شریعتی نظاره‌گر نبوده و روشنفکری نبود که بعد از صحبت‌های پیچیده نظری، به زندگی راحت باز گردد، بلکه حیات عادی خود را فدای دردمندی خویش می‌کرد. ویژگی پنجم، خلاق بودن است، یعنی مفاهیم موجود در سنت یا حتی مدرنیته را که مورد استفاده غلط بود، به گونه‌ای به کار گرفت که جامعه، خودش را تغییر داد.
خانیکی اضافه کرد: ویژگی ششم او، منتقد بودن است. شریعتی همیشه نقد را در زندگی اجتماعی نیز حفظ می‌کرد. به هر چیزی انتقاد داشت و در این انتقاد بود که راه را پیدا می‌کرد.
وی با بیان اینکه ویژگی هفتم او، صبور و در عین حال عاشق بودن است، گفت: معمولا در روشنفکری این خطر وجود دارد که عشق و صبر از انسان سلب شود، به خاطر اینکه با عقل درگیر می‌شود و ویژگی هفتم از شریعتی، الگویی را به وجود آورد که در شرایط یا جوامع مختلف، ادامه زندگی خود را نشان می‌دهد و این ما هستیم که چه منتقد شریعتی باشیم و چه طرفدار او، باید از زیسته‌ها و الگوی وی در دوران خود استفاده کنیم و این آن چیزی بود که شریعتی را درگیر بین آرمان و واقعیت می‌کرد.
وی با بیان اینکه به لحاظ سنی جزء جوانانی بودم که با روشنفکران  قبل از شریعتی مواجه بودند، گفت: ویژگی روشنفکران قبل از شریعتی این بود که به پروژه اجتماعی کمتر بها می‌دادند و سعی می‌کردند دین را با زبان روز که زبان علمی بود، پاسخ دهند. در واقع با شریعتی بود که دین با زبان اجتماعی و سیاسی پاسخ داده شد.  
این استاد علوم ارتباطات خاطر نشان کرد: زمانی که از روشنفکری دینی یا روشنفکری اصلاح‌گر صحبت می‌کنیم، ممکن است تبار آن را به پیش از مشروطه و به خصوص دورانی که ایران و یا جهان اسلام با دنیای جدیدی روبه می‌شوند، متعلق بدانیم. اگر به بسیاری از مباحث و مسائلی که در تفکر شریعتی مطرح می‌باشد، توجه کنید، می‌بینید که این مسائل در مقاطعی در جوامع دیگر به خصوص مصر و ترکیه به عنوان میراث‌دار امپراتوری عثمانی نیز مطرح است و اصلا رویارویی ایران، ترکیه و مصر با تجدد، به خصوص اینکه کجا از منظر دین و کجا از منظر ملیت، با آن مواجه شدند، مسئله مهمی محسوب می‌شود که خوشبختانه بعد از انقلاب به آن بسیار پرداخته شده است.
وی افزود: جدا از افراد، برش‌ها و مقاطع فکری بعد از شریعتی نیز درخور تأمل است، منتها از زمانی که شریعتی حوزه عمومی بزرگ را مدنظر قرار داد، حوزه بومی آسیب دیده و حوزه عمومی تخریب شده است و با وجود تغییرات اجتماعی که در ایران امروز رخ داده، باید به درمان و ترمیم حوزه خصوصی بپردازیم.
خانیکی تصریح کرد: عده‌ای معتقدند نمی‌توان تجربه شریعتی را از نوع مواجهه او با مخاطبان، رقبا و مخالفانش تفکیک کرد و به همین اعتبار است که بعضی از واژه‌ها برای تقسیم‌بندی و تمایزیافتگی میان موافقان و مخالفان مرسوم شده، مثل پروژه ناتمام یا بازگشت، اما من قائل به این نیستم که هیچ پروژه فکری یا سیاسی قابل اتمام باشد. هر عامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌تواند در مواردی حیات پیدا کند و در مواردی محدود شود. اگر جامعه امروز خودمان را در نظر بگیریم، بنده جزء کسانی هستم که به جامعه ایرانی خیلی خوشبین‌اند، برخلاف اینکه گفته می‌شود این جامعه از دست رفته و از هم پاشیده شده ؛ در حالی که همین جامعه در بزنگاه‌هایی حیات خود را به درستی نشان داده و این بزنگاه‌ها ممکن است سیاسی، اجتماعی و غیره باشد.
وی با بیان اینکه ما وکیل مدافع شریعتی نیستیم و کسی نیز ما را وکیل مدافع او نکرده و نه فرزندان، دوستداران و نه کسانی که خود را مدیون و مرهون او می‌دانند، هیچ کدام وکیل مدافع شریعتی نیستند، گفت: از منظر تعلق خاطر به این سرزمین و این آیین می‌گویم که به اتلاف و تخریب منابع نپردازید. میراث‌ها بخشی از کل جامعه است و رد شریعتی، رد مطهری نیز هست و بالعکس. در هر گوشه‌ای از این کشور تفکراتی وجود دارد و اتفاقا بعد از این تفکرات است که می‌توان در مورد آنها صحبت کرد. امروز با تفکر شریعتی و مطهری بهتر از هر زمانی می‌توان سخن گفت، پس چگونه این پروژه تمام شده است؟
این کارشناس رسانه اضافه کرد: زمانی که شریعتی از دنیا رفت، مرحوم بازرگان که خیلی به وی نزدیک بود، در مراسم بزرگداشت شریعتی، نقدی به وی وارد کرد که شاید اولین نقد به او در آن زمان باشد و آن این بود که شریعتی زیاد امیدوار است و از واژه‌های دیگری استفاده می‌کند، دقیقا همان چیزی که ما امروز از آن به عنوان ظرفیت شریعتی صحبت می‌کنیم. زمانی قرار بود بخشی از صحبت‌های شریعتی اصلاح و حذف شود، اما شهید بهشتی گفت از کجا معلوم در آینده حرف او صحیح‌تر نباشد.
وی اظهار کرد: به نظر من پروژه ناتمام شریعتی مثل هر پروژه ناتمام دیگر، واژه‌های زیبایی است، ولی حامل تجربه و داشته خاصی نیست. هر چیزی که آغاز می‌شود، اگر عناصر حیات‌بخش و فرصت‌های آن تقویت شود، رو به اکمال می‌رود، در غیر این صورت تضعیف می‌شود. بازگشت به شریعتی بازگشت به نوستالژی و گذشته نبوده و هیچکس منتقدتر از خود شریعتی نسبت به خودش نیست و این را نه به زبان، بلکه به عمل نشان می‌دهد. پس اگر امروز از شریعتی حرف می‌زنیم، میراث شریعتی را میراث ملی روشنفکری دینی می‌دانیم که برای امروز ما می‌تواند همراه با خوانش، نقد، افزودن و ادامه دادن آن مورد استفاده قرار گیرد.
یادآور می‌شود که مطالب بیان شده در این نشست دیدگاه‌های شخصی سخنرانان این برنامه است و ایکنا در این مجال این اظهارات را تایید یا نفی نمی‌کند.
captcha